*بعضی از داخلیهای مخالف تفکر «مقاومت» مرتب هشدار میدهند که ایران توان مالی و نظامی بر دوش کشیدن نقش «قدرت هژمون منطقه» را ندارد منظور آنان از «قدرت هژمون»، خود هژمونی نیست بلکه منظورشان مقاومت است ولی از آنجا که در جلسات رسمی نمیخواهند یا نمیتوانند علیه «مقاومت در برابر آمریکا» سخن بگویند از این واژه استفاده میکنند.
*هژمون یاهژمونی بر اساس آنچه در نظریه صاحب آن «آنتونیوگرامشی» آمده است، یک قدرت بدون رقیب است که هیچ منازعی نداشته باشد و تسلط و استیلای او دارای جنبههای مختلف اقتصادی، امنیتی نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک باشد.
کاملاً پیداست که قدرت هژمون از نظر اخلاقی و انسانی مردود است و از این حیث مشروعیت ندارد و بلکه سبب پیدایی و گسترش انواعی از دشمنیها میان فرادست و فرودست میشود. کمااینکه شدت خصومت مردم منطقه ما با انگلیس و آمریکا بهخاطر سیاستهای استیلاطلبانه و هژمونخواهانهای است که از اواسط قرن 19 بر این منطقه رفته است.
*انقلاب اسلامی ایران که مهمترین رخداد منطقه ما در این دوران 200 ساله است، مقابله با استیلای غرب و از بین بردن رژیمی که بر اساس هژمونطلبی بر فلسطین سیطره پیدا کرده را در هدفگذاری اولیه و استراتژیک خود قرار داده است تامین این هدف ازسوی انقلاب اسلامی مستلزم آن است که خود به دنبال ایجاد هژمون و برقراری رژیمی فرادست-فرودست در منطقه نباشد. انقلاب ایران اما ضمن آنکه زمین منطقه را زیر پای آمریکا و رژیم صهیونیستی به لرزه درآورده است، درعین حال یک وجب از خاک منطقه را در اشغال خود نداشته و در کل منطقه حتی یک نفر مزدور ندارد.
وقتی جنگ پرشدت 33 روزه در تابستان 1385 شروع شد و شیعیان لبنان در معرض قتلعام گسترده اسرائیل قرار گرفتند، نگرانیهای زیادی در ایران پدید آمد و برخی از مسئولین ایرانی که درک درستی از رابطه ایران و حزبالله نداشتند لب به انتقاد گشودند که چرا سیدحسن نصرالله در این موضوع مهم و پیش از حمله به یک واحد اسرائیلی در مرز روستای عتیاالشعب نظر ما را نپرسیده است. در همان موقع پاسخی از طرف رهبر معظم انقلاب که به شدت در کانون محبت رهبران و اعضای حزبالله قرار دارد، منعکس شده بود که تصمیم درباره آنچه در لبنان پیش میآید با حزبالله است و ما حق مداخله در کار حزبالله را نداریم ولی همه آنچه میتوانیم برای موفقیت حزبالله در تصمیمی که میگیرد در اختیارش بگذاریم، قرار میدهیم.
*بعضی گمان کردهاند که ما چون در منطقه به قدرت برتر تبدیل شدهایم، اجازه داریم درباره سرنوشت ملتها و کشورهای مظلوم منطقه که در مقابله با سیطره غرب و عوامل آن هزینههای بسیار سنگینی را پرداخت کردهاند و البته به موفقیتهای بزرگی هم رسیدهاند، وارد گفتوگو با این کشور یا آن کشور شویم و ازطرف آنان تصمیم بگیریم. براین اساس حتی بعضی هشدار دادهاند که تا دیر نشده با رژیم سعودی بنشینیم و مسایل مربوط به سه کشور سوریه، عراق و یمن را با آن 30-70 توافق کنیم! اینها گمان کردهاند نظام جمهوری اسلامی میتواند رفتاری مشابه دولت آمریکا داشته باشد. جالب این است که همینها اینجا و آنجا علیه «هژمون ایران» سخن میگویند و منطقه را زمین سوخته معرفی میکنند، اما همینها رفتاری را توصیه میکنند که در واقع هژمونگرایانه است! اینها نمیدانند درختی که در منطقه ثمره شیرین داده و احترام زیادی را برای ایران پدید آورده، مقاومت مومنانه و حضور ایثارگرانه ایران در کنار مردم مظلوم و در مقابل آمریکا، اسرائیل و رژیم سعودی بوده است.
البته در ایران هیچگاه «تفکر خیانت» حاکم نمیشود و هرگز مانند برادران خیانتکار یوسف نبی عمل نمیکنیم و مظلوم را به ظالم نمیفروشیم.