«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۳۶۸۶
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۵

عدالت آموزشی در شهرک حضرت ابالفضل(ع)(قلعه خواجه) نی‌ریز به کما رفته‌است

تجمیع مدارس روستایی طرحی که مشکلات عدیده‌ای را برای والدین و حتی دانش اموزان روستایی بوجود آورده‌است/ برخی از مسئولین با وسیله نقلیه دولتی فرزندان خود یا کارمندان را به مدرسه می برند و هیچ گاه به فکر مستضعفان نیستند/ آقایان هر از گاهی برای انتخابات و کارهای سیستمی خودشان سری به منطقه ما می زنند ولی وقتی از مشکلات به آنها می‌گوییم وعده های توخالی آنها برای ما سخت است
تحصیلِ بدون دغدغه شاید اصلی‌ترین خواسته دانش‌آموزان روستایی باشد. کلاس‌های درس فرسوده و طی کیلومترها مسیر برای رسیدن به مدرسه بخشی از مشکلات دانش‌آموزان روستایی است. دانش‌آموزانی که سهم اندک آنها از عدالت آموزشی نهادی را نگران نمی‌کند.
سال‌هاست دانش‌آموزان روستایی از محرومیت‌‌های آموزشی رنج می‌‌برند. محرومیت‌ از عدالت آموزشی طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود که نرخ پوشش تحصیلی، کمبود معلم و نیروی انسانی ماهر،‌ فرسوده بودن مدارس و کمبود تجهیزات مناسب آموزشی و عدم دسترسی به مدارس دوره متوسطه بخشی از آن است.
ادامه تحصیل برای دانش‌آموزان مناطق روستایی چندان آسان نیست؛ دوره ابتدایی با تحصیل در کلاس‌های چند پایه و کمترین امکانات سپری می‌شود. پس از اتمام دوره ابتدایی، ممکن است در روستای محل زندگی دبیرستانی وجود نداشته باشد بنابراین دانش‌آموزان باید کیلومترها آن‌طرف‌تر به دبیرستان روستای مجاور بروند که در سال‌های اخیر با قطع سرویس مدارس، این مسیر پیاده طی می‌شود.
 طبق دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی در سال تحصیلی 87-86، برای مدارس روستایی یا کلاس‌های زیر 15 نفر دانش‌آموز در صورتی که اجرای طرح روستا مرکزی یا تشکیل مدرسه شبانه روزی با امکانات موجود میسر نباشد یا مناطقی که با کمبود نیروی متخصص مواجه‌اند (پس از ادغام کلاس‌های زیر تراکم مصوب) با عنایت به بند 2 ماده 13 قانون مدیریت خدمات کشوری از طریق خرید خدمات از بخش تعاونی، خصوصی، نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی انجام شد.
در ادامه‌این دستورالعمل ابلاغ شده به‌استانها آمده بود:" اجرای این بند نباید مانع پوشش تحصیلی افراد واجب‌التعلیم شود."
این دستورالعمل در همان ابتدا با واکنش منفی و بعضا تند برخی از نمایندگان مجلس روبرو شد. آنها عنوان می‌کردند که‌این طرح در مناطق روستایی که دچار فقر فرهنگی و اقتصادی هستند موجب افزایش بازماندگان از تحصیل و حتی ترک تحصیل دانش‌آموزان و بدین ترتیب افزایش بی سوادی در کشور می‌شود چرا که بسیاری از خانواده ها در روستاهای محروم مانع از حضور دختران خود در مدارس روستاهای دیگر می‌شوند و یا تعصبات قومی و قبیله‌ای آنها مانع می‌شود که اجازه دهند فرزندانشان برای ادامه تحصیل به روستاهای مجاور رفت و آمد کنند.
اما مسئولان وقت بدون توجه به‌این انتقادات، طرح خویش را مصمم و قاطع در برخی از مدارس روستایی اجرا کردند. 
