شاید برای ساده انگاران و به تعبیر مقام معظم رهبری سهل اندیشان، این دو شخصیّت یعنی کلینتون و ترامپ آنطوریکه به نمایش گذاشتند، دو رقیب واقعی و با دو دیدگاه اصولی مختلف و یا با دو استراتژی متفاوت و متخالف باشند. ولی به دلائلی که خواهیم گفت، هر دو نفر در حقیقت دو روی یک سکّه اند، بطوریکه مجذوب در یکدیگر بوده و جداسازی آنها از هم امری دور از ذهن است.
شاید برای کسانی که با مسائل سطحی برخورد میکنند و یا مجذوب کدخدا هستند، اینها دو رقیب انتخاباتی و از دو طیف حزبی با زیرساخت های فکری متفاوت هستند که یکی از حزب جمهوریخواه با نگرشی جنگ طلبانه و دیگری از حزب دموکرات و با دیدگاهی اصلاح طلبانه و مصلحت جویانه میباشند که مثلا اگر یکی انتخاب شود اینگونه عمل خواهد کرد و یا دیگری به عنوان مثال برجام را پاره خواهد کرد.
در صورتیکه تمامی اعمال و رفتارهای سیاسی انجام شده از طرف این کشور مدعّی دموکراسی و مدافع حقوق بشر، از زمان تشکیل و علی الخصوص، از زمان ریاست جمهوری فرانکلین روزولت، یعنی پس از حادثه پرل هاربر در جنگ جهانی که آمریکا را تبدیل به قدرت بلا منازع و برتر جهانی نمود، همه و همه حاکی از داشتن یک سیاست و استراتژی واحد و یکسان، از سوی هر دو حزب مطرح در آن کشور بوده است.
بعبارت دیگر، هر دو حزب، هر کدام دو لبه یک قیچی هستند، بدین معنی که اگرچه در ظاهر برخلاف جهت هم حرکت میکنند ولی در باطن، از طرف یک نفر و با یک هدف به حرکت در می آیند و برای قطع شریان های حیات انسانیت و اخلاق و ملت های دیگر و قطعه قطعه کردن به منظور بلعیدن راحت تر آنها، به کار برده می شوند و به این ترتیب میتوان گفت حرکت هر دو نامزد، هرچند مخالف یکدیگر باشد ولی در حقیقت یک عروسک گردانی خیمه شب بازی است که توسط یک اپراتور انجام می شود. واضح است که هر کدام از اعضاء اصلی تشکیل دهندگان از هر دو حزب (جمهوریخواه و دموکرات ) یک بخش مهم از نهادهای اقتصادی بزرگ و اثرگذار و تصمیم ساز آمریکا را در دست دارند.
الف: جمهوریخواهان که در اصطلاح به اسلحه فروشها مشهورند، صاحبان اصلی و سهامداران عمده کارخانجات معظّم سلاح و تجهیزات نظامی و هواپیماها و ناوهای جنگی و مهمّات میباشند.
ب: دموکرات ها که صاحبان اصلی و سهامداران عمده کارتلها و تراست های عظیم تجاری و اقتصادی، بانک ها و تصمیم گیران سازمان های مالی بزرگ در وال استریت و بخصوص رسانه ها میباشند.
قبل از اینکه وارد بحث اصلی و اطلاعات و آمار شویم، بمنظور دور نشدن از نتیجه این مقدّمه، ذکر یک مطلب ضروری است.
اگرچه جمهوریخواهان، در اصطلاح عامّه، جنگ طلب بوده و راه اندازی اکثر جنگ ها را دنیا به آن ها نسبت می دهند، بطوریکه تقریبا 70 کشور را مستقیما و نزدیک به 150 کشور را غیر مستقیم تاکنون ساقط کرده و همه آنها هم با ایجاد درگیریهای نظامی بوده و از این راه حجم عظیمی از اسلحه و مهمات و هواپیما و سایر تجهیزات نظامی خود را فروخته اند، ولی: همه دنیا شاهد این حقیقت بوده اند که همزمان، بدون لاپوشانی، قراردادهای برزگ نفتی و تجاری با سران پیروز و یا کودتاچی مورد حمایت آمریکا را (بمنظور غارت ثروت های ملّی آن کشور های بخت برگشته ) دموکراتها و صاحبان همان شرکت ها و کارتلهای بزرگ تجاری تنظیم نموده اند.
به همین دلیل است که وقتی دولت دموکرات برسر کار می آید، رقیب او یا وزیر دفاعش می شود یا وزیر امور خارجه و یا مناسب دیگری در رده های دوم را به دست می گیرد.
به عنوان مثال، وقتی دموکراتها بر سر کار می آیند، علیرغم تبلیغات کم رنگ ضد جنگ، باز هم جنگ های قبلی که در دولت جمهوریخواهان شروع شده را ادامه می دهند که نمونه های آن را در عراق و افغانستان و سایر کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین شاهد بوده ایم.
بااین مقدمه: برای اینکه ساختار حکومتی و استراتژی هیئت حاکم آمریکا را واضح تر ترسیم نمائیم، نیاز به یک بازگشت و نگاه سریع و کلی به اتفاقات یکی دو دهه ی گذشته و آمارو ارقام مستند از مراجع آماری و مراجع رسمی آمریکا میباشد.
در مرحله اول، ساختار انتخاباتی، علل و انگیزه ها، چرائی و چگونگی انجام این اعمال و سازماندهی های انتخاباتی که پایه ی اول دموکراسی بر آن بناگردید را بررسی میکنیم.
و در مرحله ی دوم، برای اینکه بدانیم تا چه حد این ساختار ها منطقی و منطبق با جمهوریت و دموکراسی میباشد، مقایسه ای کوتاه با سایر کشورها از لحاظ آماری و مستندات تحلیلی با آنچه واقعیت های تاریخی است، خواهیم داشت.
این را هم در نظر داشته باشیم که در آمریکا نه رئیس جمهور و نه حتی مجالس قانون گذاری و سنا هیچکدام دارای قدرت واقعی و مستقل نمیباشند چون تصمیم گیرنده ی اصلی و روح حاکم بر همه ی آنها جای دیگری است.
16 نهاد امنیتی از جمله سازمان سیا، اف بی آی، پلیس فدرال و...زیر مجموعه و تحت فرماندهی یک سازمان امنیتی اصلی حاکم بر آنها انجام وظیفه میکنند و اعضاء اصلی این سازمان اصلی را بزرگان لابی صهیونیستی و لیبرال دموکراسی آمریکا، تشکیل میدهند که بعضا در بدنه ی تشکیلات حاکمیتی آمریکا و سنا نیز حضور دارند.
این نهاد امنیتی در حقیقت همان عروسک گردان میباشد.
در شماره ی بعد درباره ی ساختار انتخاباتی علل و انگیزه ها و ارقام و آمار مربوطه سخن خواهیم گفت انشاا...
ادامه دارد ...
والسلام علی من تبع الهدی