آنچه که همه مردم را با نحلههای فکری متفاوت بطور یکپارچه پشت سر امام خمینی (ره) با هم متحد نمود و با وحدت کلمه عامل اصلی سقوط دیکتاتور و نظام شاهنشاهی و همچنین باعث سرعت گرفتن فروپاشی نظام سلطه گردید، صراحت، شجاعت و شفافیت در گفتار معمار کبیر انقلاب بود.
او هیچگاه کلی گویی نکرد و دو پهلو صحبت ننمود. از همان ابتدا ((تبت یدا ابی لهب )) زمان را بدون هیچ پیرایهای در اعتراض به ظلم و بی عدالتی جیره خواران آمریکا و اذنابش فریاد کرد. فلذا همین وحدت کلمه حول محور ولایت فقیه و رهبری بلامنازع بود که منجر به پیروزی حق علیه باطل شده و فجر انقلاب اسلامی را رقم زد. روشن است آنچه که باعث ایجاد امری میگردد، همان نیز عامل ماندگاری آن است. با این استدلال میتوان گفت رمز تداوم انقلاب و انقلابی ماندن شفافیت، صراحت، صداقت و پرهیز از کلی گویی و چندپهلو سخن گفتن متولیان امور در هر بخش اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، بوده و باعث پالایش جامعه اسلامی از هر پلشتی و ناروایی است.
متاسفانه می بینیم کسانی که مدعی رفع معضلات کشور و مردم، بخصوص در حوزه فرهنگ هستند و یا داعیه ولایت مداری و حمایت از انقلاب را دارند (در هر قشر از جامعه اعم از مسئولین ارشد، نمایندگان مردم و یا در حوزه رسانه) و علی الخصوص گویندگان و صاحبان منبر، بویژه اگر صاحب پست و جایگاهی باشند، سعی دارند طوری دست به عصا راه بروند و یاحرف بزنند و بنویسند که خدای نکرده گربه به آنان شاخ نزند.
البتهاین امر در مورد اندک نمایندگانی که وامدار کسی نیستند و یا گویندگان، نویسندگان و مسئولینی که شجاعانه و مصداقی، ناهنجاریها و علل و عوامل آنرا متذکر شده و آگاهی بخشی مینمایندصدق نمیکند.
روی سخن ما با مدعیانی است که مثلا خود را معتدل و میانه رو دانسته و سعی دارند وجهه خود را با راضی نگه داشتن مردم و از سوی دیگر ناراضی کردن خدا، حفظ نمایند. اینها انقلابی بودن را به تعبیر مقام معظم رهبری تندروی می دانند. خود را مجتهد دانسته و ورود در موضوعات را شأن خود نمی دانند(چون تعیین موضوع شأن مجتهد نیست). وقتی قصد نصیحت دارند، با طرح موضوعاتی کلی و بی خاصیت، مانند یک معلم اخلاق با ذکر سر فصل های کلی اخلاقی بدون ذکر مصداق، زبان به نصیحت می گشایند. انگار غارتگران حقوق مردم تاکنون، واژه اخلاق، اخلاق سیاسی، اخلاق اقتصادی و... بگوششان نخوردهاست!!!!
غافل از اینکه برخی از همان مخاطبین، عوامل اصلی ضربه به کیان نظام و دست اندازان به بیتالمال و منهدم کنندگان عزت مسلمین، برخی خود معلم اخلاق بوده و آیات و روایات را بهتر از ما و شما می دانند و یا خود مدعی تدریس آن هستند.
بعضی سوابق عالی انقلابی گری داشته و یا در مصدر نصیحت کنندگان بودهاند و یا مسلط به فلسفه اخلاق اسلامی می باشند.
کلی گوئی، چند وجهی صحبت کردن و دو پهلو و ابهام آفرین سخن گفتن و نوشتن، یک نوع خود سانسوری است. خود سانسوری هیچ معنای دیگری بجز مصلحت اندیشی ندارد و مصلحت اندیشی نیز معنایی بجز منفعت طلبی و حفظ منافع (اعم از مادی، معنوی، شغلی، حرفهای، وجاهت عمومی و...)و ترس از خدشه دار شدن آنها ندارد. رودربایستی های قبیلهای، هم شهریگری، همدرس و هم مباحثه بودنها، همکار بودن، چشم در چشم بودن و رفاقت های قدیمی و یا منافع مشترک داشتن همه میتواند از دلائل خود سانسوری و مانع بیان حق و شفافیت در گفتار باشد.
آنها با آنکه خود را مسلمان و پیرو مکتب اهلبیت علیهم السلام می دانند، ولی از اساس فراموش کردهاند کهامیر مومنان فرمودند: قل الحق و لو کان علیک((حق را بگوئید اگر چه به ضرر شما باشد.))
اینگونه کلی گوئی کردن ها و عدم شفافیت در آگاهسازی و بصیرت افزائی جامعه انقلابی، دقیقا میتواند مصداق عنوان ((ساکتین فتنه )) باشد که مورد تقبیح و سر زنش مقام ولایت فقیه حضرت امام خامنهای قرار گرفتند تا آنجا که مجبور شدند خود دست بکار شده و صراحتا در دیدار با دانشجویان (قریب بهاین مضمون) بگویند که: دانشجویان بروند در نمازهای جمعه روشنگری نمایند، مطالبه گری مردم را از مسئولین بآ نان گوشزد و نهادینه کنند، چون این نظارت عمومی باعث ایمنی نظام است.