حال در منطقه‌ای نه چندان دور از مرکزشهرستان نی‌ریز و در کوچه پس کوچه‌های بی‌نام و نشان قلعه خواجه، چند سال پیش، از دبستانی صدای شادی و شیطنت کودکان به گوش می ‌رسید، کودکانی محروم از هرگونه‌امکانات رفاهی. هم اکنون اما این مدرسه تعطیل شده و در حال تبدیل شدن به یک مخروبه می‌باشد.
مناطق محروم کشور همواره زیر تیغ بی‌عدالتی آموزشی قرار داشته و دارند، دانش‌آموزان مناطق محروم، روستایی و عشایری همواره با کمترین امکانات آموزشی در کلاس‌های درس مشغول تحصیلند، از تحصیل زیر چادر و کانکس تا در بهترین حالت، درس خواندن در کلاس‌های مسقفی که هیچ امکاناتی ندارند.
روستای قلعه خواجه یکی از همین روستاهاست که قدمت مدرسه آن به اوایل انقلاب باز می‌گردد که توسط جهاد سازندگی ساخته شده‌است، مکانی که تنها اسم مدرسه را به یدک می کشد، در کلاسهای درس این مدرسه نه خبری از میز هست و نه خبری از صندلی. نبود باقی امکانات مثل بخاری، کولر، شیشه و درب برای کلاس ها بماند؛ که آن هم چند سالی است که پر از هیچ است و دانش‌آموزان مجبورند صبح ها با هر وسیله نقلیه‌ای که شده خود را به مدرسه‌ای در شهر برسانند، اینها تنها گوشه‌ای از مشکلاتی است که دانش‌آموزان این روستای محروم با آن دست وپنجه نرم می‌کنند.
خانمی که صبح یک روز سرد در ابتدای مسجد حضرت ابوالفضل (ع) ایستاده بود تا سه فرزند خود را که هر کدام درمقاطع مختلفی درس می‌خوانند به مدرسه برساند می‌گوید: 
زنی تنها هستم و شوهر را چند سالی است که از دست داده‌ام هیچ راه درآمدی جهت امرار معاش هم ندارم، از اول سال تحصیلی در سرماو گرما کارم این شده که بچه ها را به هر وسیله‌ای که شده به مدرسه برسانم.
وی می‌گوید: وسیله نقلیه در این مسیر وجود ندارد و تنها مدرسه‌این روستا هم که 6 سال است تعطیل شده و در حال تخریب است.
مادر دیگری می‌گوید: 
چندین بار به شهرداری و آموزش و پرورش هم نامه زدیم ولی هیچ قدمی را برای مشکلات ما برنداشته‌اند. چرا که سالهای اولی که مدرسه را تعطیل کردند به ما گفتند هزینه رفت و برگشت دانش‌آموزان را پرداخت می‌کنیم، ولی یک سال هزینه سرویس مدرسه دانش‌آموزان ما را دادند و بعد از آن خبری نشد.
حسین، ولی دانش آموزی که با موتور در حال رساندن فرزندش به مدرسه شهر بود می‌گوید:
 تو را بخدا صدای ما را به گوش کسانی که باید بشنوند برسانید. یک روز هم که شده خودشان را بجای ما بگذارند. ما گناه کردیم در روستایی که در جوار شهر است زندگی می‌کنیم، آیا حق ما همین است. مدرسه‌ای داشتیم که قدمت زیادی دارد و سر و صدای بچه ها هم در حیاط مدرسه باعث شادی بین خانواده ها و خود دانش‌آموزان بود که متاسفانه آن را هم تعطیل کردند.
آقایان هر از گاهی برای انتخابات و کارهای سیستمی خودشان سری به منطقه ما می زنند ولی وقتی از مشکلات به آنها می‌گوییم وعده های توخالی آنها برای ما سخت است.
