«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)
شوالیههای ناتوی فرهنگی روایتی است از کوشش ها و تئوری های نافرجام روشنفکران و مدعیان اصلاحطلبی در ایران برای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی که به انقلاب مخملی مشهور شد به عبارتی که در لابلای بازخوانی زندگی و حرفه ای یک روشنفکر سکولار تنیده شده است رامین_جهانبگلو روشنفکری بود که در عصر موسوم به اصلاحات ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ برپایه مأموریتی پنهان از سرویسهای جاسوسی غرب به ساختار فرهنگی و سیاسی کشور راه یافت و با بهرهگیری از منابع و نهادهای وابسته به دولت آقای محمد_خاتمی کوشید تا پروژه جنگ نرم برای فروپاشی از درون را در ایران تحقق بخشد.
او ابتدا پس از سرک کشیدن به خانه پدری جهانبگلو در محله شمیران شهر تهران و آشنایی با بستر رشد و تربیت سوژه ناگهان خود را در لابی های امنیتی ایران متحده می یابد لابیهای که تعامل نزدیکی با کانونهای اصلاح طلبی در ایران دارند او با روشنفکری روبرو میشود که در جوانی فلسفه را به پای الحاد و سیاست زده کرد وقتی به میانسالی رسید همه دغدغهاش این بود که با ورود به فاز امنیتی پروژهای در سازمان نظامی ناتو احزاب مدعی اصلاحطلبی نهادهای مدنی دولتی و انجمنهای دانشجویی را در ایران به مرکزی برای بازتولید نظریه های صهیونیستی بدل کند.
آنگاه مخاطب قدم به بازی دیگری از جنگ نرم برای فروپاشی از درون میگذارد صدای عبدالمالک_ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالله را از رادیو صدای ایران میشنود که می گوید : در برابر آزادی جهانبگلو حاضر است که گروگان های ایرانی اش را با جمهوری اسلامی مبادله کند و بعد با بیانیه های سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده ، عباس عبدی ،محمدرضا خاتمی، هاشم آقاجری، محمدعلی ابطحی ، محمد انصاری راد ، هادی خانیکی، حمیدرضا جلاییپور، محمدتقی فاضل میبدی، فاطمه حقیقت جو، داریوش آشوری، بابک احمدی، علی پایا، محسن کدیور، جواد مجابی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، مینو فرشچی، و ......
جنگ نرم برای او بازی سیاهی می شود بازی ای که یک سوی آن احزاب و گروههای ایرانی مانند حزب مشارکت ایران حزب اعتمادملی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دفتر تحکیم وحدت انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نهضت آزادی ایران مجموعه مدرسین و محققین حوزه علمیه قم قرار دارند از سوی دیگر حامیان صهیونیسم جهانی مانند اتحادیه اروپا بنیاد مطالعات ایران انجمن جهانی قلم اتحاد جمهوری خواهان.
از نیمه دهه ۶۰ جهانبگلو در مطالعات ایران به عنوان کارآموز مشغول به کار بود تا برای ستودن هرچه بیشتر ارتجاع روشنفکری آب دیده شود و بتواند نسخهای بدیل را به جای چهره های اصیل بنشاند و گستره ای برای نشر اباطیل خود در دفاع از سلطنت سلسله پهلوی در رسانههای داخل ایران بیاورد تا سال ۱۳۷۷ که او به شورای سردبیری فصلنامه ایران نامه راه یافت دیگر یاد گرفته بود چگونه باید مفاهیم فلسفی مانند فردگرایی را بهانه کند تا میرزا_ملکم_خان_ارمنی و #محمدعلی_فروغی را بستاید میدانست که چگونه باید بنیادهای ایدئولوژی لیبرالیسم را از نوع بازخوانی کند و نوشته هایش را به ارگان های مطبوعاتی حزب مشارکت ایران و حزب کارگزاران ایران بفروشد.
در حالی که اصلاح طلبان رامین_جهانبگلو را در کسوت نظریه پرداز سیاسی خود در ایران نشانده بودند و به عنوان روشنفکری سکولار مقبول مثلث شوم دولت محمد_خاتمی واقع شده بود او در اردیبهشت سال ۱۳۷۸ با دعوت وزارت امور خارجه آمریکا در کنفرانس سخنرانی پیرامون روشنفکران ایرانی در چرخش یک قرن پرداخت همه کوشش این بود که درپس کندو کاو های تاریخ روشنفکری ایران اثبات کند که اندیشه جهانی_سازی_مهدوی که برآمده از نصوص قرآنی و فکر فلسفی مسلمانان است چیزی بیش از یک دل مشغولی ایدئولوژیک نبوده و اکنون گرفتار ابهامات هستیشناختی شده است جهان در کنفرانس واشنگتن با ادبیاتی بسیار دشوار رویکرد نقد نمادین را برمی انگیزد رهنمودها امام خمینی (ره) را به روشنفکران مبنی بر اینکه از برج عاج خود پایین بیایند رهنمودهای آوانگارد از نوع مارکسیسم_ارتدوکس خواند که در پی القاء یک غایت_شناسی از پیش مقدر شده است.