کلی گوئی گویندگان، منبری ها، نویسندگان ورسانهها برای جامعه خطر آفرین و باعث انحراف گروهی یا فردی، بدلیل برداشتهای گوناگون از سخنان میشود.
بعضی، خیلی زیبا می نویسند و یا خوب سخن میگویند، ولی سخنان زیبا و حق نمیگویند. از عبارات، واژهها و لغات به نحو احسن استفاده کرده و مقالهای زیبا و یا سخنرانی جذابی را ارائه میکنند. ولی سخنانی خنثی، بی خاصیت و تقریبا هیچ. بقول معروف نه شفا میدهد و نه کور میکند. خلاصه آنکه، هیچ راه مشخصی را پیش پای مخاطب نمی گذارد و مشکل فرد و یا اجتماع را حل نکرده و نقشه عملی ارائه نمیکنند؛ و در یک کلمه هیچ دردی را از مردم درمان نمیکند. علیرغم صغری کبری چیدن در بیان مطلب هیچ نتیجهای صادر نشده و در پرداختن به تز و آنتی تز، هیچگونه سنتزی از آن بیرون نمی آید. سخنانشان مصداق نداشته، مخاطب آن معلوم نیست. هم مومن و هم فاجر و کافر هم مالباخته و هم سارق، میتواند قیاس به نفس کرده و به خود انطباق دهد.
شاید گفته شود کهاین نوشته هم کلی گویی است ولی مخاطبان این و جیزه مشخص است و ضمیر همیشه مرجع خود را می یابد.
الگوی ما، قرآن است که محکمات آن هیچ جای شبهه و شائبهای برای هیچکس بوجود نیاورده و همه در هر سطح آن را می فهمند و کاملا مصداقی و با ذکر تمثیل برای همه فهم شدن، سنگ تمام گذاشتهاست.
متشابهاتش را منحصر به تاویل توسط (راسخون فی العلم) دانسته و شفاف کردن آنها را بعهده حجتهای خود قرار دادهاست.
الگوی ما امیرالمومنین (ع) است که در خطبهها، فرامین، نامهها و گفتارهای بلیغ خود و یا احادیث و روایات ماثوره از پیامبر (ص) و اهلبیت عصمت و طهارت صلوات ا... علیهم اجمعین، هیچ امری (وَ لا رَطْبٍ و لا یابِسٍ اِلاّ فِی كِتابٍ مُبینِ أَی امام مبین)را فرو گزار نکرده و بصورتی دقیق و شفاف و صریح و مصداقی و حتی با ذکر تمثیل برای آگاهی و هدایت مومنین بیان نمودهاند.
در عصر حاضر، الگوی ما، کلام امام، سیرهامام، نقش امام و همچنین مقام معظم رهبری (حفظه ا... ) با سخنان پیامبر گونه شان است، چرا که آنان از خود هیچ سخنی نمیگویند، جز اینکه از قرآن و حجج الهی است. سخنان رهبر فرزانه انقلاب عالیترین سرمشق و عمل به فرمایشات ایشان و الگو گرفتن ازوی عین ولایتمداری است. یک نسخه عملی است برای مدعیان ولایت پذیر (نه آنانکه در سخن ادعای تبعیت داشته ولی در عمل دقیقا مخالف آن انجام میدهند ) و دستوالعملی شفاف و روشن و حجتی آشکار است؛ و اگر کسی نخواهد بدان عمل کند، جز (فسق و نفاق و شقاوت ). هیچ حجت و دلیلی نمیتواند داشته باشد.
افشا نمودن خطا+ کاران و دست اندازان به حقوق مردم، محاکمه و بی آبرو کردن و معرفی آنان در مجامع عمومی، شلاق زدن و مکافات نمودن آنان جزو سیرههای روشن و معروف امیرالمومنین دردوران زمامداریشان است. عثمان بن حنیف (استاندار بصره ) فقط بدلیل شرکت در مهمانی ثروتمندان، چنان آبرویی از او برده شدکه تا تاریخ برپاست، این بی آبرویی پاک نمیشود.
عمل به احکام شرع این نیست که بگوییم پول ها (ان شاا... که چنین است ) به بیتالمال برگشتهاست. آیا این توهین به عقل ملت شریف و مسلمان ایران نیست؟ کجای این کار با معیارهای اسلامی و علوی سازگاری دارد؟
تاسف بار تر اینکه ذخیره نظام هم نامیده می شوند. آیا مسائل فقهی، غصب حقوق مردم و...را نمی دانند؟ ولی چنین به نظر نمیرسد.
نتیحهاینکه کلی گویی و درس اخلاق دادن بدون مصداق و در ابهام گذاشتن و یا اینکه یکروز مستندات اختلاس برادر یک مسئول را در رسانهها اعلام و روز دیگر به شکل دیگری صحبت شود، از درایت و قانون مداری آن مسئول (چه در گفتن آن و چه در پس گرفتن ادعا )، پذیرفتنی نیست.
این توهین به شخصیت و عقل مردم انقلابی است. وظیفه خطبا، گویندگان، نویسندگان و رسانهها بفرموده رهبری فرزانه انقلاب و روشنگری است، تا اینکه خلافکاران احساس امنیت در خلافکاریها یشان ننمایند.
رضایت خداوند و ولی او، بررضایت مخلوق ارجح است و در این راه نباید از ملامت کنندهای واهمه داشت.
والسلام علی من اتبع الهدی