گاهی اوقات در واژههای اختصاصی فرهنگ دینی که اصطلاحا واژههای توقیفی نامیده میشود، تحریف ایجاد میشود. واژههایی که در اسلام ارزش و جایگاه خاص و بار معنایی و محتوایی مشخص داشته و هیچ واژه و کلمهای و هیچ زبان و گویشی، پتانسیل و قدرت مفهومی واژههای ایجاد شده توسط خداوند را نمی تواند داشته باشد.
واژههای توقیفی و اختصاصی در فرهنگ اسلامی، حرکت آفرین و توانمند و اثر گذار است. این واژهها خود معیار ارزش، مستمر و نشان دهنده صراط مستقیم اند.
یکی از واژههایی که محور و چارچوب نظام را معنا و محتوا می بخشد واژه (امت و امامت ) است. دشمنان یا مستقیم و یا با واسطه عوامل نفوذی، برای بی محتوا کردن و بی اثر نمودن این اصول، سعی در تغییر و انحراف آنها دارند.آنان سعی میکنند، با پوشش های ظاهرا زیبا و امروزی و عامه پسند و اصطلاحا مدرن و با دلایل ملی، ناسیونالیستی و بظاهر منطقی، با معادل ساز یهای مقبول و خیر خواهانه به وسیله تبدیل آن واژهها، حرکت پر بار جامعه اسلامی و شیعی را منحرف و بی اثر نمایند. آنان با این روش، واژه محکم و استوار (امت) را به یک واژه معمولی و امروزی مثل (شهروند) تبدیل و حرکت بالنده آن را بی اثر و بی خاصیت می نمایند.
در مکتب الهی اسلام و اهلبیت (ع)، موضوع عترت و امت (امامت و امت ) یا امام و ماموم، جایگاه ویژهای داشته و در قران کریم و معارف اهلبیت (ع) بر آن تاکید شدهاست. امام رضا (ع)، در مقابل کم رنگ کردن این موضوع بعنوان یک تهاجم فرهنگی موضع گیری نمودهاند، در زمان مامون عباسی، که دوران نهضت ترجمه نام گرفتهاست، (بدین معنی که کتب یونانی و افکار فلسفی و علوم باصطلاح انسانی آن روز در جامعه اسلامی وارد نموده و ضمن ترجمه آنها موضوع بحث های علمی قرار می دادند )، نقش مامون عباسی در بکارگیری آنها بمنظور اثر گذاری و بی اثر کردن حاکمیت اندیشههای امامت، بعنوان عامل تهاجم فرهنگی کاملا روشن است.
امام رضا (ع) با تبیین جایگاهامامت و رهبری امت، رسول گرامی اسلام (ص)، فاطمه (س) و ائمه معصومین (ع) را برگزیده خداوند روی زمین معرفی و دلیل و علت برتری آنان را نسبت بهامت، پرهیزگاری و عبودیت دانسته و پیروی از آنها را تکلیف و واجب الهی می شمارند. آن حضرت در مناظراتی که ( به انگیزههای محو نمودن اثرگذاری جایگاهامامت تشکیل میشد) تمام قد به دفاع از کیان اسلام وتشیع و اصول دین مبادرت می نمود و با استدلالات قرانی و با ذکر آیاتی نظیر(( أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلا )) (سوره نساء آیه 59) و آیات تطهیر، مباهله، مودت ذی القریی و... به خوبی از این رکن اصیل، یعنی امامت و وظیفهامت در مقابل آنها دفاع می نمودند.
( آموزههای قرانی و استدلال های رضوی- نوشته فرزاد حکیمیان- تحف العقول- عیون اخبار الرضا)
القائات و شبهههای ایجاد شده و تلاش برای تحریف مبانی اسلام و انقلاب آن چیزی است کهامروز نیز شاهد آن هستیم و همین طور نیز موضع گیری رهبری حکیم و فرزانه انقلاب را در مقابل این تهاجمات فرهنگی و واژههای خلق الساعه مثل دموکراسی، شهروند، گروههای چپ، راست، رادیکال، تندرو، میانه رو و نظایر آن، را می بینیم وروشن گری ایشان و افشای روش های تخریبی دشمن و تبیین راه صحیح و عبارات و کلمات و واژههای اصیل را در مقاطع مختلف شاهد میباشیم.
در تعریف کلمه (امت ) آمدهاست: حرکت جامعه اسلامی برای برقراری نظامی بر مبنای قران تحت زعامت امام مسلمین که در چنین جامعهای هیچ اختلافی وجود نداشته و هرچه هست مهر و وفا و کمک و مودت به یکدیگر و رفتارهایی که از عمق قلب سلیم مسلمانان سرچشمه می گیرد میباشد. هیچ دعوایی به وجود نمی آید هیچ زیاده خواهی، منفعت طلبی و از این گونه منافع شخصی در هیچ بعدی از ابعاد آن جامعه وجود ندارد همه به هم احساس مسئو لیت میکنند و به جای ایجاد مشکل در پی حل مشکل هستند و تمام آن جامعه برکت است.
