هر وقت ایام انتخابات می شود، بحث احساس تکلیف هم داغ می شود،چه آنهایی که خود جوش احساس تکلیف میکنند و چه آنهایی که احساس تکلیف را گردنشان می اندازند . البته تملق و تبلیغات اطرافیان در این احساس تکلیف بی تاثیر نیست و شیطان با هر کس از طریق خاصی تعامل می کند.
در این میان افرادیکه قبل از احساس تکلیف نموده ،تکلیف شناسی میکنند و تمام داشته ها و توانایی های خود را درکفه ترازو گذاشته و با خود میسنجد که امروز انجام چه کاری با استفاده از تواناییهایش برای خود و شهرش بهتر است ،برندگان واقعی عرصه انتخاباتند . اینگونه افراد در مقابل خود،خدا و بندگان خدا برای همیشه روسفیدند .
غرض نگارنده از تکلیف شناسی ، خدای نکرده منع از حضور در عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا نسیت ، چه اینکه ممکن است خروجی تکلیف شناسی یک نفر ، همان ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی باشد . اما این عمل زمانی صحیح است که ،مسیر تکلیف شناسی طی شده باشد .
کاندیداهای عزیز این را باید بدانند ،دنیا با انتخابات تمام نمی شود ،فردایی هم در راه است،و آنوقت است که اگر در تکلیف شناسی به بیراهه رفته باشی هم دنیایت را از دست دادی و هم بخاطر ضایع کردن حق همشهریانت ، آخرتت را .
در آستانه نام نویسی کاندیداهای انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم ، شهر کاندید خیز ما نیز ظاهرا علی رغم تذکر بزرگان و گروههای سیاسی ، دوباره باید شاهد حضور تعداد کثیری از کاندیداهایی باشد که خیلی هایشان اگر در انتخابات شورای شهر نیز کاندید شوند رای نمی آورند . احساس تکلیف در شهرستان نی ریز همه دوره ها در ایام نتخابات موج میزند و همین مقوله باعث شد همای سعادت بهارستان هیچ گاه در سالهای اخیر برشانه شهرمان ننشیند .
روی سخنم با شماست ، شمایی که تصمیم به نام نویسی به عنوان کاندیدا داری و معتقدی که از همه اصلح تری و رای آوری بالایی هم داری ، محض رضای خدا ، چند لحظه با خودت خلوت کن ، ببین این تفکر اصلح بودن را بر اساس چه معیاری در ذهنت جا دادی ؟
آیا تا کنون حساب کردی همه آنهایی که به شما گفته اند حمایتت میکنند چند نفر هستند ؟100 نفر ؟300 نفر؟500 نفر ؟1000 نفر؟
فرض بر اینکه 1000 نفر رودررو و بلاواسطه به شما گفته اند حمایتت میکنند ، فرض بر اینکه هر کدام از این هزار نفر بتواند در بهترین حالت 5 نفر را نیز با خود همراه کند ، باز میشود 5000 نفر ، آیا این تعداد رای برای احساس تکلیف کردن کافیست ؟
آیا به این فکر کرده ای که احتمالا همین تعداد نیز به سایر کاندیداها اعلام حمایت کرده اند ،تازه اگر افرادی که با شما اعلام حمایت کرده اند به شخص دیگری نیز قول نداده باشند .پس اگر همان تعداد نیز به سایرین قول داده باشند ، چند دسته 1 تا 5 هزار نفری از سبد رای شما کم میشود ؟
آیا هیچ حساب کرده ای که در کمترین حالت برای رقابت با کاندید واحد شهر رقیب ، باید بالای 35000 رای بیاوری ؟
آیا در توان خود میبینی که این تعداد رای را حتی اگر کاندید وحدت باشی بیاوری ؟
آیا در توان خود میبینی بتوانی همه گروهها و جناحهای شهر را که ماشاالله تعدادشان نیز کم نیست با خود همراه کنی و رضایتشان را جلب نمایی .
آیا در توان خود میبینی که بتوانی اعتماد همه بخشها را جلب نموده و آنها را نیز باخود همراه کنی ،آنهم با اقدامات تبلیغاتی که همه ساله رقیب همیشگی شهرمان در این ایام آغاز میکند ؟
یادت باشد ،حتی اگر کاندید وحدت نیز بشوی ،حال چه مثل برخی ها از روی شانس و چه مثل برخی ها از روی خرد جمعی ،شهر ما تجربه وحدت برروی کاندیدایی را داردکه علی رغم اتحادوکاندیدوحدت بودن نتوانست تعدادآرای لازم رابرای ورود به مجلس بیاورد !!!و این اتفاق باعث سرخوردگی مردم شهرستان شد .به نظرت دلیل آن اتفاق ناگوار چه بود ؟جز اینکه علی رغم گزینه اتحاد بودن، شاید به دلیل نداشتن برخی فاکتورهای لازم ،کاندیدای مورد نظر نتوانست مورد قبول همه مردم واقع شود و چگونه فرصت طلایی شهرمان به بزرگترین تهدید تبدیل شد .
آیا هیچ با خود اندیشیده اید که چه پشتوانه سیاسی ، اجتماعی دارید و طیف هوادارتان را آنالیز کرده اید ؟
آیا واقعا میدانید قرار است در مجلس چکار کنید؟آیااز ارتباطات و قوانین نانوشته حاکم بر مجلس خبر دارید ؟
تمام شراط هایی که شما برای نماینده آینده برشمردید قابل تحسینه ولی خب کسی رو میشناسید که تمامش رو داشته باشه - متاسفانه تو شهر ما انتخابات همیشه احساسی نه منطقی