در حال گفتگو با اهالی روستا بودیم که مادری دوان دوان نزدیک ما آمد و گفت: 
دخترم 11 سال دارد با آموزش و پرورش که صحبت کردیم به ما می‌گویند کلاسهای چند پایه های را در صورت به حد نصاب رسیدن در مدرسه خود روستا دایر می‌کنیم، اما کلاس چند پایه با یک یا دو معلم برای 20 دانش آموز جز ضرر زدن به پایه های درسی دانش‌آموزان ما هیچ فایده‌ای ندارد.
مشکل ما نپرداختن هزینه حق سرویس دانش‌آموزان است که آموزش و پرورش وقتی که کلاسهای درس را در این مدرسه تعطیل کرد تا چند وقت هزینه را میداد، کارش که شد چند ماه بعد زیر قول خود زد و دیگر خبری از حق سرویس ایاب و ذهاب نیست و با توجه به خشکسالیهای مکرر و فقر مالی اهالی این روستاپرداخت 60 هزار تومان حق سرویس برای هر دانش آموز توسط ولی دانش‌آموزان بسیار سخت است.
وقتی اینگونه محرومیتها را که شاید با هزینه چیزی کمتر از چند ده هزار تومان می‌توان آن را برطرف کرد در کنار خبر خرید ایرباس های میلیاردی توسط دولت یازدهم که میلیاردها تومان پول بابت آن از جیب مردم و فقط برای استفاده عده‌ای خاص شنیده می‌شود، در کنار هم می‌گذاریم، چیزی جز شرمسازی در مقابل والدین آینده سازان مملکت در این روستای محروم نصیبمان نمی‌گردد. بواقع آیا این گونه هزینه های میلیاردی مجالی بایت دیده شدن این محرومیت ها می‌گذارد؟
خواجه زاده دهیار روستای قلعه خواجه در گفتگو با خبرنگار هفته نامه خبر مردم با اشاره به مشکلات و معضلات دانش‌آموزان می‌گوید: 
در روستا، خانواده هایی را داریم که حتی به نان شب هم محتاجند و بعضی از آنها تحت پوشش کمیته‌امداد و بهزیستی هستند و پرداخت 60 هزار تومان حق سرویس معضلی است که والدین دانش‌آموزان با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند.
وی خاطرنشان کرد: چرا دانش‌آموزانی که سرمایه های آینده کشور و این جامعه هستند، بایستی به شهر رفته و با مشکلاتی که در شهر وجود دارد تحصیل کنند.
خواجه زاده با اشاره به‌اینکه به غیر از دانش‌آموزان محروم و مستضعف روستای قلعه خواجه، به نظرم هیچ دانش آموزی در سایر نقاط کشور در چنین شرایطی تحصیل نمی‌کنند گفت: آیا برای یک روز هم شده، مسوولان فرزندان خود را برای تحصیل با این شرایط سرما و گرما و نبود وسیله نقلیه به مدرسه می‌فرستند؟ هر چند که برخی از مسئولین با وسیله نقلیه دولتی فرزندان خود یا کارمندان را به مدرسه می برند و هیچ گاه به فکر مستضعفان نیستند.
وی با تاکید بر اینکه تاکنون بارها این معضل دانش‌آموزان را به مسوولان انعکاس داده‌ایم، اضافه کرد: اما هنوز هیچ ترتیب اثری داده نشده‌است و وضعیت به همان شکل سابق باقی مانده‌است.
خواجه زاده با بیان اینکه آیا باید فرزندان ما چند سال دیگر با این شرایط تحصیل کنند، خاطرنشان کرد: شاید آینده‌این دانش‌آموزان برای برخی ها هیچ گونه اهمیتی نداشته باشد.
دهیار روستای قلعه خواجه در این باره گفت: بارها این گله مندی ها را به گوش مسئولان مرتبط منتقل کرده‌ایم، اما هر بار با یک پاسخ مواجه می‌شویم که تعداد دانش‌آموزان روستا کم است و نمی‌توان برای این تعداد دانش آموز معلمی برای تدریس در این مدرسه در نظر گرفت.