این امت از ورای 1400 سال پیش معرفی شده و رهبری میشود و ریشه در آموزههای والای الهی، قرانی و اهل بیت دارد. منیت در آن نیست هرچه هست برای همه هست، ایثار هست و فداکاری و پیش مرگ یکدیگر شدن و این مهم را در عمل، در سراسر جبهههای دفاع مقدس به وضوح مشاهده کردهایم. پس نیازی به تدوین یک سری قوانین به عنوان حقوق شهروندی نمیباشد چون همه حقوق به صورت خودجوش و داوطلبانه در امت اسلامی در حال اجراست.
نتیجه عقلی که از این سازماندهی فطری گرفته میشود این است کهاین امت از یک رهبر الهی تبعیت میکنند و آن (امام ) است.
در هیچ اجتماعی، گروهی، ملتی و هیچ جمعیتی، این الگوهای تربیتی، این اخلاق و خصائص ارزشی و ایمانی مشترک وجود ندارد. وجوه مشترک تمامی اجتماعات و ملت های غیر الهی و سکولار، فردی، شخصی و منافع انفرادی و خودخواهی هاست و طبیعی است این اجتماعات سکولار نیاز به حقوق شهروندی دارند.
لازمه رسیدن به اهداف عالیه انسانی و اسلامی برای امت، تبعیت محض از امام و رهبر است. در طول تاریخ اسلام، پس از رسول خدا (ص) هر کجا این تبعیت بودهاست پیروزی و اقتدار و عزت را به همراه داشته و هرکجا که زاویهای ایجاد شده نتیجهای جز تحقیر و ذلت و از دست دادن همه عزت و اقتدار جامعه نداشتهاست.
در نظام اسلامی ایران یکی از عوامل ماندگاری انقلاب پایبندی به هدف های والایی است که توسط امام خمینی (ره) برای مردم ترسیم و آنان را بهامت اسلامی و امت واحده مبدل کرد.او با تبیین اسلام ناب محمدی (ص) نگاه مردم را به نگاهی ولایتمدارنه تبدیل و معنای واقعی امت و امامت را تجسم عینی بخشید. به جای طاغوت، رهبری الهی بر مسند حاکمیت قرار گرفت که هدفش اجرای احکام قران و تحقق عدالت و تسرّی آن به تمامی جوامع بشری است.
ساختار حکومتی امام مدار، با معیارهای محمدی و علوی، نوید عزت هر دو دنیا را برای مردم به ارمغان می آورد. در این ساختار عقلائی، دین مدار و ولایت پذیر، که مقوم انسانیت است، روش عقلانی، تکلیف پذیری است.
ملتی که از پیروی مادیات رها شود شخصیتی آسمانی و بزرگ پیدا میکند که هدفش معراج به قلههای تعالی انسانی است. تئوری این نوع حاکمیت در بخش قانون گذاری اعتبارش از جانب خداست و در این قوانین تضییع حق هیچ انسانی جایگاه ندارد و هرکس را که خداوند به او اعتبار دهد قدرت و عزتش نیز از طرف خداوند است.
(العزه لله و لرسوله و للمومنین )
امت اسلامی خلیفه خدا بر روی زمین است و گوش به فرمان نمایندگان و والیان الهی آن هستند و به عبارتی آشناتر، پشتیبان ولایت فقیه هستند که در آن هیچ آسیبی وجود ندارد. در این امت تبعیت از امام و ولایتمداری واجب شرعی میشود و مخالفت با آن حرام شرعی. در مقابل این نظام مقدس هیچ قدرتی هیچ غلطی نمی تواند بکند. و کمترین بی توجهی به فرمایشات امام و رهبر جامعه یعنی رکن رکین ولایت فقیه، آغاز شکست و نابودی است.
گاهی میشود مردم به جای تبعیت از فرمان رهبر الهی خود، راهی را می روند که با هوسهای آنها سازگارتر است یعنی شیطان برای آنها آن راه را زیبا ترسیم می نماید و در نتیجه راهی را طی میکنند که به عقل ناقص خود صحیح میباشد. یعنی به عبارتی خود احساس مجتهد بودن میکند و خود را در سطح رهبر می بیند. در نتیجه میشود همان ارتدادی که بعد از پیامبر گرامی اسلام (ص) اتفاق افتاد یعنی به فرمایش امام صادق (ع):
ارتدالناس بعدالنبی الا ثلاث او اربع..... یعنی بعد از پیامبر (ص) همه مرتد شدند، مگر افرادی به تعداد انگشتان یک دست.
نتیجه قهری این انحراف از صراط مستقیم علوی، گرفتاری خود خواسته مردمیشد که به انواع جنایات،کشتار عمومی، تجاوز به نوامیس و فقر و بدبختی و ابتلاء به حکومت های غاصب اموی و عباسی و نظائر آن بود.
پس راه نجات و رسیدن به قلههای شرف و اقتدار و عزت و مصونیت از هرگونه آسیب، ولایت پذیری محض است ولاغیر.
والسلام علی من التبع الهدی