رامین_جهانبگلو در جمع کارشناسان امنیتی آمریکا مدعی میشود که پس از سال ۱۳۶۸ آرمانهای انقلابی ایرانیان و آن ادیسه_تفکر_اتوپیایی برای نسل ضد آرمان گرای روشنفکران ایرانی میلی برای یافتن رستگاری در ورای زمان و مکان وجود ندارد او در حالی کنفرانس واشنگتن را ترک کرد که با خوشحالی خبر از به چالش کشیده شدن ارزشها در یک نظام یکتا_انگارانه_توحیدی جامعه ایران میداد جهانبگلو آن هنگام زبان اشاره را در ساخت ادبی دشوار برگزیده بود و به خیال خود با رمز و راز از پایان عصر امام_خمینی سخن میگفت روزهای حضور رامین در واشنگتن روزهای پر تب و تابی در ایران بود واقعه ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ آشوبی شده دانشجویی را رقم زد سبب حضور جهانبخش در مرکز بین المللی محققان رزرو ویلسون برای دیدار با سیاست سازان آمریکایی شد هاله_اسفندیاری که عضو ارشد کمیته آمریکایی رابطه اجتماعی اسرائیل و مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز ویلسون بود اواخر مرداد ماه ۱۳۷۸ در تماس تلفنی از رامین خواست که با نظری به رویدادهای جاری در ایران درباره ۱۸ تیر و پدیده رفراندوم در ایران سخنرانی کند جهانبگلو دعوت را پذیرفت و محور گفتار های خود را معطوف به نقش جوانان و روشنفکران ایرانی در گذار آرام به دموکراسی کرد.
برخلاف کنفرانس واشنگتن هاله_اسفندیاری جلسه با جهانبگلو را در پشت درهای بسته و اتاق محرمانه موسوم به لابی گفتگو با سیاست سازان برگزار کرد نشستی که رامین در آن از احتمال کودتای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران علیه دولت اصلاحات ابراز نگرانی کرد و آن را اولین شکست دولت محمد خاتمی #باغی_انقلاب در برابر افراطیون مذهبی دانست او با طرح نظریه #پلورالیسم_ایدئولوژیکی جو سیاسی ایران را نا آرام خواند و گفت چنانچه شورش ها ادامه پیدا کند مشروعیت نظام به مخاطره می افتد و این بهترین فرصت برای براندازی جمهوری اسلامی ایران است.
در لابی گفتگو هاله_اسفندیاری یک مقام ارشد بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی NED را به جهانبگلو معرفی کرد کسی نبود جز مارک_پلاتنر سردبیر ژورنال آو دموکراسی و عضو سرویس ویژه عملیات سیاه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا علیه ایران کسی که از دوران جنگ سرد رفاقتی نزدیک با معماران فروپاشی اروپای شرقی مانند آدام_میچنیک و الکساندر_اسمولار داشت نه تنها یک سیاستمدار بلکه کارشناس ارشد سرویس مخفی اطلاعات انگلیس به شمار میرفت پیوسته بود حالا رامین رو در روی کسانی نشسته بود که بنا داشتند جنگ_نرم در ایران را برای فروپاشی از درون مدیریت کند.
هنوز از واقعیات آن مذاکرات در لابی محرمانه مرکز ویلسون اطلاعات مستندی منتشر نشده است اما پس از آن دیدار کمتر از ۴۰۰ روز بعد در آبان ماه ۱۳۷۹ وقتی جهانبگلو در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تورنتو فلسفه سیاسی درس میداد حلقه آگورا را تاسیس کرده بود باز هم به واشنگتن رفت تا در مرکز بین المللی محققان وودروویلسون در بحث عمومی شرکت کند این بار رگه های فعالیتی کلیدی برای براندازی نرم آشکار بود خزان زندگی فلسفی او فرا رسیده بود هر چند ژست فیلسوفان یکجا در پس ده سال همنشینی با آیزایا_برلین فلسفه را فدای الحاد کرد و این بار هم داشته ها و نداشته هایش را در سبد سازمان جاسوسی سیا ریخت وقتی در کنار هاله_اسفندیاری قدم به سالن بحث عمومی گذاشته نخستین پرسشی را که ترک کرد معطوف به چگونگی فروپاشی ایدئولوژیک در جامعه ایران بود.