
به نقل از ایرنا در یادداشتی که در روزنامه ابتکار به قلم غزاله پورخاکی منتشر شده است می خوانیم: طرحتحول نظامسلامت،طرحی
بود که دولت تدبیر و امید بسیار روی آن پافشاری و اصرار داشت تا به مرحله
انجام برسد. در این خصوص وزیر بهداشت، همت عالی طلبید تا اینطرحرا به نحو احسن به انجام برساند. اما مثل همیشه که بر سر بسیاری ازطرحها و حرف ها قرار است دست اندازهایی قرار بگیرد، این دست اندازها و نشیب و فرازها، گریبانگیر اینطرحتحولی شد و رفت تا آن را به ورطه شکست بکشاند. چند ماهی است که بحث تجمیع بیمه ها در این میان مطرحمی شود. مقوله ای که وزیر بهداشت، بسیار بر آن تاکید داشته و در میان سخنان خود هر باره گفته بود که فقط بیمه ها می توانند اینطرحرا به شکست بکشانند.
تجمیع بیمه های درمانی، می تواند گامی موثر برای به ثمر رساندنطرحتحول سلامت باشد
تحولدر هرطرحی، مطمئنا به معنای دگرگونی است. از حال بد به حال خوب.طرحی که تمامی مسئولان ذیربط از آن حمایت کرده اند و می توانست مرهمی باشد بر زخم های چندین و چند سالهنظامسلامت. مردم همه چشم دوخته بودند به کاهش هزینه هاینظامسلامتو درمانی. در این مسیر، تجمیع بیمه های درمانی، می توانست گامی موثر برای به ثمر رساندن اینطرحتحولی
باشد. همانطور که بارها، دکتر هاشمی، وزیر بهداشت و درمان دولت یازدهم بر
آن تاکید و پافشاری داشت. اما سنگ اندازی ها در این مسیر، انتقاد وزیر را
برانگیخت و وی را ناچار به اشاره به ضعف بیمه ها کرد و آن را تهدیدی برای
اینطرحدانست.
این
حمایت، زمانی می توانست خود را در صدر نشان دهد که چندین سازمان بیمه گر
با سیاست های مختلف بیمه ای نداشته و یک سیاست واحد و هماهنگی بر همه آنها
اعمال می شد. سردرگمی بیماران، فقط با طرف بودن با یک سازمان بیمه گر می
توانست شکل و رنگ و روی تفاهم و درک اشتراکی خوبی به خود بگیرد. اما...
تجمیع 17 سازمان بیمه گر
این اما را به خوبی در هرطرحی که می خواهد،تحولی
بنیادین ایجاد کند، باید دیده شود. چرا که تناقضات عقیده ای به خوبی نمود
پیدا می کند. 17 سازمان بیمه گر و در بالاترین مرتبه آن سازمان تامین
اجتماعی، از زیر بار رفتن این تجمیع شانه خالی می کند و همین امر، می تواند
اختلالی را در اجرایطرحتحولنظامسلامتایجاد کند.
نیاز
به حضور یک سازمان بیمه گر قوی، در این میان، می تواند از نابسامانی حضور
تک تک بیمه ها با قد و قواره های مختلف و سازهای ناکوک بسیار جلوگیری به
عمل آورد. چرا که تمامی مشکلات سال 93 در برخی از بیمه ها که وحدت رویه ای
در پذیرش تعرفه های جدید را نداشتند،طرحتحولرا به بن بستی می کشاند. اینطرحمی توانست یک ورودی خوب برای خروجی های منصفانه تری برای مراجعان باشد.
نمی توان به یک باره تغییر داد
تمامی
هم و غم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دغدغه حضور مردم در مراکز
درمانی بود. هدفی که وزیر بهداشت بارها به آن اشاره داشت، کمک به مراجعه
کنندگان مراکز درمانی بود. کمکی که مانع از آسیب رساندن به آنها می شد. در
این میان، امکان این وجود داشت که بیمه ها تعهداتی را بپذیرند و در پی آن
با کم آوردن هزینه ها نتوانند مطالبات داروخانه ها، بیمارستان ها، پرستاران
و پزشکان را به موقع پرداخت کنند.
همه
دفاتر بیمه به یک دفتر بیمه تبدیل شود و به هر مرکز درمانی دولتی که در
محل زندگی خود واقع شده مراجعه کنند و بدون اینکه حتی بپرسند که وابسته به
کدام بیمه است، به مداوای خود بپردازند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
یادآور شده بود کهطرحتجمیع بیمه ها، مشکلات اجرایی، مالی و اجتماعی فراوانی دارد و ساختارها را نمی توان به یک باره تغییر داد.طرحی که بر اساس ماده 38 قانون برنامه پنجم توسعه، حمایت بیمه درمانی را شامل حال ایرانیان می کرد.