بخشی زاده کارشناس آموزش ابتدایی مدیریت آموزش و پرورش نی‌ریز در گفتگو با خبرنگار خبر مردم گفت:
 این مدیریت آمادگی این را دارد که در صورت به حد نصاب رسیدن تعداد دانش‌آموزان در روستای قلعه خواجه مجددا مدرسه‌این روستا را بازگشایی نماید.
وی افزود: براساس بخشنامه های صادره شده نصف مبالغ حق سرویس دانش‌آموزان را آموزش و پرورش موظف شده به حساب دانش‌آموزان مدارس تجمیعی واریز نماید که تاکنون مبالغی نیز به حساب آنها واریز شده ولی چند سالی است که به دلیل کمبود اعتبارات با مشکل مواجه شده‌ایم و این قول را به والدین روستای قلعه خواجه می دهیم که تا پایان سال تحصیلی تمامی مبالغ را به حساب آنها واریز نماییم.
 کارشناس آموزش ابتدایی مدیریت آموزش و پرورش نی‌ریز در ادامه افزود: در مدارس روستایی و عشایری ابتدایی، کلاس های چند پایه، مطابق ضوابط ذیل ساماندهی شده و تشکیل کلاس چند پایه در شهر ممنوع می‌باشد.
در ادامه‌این گزارش سری به سرکار خانم هاشمی نیا بخشدار بخش مرکزی نی‌ریز زدیم. وی با بیان اینکه تنها کمبود تعداد دانش آموز در این روستا از مشکلات آنهاست افزود: بر اساس موافقتهای لازم در خصوص وسیله‌ایاب ذهاب دانش‌آموزان این روستا یک مجوز فعالیت سرویس به یکی از اهالی این روستا داده شد که متاسفانه به دلیل استقبال نکردن مردم آن فرد امتیاز خود رابه فروش رساند و عملا وسیله نقلیه جهت ایاب ذهاب مردم در این روستا چند سالی است که وجود ندارد.
وی خاطر نشان کرد: با هماهنگیهای لازم با شهردار نی‌ریز و همچنین درخواستهای برخی از اهالی این روستا مجددا یک دستگاه مینی بوس جهت تردد ساکنان این محل در مسیر راه قرار گرفت، اما دوباره با عدم استقبال مردم مواجه شد.
بخشدار مرکزی نی‌ریز در ادامه با یاد آوری اینکه تاکنون مبالغی جهت حق سرویس دانش‌آموزان به حساب آنها پرداخت شده‌است افزود: در جلسه‌ای که در استان با مسئولین مربوطه برگزار نمودیم مقرر گردید بزودی مبالغ پرداختی به حساب دانش‌آموزان به مرور زمان واریز شود.
 در پایان باید گفت: آیا مشارکت نهادهای مختلف در کنار حضور خیران می‌تواند به کاهش محرومیت‌هایی که دانش‌آموزان روستایی از آن رنج می‌برند، منجر شود؟ آیا دانش‌آموزان مناطق محروم و روستایی که بهره‌اندکی از عدالت آموزشی دارند،‌ می‌توانند با خیالی آسوده و به دور از تبعیض و محرومیت تحصیل کنند؟
در این روستا دانش‌آموزانی هستند که شاید چند سال دیگر معلم شوند و نسل بعد از خود را تربیت کنند، یا دهیاری موفق که روزهای درخشانی را پیش روی روستایش بگذارد یا یک جراح قلب یا... همه می‌دانیم دست و بال آموزش و پرورش هم تنگ است اما این به کنار؛ واقعاً قیمت تربیت یک انسان چقدر است؟ 300 هزار؟ 500 هزار؟ 750 هزار؟ یک میلیون؟ یک میلیون و 500 هزار؟ شما حساب کنید؛ تربیت یک انسان و آینده ساز مملکت چقدر می‌ارزد؟
رسول کردگاری
منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha