لیبرال ها قصد داشتند از بازرگان به عنوان سرپل اصلی خود، استراتژی شان را که مبتنی بر مشی وابستگی بود در بدنه جمهوری اسلامی تزریق کنند. تاریخ نشان می دهد ایستادگی حضرت امام خمینی در برابر مطالبات و خواسته های نابجای لیبرال ها زمینه تخریب ایشان را توسط این جریان سیاسی فراهم کرد.
شکل گیری انقلاب اسلامی با رهبری داهیانه بناینگذار انقلاب اسلامی ریشه در مبارزه با خوی استکبار داشت. برخاستن علیه نظام سلطه و طغیان علیه استکبارگران از اصول غیر قابل اجتناب در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (ره) بود که در جای جای ایدئولوژی و خاستگاه سیاست ورزی ایشان نمود عینی داشت. همچنین عدم وابستگی به شرق و غرب با تکیه بر شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» برآیندی از اهتمام حضرت امام برای تحقق استقلال کشور داشت.
در این میان هر اندیشه و تفکری که در برابر استقلال و توانمندی ها و ظرفیت های داخلی قصد ایستادن داشت از سوی حضرت امام با صراحت کامل طرد می شد. یکی از بزرگترین مصادیقی که استحاله نظام از همان روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی را در دستور کار قرار داده بود، اندیشه مبتنی بر ایدئولوژی لیبرال ها بود.
لیبرال ها که منفک شده ملی گراها به حساب می آمدند و از دل این جریان سیاسی متولد شدند در ابتدای امر به مخالفت با قرارگرفتن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به مخالفت برخاستند و خواستار جدایی دین از سیاست بودند اما پس از آنکه در تحقق این امر ناکام ماندند از طریق بازرگان به عنوان سرپل لیبرال ها قصد داشتند استراتژی خود را که مبتنی بر مشی وابستگی بود در بدنه جمهوری اسلامی تزریق کنند. تاریخ نشان می دهد ایستادگی حضرت امام خمینی در برابر مطالبات و خواسته های نابجای لیبرال ها زمینه تخریب ایشان را توسط این جریان سیاسی فراهم کرد.
در یکی از مهمترین نمونه ها این بازرگان نخست وزیر وقت جمهوری اسلامی بود که این چنین با ادبیاتی طعنه آمیز بنیانگذار انقلاب را مورد خطاب قرار می دهد: «نه تنها طبقات مختلف به دولت فشار میآورند. بلکه آقا هم ما را تحت فشار میگذارند. آقا که یکپارچه احساس و انقلاب و عطوفت و همیشه از قلب و دل و مغز و زبان، مدافع و طرفدار طبقه ضعیفان و بینوایان و به خول خودشان پابرهنگان هستند، احساسات ایشان را بر میانگیزند و آن وقت، آقا وادار میشوند، طاقت نمیآورند، از بالای سر ما، بدون مراجعه و مشاوره با دولت، بدون اینکه از ما بپرسند، اعلامیه و دستور صادر میفرمایند. یکدفعه دست و پای ما را توی پوست گردو میگذارند. شب جمعه اخیر، هشت نفر از هیأت وزراء خدمت آقا رسیدیم. صاف و پوست کنده گفتیم: خدا عمر و توفیق آقا را زیاد کند، شما هم ما را کلافه کردید.»
حضرت امام خمینی در حیات مبارک شان 11 بار از واژه لیبرال استفاده کردند و این در حالیست که ایشان در ایام پایانی عمر پربرکت شان، 10 بار از این واژه در ادبیات و نامه هایشان بهره گرفتند که این مهم بیانگر خطریست که ایشان در انتهای دهه 60 از نفوذلیبرال ها در بدنه انقلاب اسلامی احساس کردند.
حضرت امام خمینی در آخرین روزهای پایانی سال 67 بر عدم ورود لیبرال ها در عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی هشدار دادند: «من بعضی از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند، من به آنهایی که دستشان به رادیو ـ تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد.»
