سوری ها میگویند: در اوایل اعتراضات مدنی علیه کشور، که توسط عربستان و آمریکا طراحی شده بود مردم برای حقوق خود به خیابان آمدند،درحالی که نفهمیدند گوشت قربانی دشمنان سوریه اند، در یکی از این اعتراضات در حالی که مردم در مقابل نیروهای نظامی تجمعی داشتند
به ناگاه از داخل جمعیت چند نفر نیروهای نظامی مستقر در صحنه را به رگبار بستند..
که متاسفانه با این کار تروریستها.. نظامیان سوری هم بسمت مردم تیراندازی کردند چون فکر کردند که این مردمند که بجنگ آنها آمده اند..
فلذا این حربه ای شد برای ورود تروریستها و مزدوران داخلی و خارجی و قتل و غارت و تجاوز به نوامیس مردم و نابود کردن تمام زیرساخت های سوریه
مرد سوری میگفت: حرص و طمع و قدرت طلبی من در همکاری با دشمنان ،نه تنها باعث پیشرفت من نشد، بلکه آنها خانه و ثروت مرا غارت کردند و زن و فرزندان من را هم بردند.
هموطن امروز هم دشمنان در پی ویرانه کردن ایران بزرگ و مردم غیورش هستند.
هرجا صدایی شنیدید که، از بلند گوی دشمن هم حمایت میشود..بدانید توطئه ای تازه است.
آمریکا با سو استفاده از اعتراضات به دنبال چیست؟
تظاهرات مردم در اعتراض به وضعیت اقتصادی امروز هم ادامه داشت، در این بین اما اتفاق جالبی هم رخ داد. دولت امریکا در بیانیههایی صراحتا ازین تظاهرات حمایت کرد و آنرا علیه فعالیت منطقهای ایران خواند. اما امریکا ازینکار چه هدفی دارد؟
ایالات متحده در دراز مدت به دنبال حذف ماهیت « ظلم ستیزی » از پیکره کشور ایران است. علت آن هم به شکست های متوالی امریکا در منطقه برمیگردد. اوضاع افغانستان باب میل ایران است، دولت عراق با ایران هماهنگ است، در سوریه نقشه کودتا شکست خورده و در یمن، علیرغم تمام جنایتها، نقشههای امریکا نقش بر آب شده است. امریکا مقصر تمام این شکست ها را ظلم ستیزی جمهوری اسلامی میداند و به دنبال حذف آن است.
ایالات متحده برای دستیابی به این هدف یا باید از اساس نظام را نابود کند ( که میداند ممکن نیست ) و یا باید رفتار نظام را تغییر دهد. تغییر رفتار نظام به نحوی که از جمهوری اسلامی تنها نامی بماند و اثری از ظلم ستیزی آن نباشد، غایت خواست امریکاست که به وسیله حمایت از جریان غربگرا دنبال میشود. تیلرسون در کنگره قسم یاد کرده که دولت امریکا از جویندگان تغییر در ایران حمایت خواهد کرد. حمایت از جریان مدرن ( اصلاحطلب ) بار ها در گفتار ترامپ هم تکرار شده است. در این راه هم « تحریم » تک ابزاری است که امریکا آنرا در اختیار دارد.
امریکا شیر تحریم را به نحوی کم و زیاد میکند که با وجود دولتی ناکارامد، تحریمها به راحتی در شرایط سیاسی ایران تاثیر گذار باشند. از طرفی بخشی از تحریمها را ( مانند تحریم واردات هواپیما ) به نحوی رفع میکند که روحانی بتواند با نمایش آن در انتخابات رای بخرد و جریان غربگرا همچنان روی قدرت بماند. حضور روحانی در راس قدرت به معنای حضور کسانی در بدنه دولت است که باور کردهاند برای پیشرفت لازم است در زمینه منطقهای عقب نشینی رخ دهد. اما برای اجرای عقب نشینی، فاکتور « خواست مردم » هم نیاز است. خواست مردم اگر مانند سال ۹۲ و در اثر فشار اقتصادی ایجاد شود، برجام ها در راه است و اگر نباشد، امریکا غلطی نخواهد کرد.
ایالات متحده از طرف دیگر تحریمهای اساسی را به نحوی حفظ کرده که مردم در معیشت خود بهبود محسوسی حس نکنند و همچنان معترض بمانند. حالا مردم معترضند و به خیابان امدهاند. اساسا از روز اول هدف تحریمها چیزی غیر از کشاندن مردم به کف خیابان ها نبود، اما یک مسیله انج
ور که دولتمردان امریکا میخواستند پیش نرفت؛ اگر چه مردم به خیابان امدند اما با فعالیت منطقه ای ایران مشکلی ندارند. یعنی مردم علیرغم دغدغه معیشتی از اصول امنیتی کوتاه نیامدهاند.
دیشب کاخ سفید در بیانیه خود اعتراضات را اعتراض به فعالیت منطقه ای ایران نامید تا تظاهرات را به سمت اهداف خود جهتدهی کنند. حالا ممکن است توطیهگر هایی بخواهند از اعتراضات مردم سو استفاده کنند. در چنین شرایطی بدترین اتفاق ممکن این است که فضا امنیتی شود. اگر فضا امنیتی و رادیکال شود و مردم حس کنند که مطالبه هایشان نه تنها رفع نمیشود که انکار و سرکوب هم میشود، انوقت ممکن است در اثر عصبانیت یا هرچیز دیگری فریب توطیهگر ها را بخورند و هدف دشمن تامین شود.
باید هشیار بود و با حفظ ارامش، مطالبههای به حق مردم را «حل» کرد؛ البته اگر دغدغه های حاشیهای دولتمردان به آنها فرصت رسیدگی به دردهای مردم را هم بدهد. صد البته اگر «بخواهند» مشکلات را حل کنند و هزار البته اگر توان حل آنهارا داشته باشند.