اما لازم به یادآوری است که اینطرحهمچنان
در کش و قوس های خود قرار دارد. همه این صحبت ها به جایی می رسد که معاون
رفاهی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به این مورد که هیچ جلسه ای از سوی
سازمان های بیمه گر و وزارت رفاه با وزیر بهداشت در خصوص تجمیع و بدهی بیمه
ها در دستور کار این وزارت قرار ندارد، اشاره کرده و می گوید که بیمه ها
طبق برنامه، کار خود را انجام می دهند!
میدری: اطلاع ندارم!
یکی از همان سئوالاتی که در اینجا مطرحمی شود، این است که وقتی یکی از مهم ترین مراحل به ثمر رساندنطرحنظامسلامت،
یکپارچه شدن بیمه های عنوان شده است، چطور وزارتخانه ای عریض و طویل که
نام رفاه اجتماعی را با خود یدک می کشد، این مورد را در دستور کار خود قرار
نداده و نمی دهد؟ تا آن جایی که در متن اخبار دیده می شود، این اولتیماتوم
به دکتر ربیعی، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی داده شده بود که تنها چند
ماه مهلت خواهد داشت که صندوق بیمه ها را ادغام کند. اما بهارستانی ها،
عنوان کردند که زور مجلس به سازمان تامین اجتماعی برای مشارکت در یکپارچه
شدن بیمه ها نمی رسد!
تا
این تاریخ تجمیع بیمه ها به هیچ عنوان منتفی نشده است و اما احمد میدری،
معاون رفاهی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در واکنش به اینکه آیا
مسئولان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین سازمان های بیمه گر با
وزیر بهداشت و جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری جلسه ای را در خصوص تجمیع
بیمه ها دارند یا خیر، می گوید که بنده تا این لحظه از برگزاری این جلسه بی
اطلاع هستم! و ادامه می دهد: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان
های بیمه گر وظایف خود را در حوزه بیمه ای انجام می دهند و مشکلی دراین
زمینه ندارند. در خصوص بدهی بیمه ها به مراکز درمانی نیز طبق زمانبندی
انجام شده، انجام می پذیرد و چنانچه اعتبارات لازم در اختیار وزارت رفاه
قرار بگیرد، بلافاصله این مبالغ از طریق سازمان های بیمه گر در اختیار
مراکز درمانی و بیمارستانی قرار می گیرد.
از 40 میلیون به 23 میلیون
همه
این بحث ها و جدل ها به جایی می رسد که جلسات تجمیع بیمه ها برگزار شده و
همچنان در حال برگزاری است و برگزار نیز خواهد شد. موضوعی که می تواند
پاشنه آشیل اینطرحباشد. اما گویا شانه خالی کردن ها از زیر بار مسئولیت رگ و ریشه خود را در اینطرحنیز دوانده است.طرحی که آماری گم در آن به چشم می خورد.
همانطور
که عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در واکنش به انتقاد
آماری سازمان بیمه تامین اجتماعی در زمان ارائه آمار کلی که تعداد 40
میلیون نفر را به عنوان پوشش دهنده اعلام می کند ولی در ارائه خدمات فقط به
23 میلیون نفر خدمات می دهد، با قاطعیت عنوان کرده بود که علت اینکه که
نمی خواهند تجمیع شود برای این است که دست هایشان رو می شود، چرا از 40
میلیون نفر پول می گیرند ولی فقط به 23 میلیون نفر خدمات می دهند؟ تمام
صندوق های که در دنیا وجود دارند صندوق های پرداخت هستند، این ها بیمه
نیستند که سرمایه گذاری هایشان معنی داشته باشد، از یک طرف ورودی و از طرف
دیگر خروجی دارند و اصلاً ورشکستگی در اینها بی معنا است، اینها یک کارمزدی
برای کارشان باید بردارند، بنابراین فقط یک صندوق پرداخت هستند، صنعت
نیستند که می گویند ورشکسته می شوند، همه این ها صندوق پرداخت هستند و
عنوان ورشکستگی در آنها بی معنا است.
با تمامی این صحبت ها باید به انتظار زمانی نشست که اینطرحبه
بار بنشیند و بتواند باری را از دوش بیمارانی بردارد که با تمام مشغله های
درمانی و بیماری خود راهی بیمارستان هایی می شوند که روی بنرهای شان، از
اجرا شدنطرحنظامسلامتحکایت دارند. حکایتی پر درد و رنج بر پهنه ای که هر کسی قلمی به دست گرفته و روی آن می نگارد