یکی از دلایل اینکه حساسیت معمار کبیر انقلاب نسبت به خط فکری لیبرال ها در اواخار عمر پربرکت شان بیشتر شد اینکه پس از دوران دفاع مقدس و ورود کشور به دوران سازندگی عنصر حرکتی این جریان سیاسی بر بازسازی کشور در حوزه های مختلف در راستای مختصات لیبرالی بود که حضرت امام تا روزهای آخر نیز بر ورود آن ها ایستادگی کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی خود به مناسبت بیست و نهمین سالگرد ارتحال حضرت امام به بی اعتمادی به دشمن و اعتماد به تواناییهای مردم به عنوان دواصل شخصیتی ایشان اشاره فرمودند؛ اصولی که به شکل حقیقی با جهان بینی لیبرال ها در تعارض است. ایشان فرمودند: «امام، ملّت ایران را ملّتِ بزرگ و آگاه و توانایی می دانست، به آنها اعتماد می کرد، به آنها خوش بین بود؛ مخصوصاً به جوانان. مشاهده کنید در فرمایشات امام که چقدر نسبت به ملّت خوشبین است، نسبت به جوانان خوشبین است.امام در طول ده سال حضور بابرکت خود در رأس نظام اسلامی، یک لحظه به دشمن اعتماد نکرد؛ به پیشنهادهای دشمن بدبین بود؛ به تظاهرات آنها بیاعتنا بود؛ دشمن را به معنای واقعیِ کلمه، دشمن می دانست و به او اعتماد نمی کرد.»
بهره سخن:
اگرچهنفوذ لیبرال ها در بدنه انقلاب اسلامی و دستگاه های تصمیم ساز و تصمیم گیر پس از رحلت حضرت امام به سرمشق فعالیت اصلی
این جریان سیاسی مبدل شد، اما آگاهی بخشی، روشنگری و ایستادگی مقام معظم رهبری در برابر این جریان وابسته، کشور را از لطمات بیشتر مصون داشته است.
با این وجود ترویج دنیاطلبی، رقابت ثروت اندوزی، رواج اشرافیگری در بین برخی از مسئولین که نسیم آن از دولت سازندگی شروع به وزیدن گرفت زمینه حرکت خزنده لیبرالها را فراهم کرد تا ریل گذاری سیاست اجرایی کشور بر مبنای مختصات لیبرالی شکل بگیرد و هیچ دولتی نیز جرئت تغییر این ریل گذاری را نداشته باشد.
هرچند برخی دولت ها – از جمله دولت های نهم و دهم - تلاش کردند با حرکت های پارتیزانی کشور را به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت مردمی با تحول روبرو کنند، اما به واسطه در تعارض بودن مدل لیبرالی با منافع مردم و جامعه عملا با شکست روبرو شدند و همین عامل، سبب اصلی در وجود گره های متعدد در اقتصاد جامعه است.
در پایان نظر شما بزرگواران را به فرازی از صحیفه امام خمینی جلب میکنیم
آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر امریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سئوال بروند.
من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمیدانم که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند، من به آنهایی که دستشان به رادیو - تلویزیون و مطبوعات میرسد و چه بسا حرفهای دیگران را میزنند صریحاً اعلام میکنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست ; لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی امریکا و شوروی را در تمام زمینهها کوتاه میکنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاریاند.
من در اینجا خود را شرمنده و کوچکتر از آن میدانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم اینهمه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت میکنند سفارش و نصیحت میکنم که در گفتار و کلمات و نوشتهها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشتها و تصورات نابجای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند. مسئله دیگر اینکه امروز مقابله و تجزیه روحانیت انقلابی به سود کیست؟ دشمنان از دیرباز برای اختلاف افکنی میان روحانیون آماده شدهاند. غفلت از آن، همه چیز را برباد میدهد. حال اختلاف به هر شکلی باشد، بدبینی شدید نسبت به مسئولین بالا باشد یا مرزبندی فقه سنتی و پویا و امثال آن. اگر طلاب و مدرسین حوزه علمیه با یکدیگر هماهنگ نباشند، نمیتوان پیش بینی نمود که موفقیت از آن کیست و اگر بر فرض محال حاکمیت فکری از آن روحانی نماها و متحجرین گردد روحانیت انقلابی جواب خدا و مردم را چه میدهد.
گرد آورنده : عبدالرحیم بناکار