«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۳۱۴
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۷
حرف هایی که باید جدی گرفت؛

دغدغه فارغ التحصیلان دانشگاهی

دغدغه فارغ التحصیلان دانشگاهی
این نوشته من را آن دوستم درک می کند که فارغ التحصیل یکی از رشته های مهندسی از یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور می باشد که در رشته و در آن دانشگاه نیز نخبه بوده و امروز که به نی ریز برگشته پس تلاشهای فراوان برای پیدا کردن کار ،نتوانسته کاری پیدا کند و اکنون در یکی از مغازه های نی ریز کارگری کار می کند!

این نوشته من را آن دوستم درک می کند که فارغ التحصیل یکی از رشته های مهندسی از یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور می باشد که در رشته و در آن دانشگاه نیز نخبه بوده و امروز که به نی ریز برگشته پس تلاشهای فراوان برای پیدا کردن کار ،نتوانسته کاری پیدا کند و اکنون در یکی از مغازه های نی ریز کارگری کار می کند!

مخاطب این نوشته ،همه مردم عزیز نی ریز و در رأس آنها مسئولین دلسوز و پرتلاشمان می باشد! در این نوشته هدف و مقصودمان ،بیان مسائل و مباحث موجود و آنچه که در نی ریز عزیزمان می گذرد ،در قالبی مشخصی و معیّن می باشد به این امید و آرزو که مسئولین متعهد و دلسوزی که در نی ریز در حلقه مدیریتی قرار دارند ،هرکس به سهم و زعم خود در حوزه کاری مربوطه اش ،به مرتفع شدن معضل مورد بحثمان کمک نماید تا از رهگذر آن ،باران نشاط و پویایی بر وجود جوانان تحصیل کرده نی ریزی ببارد و امید در درونشان ،رونقی دوچندان بگیرد.هدف ما از بیان این مسائل سیاه نمایی و تاریک و مبهم جلوه دادن اوضاع نمی باشد ،بلکه دغدغه ما از نوشتن این مطلب برطرف شدن این مشکل اساسی و اصولی در نی ریزمی باشد. بیان این مسائل آن هم از قلم کسی که دغدغه نی ریز و مردم عزیزش را دارد ،از نگاه بعضی ها شاید وجهه ی مناسبی نداشته باشد ولی با تمام وجودم می گویم که حرف حرفِ این نوشته ام از روی دلسوزی و با هدف برطرف شدن بخشی از مشکلات و معضلات شهر و دیارم می باشد!

یاد آن روزها بخیر. یاد آن روزهایی که تازه دانشگاهی شده بودیم.دوستان هم نسلی و همشهریمان هر کجا که بودیم و در هر دانشگاهی که دانشجو بودیم در میان انبوهی از سرگرمی های دانشگاهی ،وقتی به نی ریز برمی گشتیم و همدیگر را می دیدیم ،از دانشگاه برای همدیگر می گفتیم ،از فعالیّت های صنفی ،انجمنی ،فرهنگی و علمی خود در دانشگاه صحبت می کردیم. در بند بندِ صحبتهایمان ،انگیزه و اشتیاق عجیبی موج می زد.هر کداممان در هر رشته ای که بودیم تمام سعی و تلاشمان بر این بود که در آن رشته خوش بدرخشیم و خوب ظاهر شویم. یاد آن روزها بخیر که در دانشگاه با انگیزه تمام درس می خواندیم تا به اهدافمان در زندگی برسیم. طبیعی است که هر انسانی به مقتضای وضعیّت اجتماعی ،اقتصادی و علمی که دارد ،برای خود اهداف و آرمانهایی را ترسیم می کند.این را می توانم به یقین بگویم که در بین دوستانمان ،در کنار اهداف متفاوتی که هر کدام داشتیم ،اکثر قریب به اتفاقمان یک هدف واحد را دنبال می کردیم و آن این بود که روزی به نی ریز عزیزمان ،جایی که کودکی خود را در آن ،جا گذاشته ایم ،برگردیم و به اعتلای این سرزمین و پیشرفت آن کمک نماییم. همیشه در دوران دانشجویی این تلقّی و تصوّر را داشتم که اگر چند عنصر و ویژگی را با هم داشته باشیم ،بعد از فارغ التحصیلی وقتی که به شهر و دیارمان برگشتیم در آنجا متاعمان به قول امروزی ها خریدار دارد و آن ویژگی ها این است که یکی در رشته ی تخصصی خود حرفی برای گفتن داشته باشیم و دیگری اینکه در کنار این علم و تخصص ،یک رنگی و اخلاصی داشته باشیم تا بتوانیم از رهگذر آن خدمتی صادقانه و مطلوب برای مردم عزیزمان انجام دهیم.

اما وقتی به نی ریز برگشتیم ،آنچه را که دیدیم با آنچه که فکر می کردیم ،متأسفانه کیلومترها فاصله داشت. وقتی بعد از فارغ التحصیلی برگشتیم ،دیدیم که از بد حادثه فضا تا حدودی مسموم و آلوده شده است که دیگر ،توان تنفس را از بعضی هایمان گرفته است! آن قدر سیاست زدگی در نی ریز موج می زند که این پدیده نامبارک بر اکثر شئون زندگی هایمان غلبه کرده است. و به عبارتی دیگر بسیاری از مسائل رنگ و لعاب سیاسی و جناحی به خود گرفته است و اشتغال نیز که یکی از مسائل اساسی جامعه است ،آلوده به همین ویروس شده است. شاید نوشتن این مسئله برایم با اکراه همراه باشد ولی همانگونه که خدمت شما عرض کردم ،این فرزند کوچک نی ریز در این نوشته خود ،دلسوزی و احساس مسئولیتی را ضمیمه کرده است تا بتواند سنگی کوچک از میان هزاران سنگ موجود در پیش پای هم نسلی های همشهری خود بردارد.در نی ریزعزیزمان در میان مسائل سیاسی و جناحی موجود ،وجود برخی زید و امرهای روزگار را مشاهده می کنیم که در میان این شلوغ کاری های موجود ،فربه و چاق شده اند!می دانیم که عزم و اراده ی قاطبه ی مسئولین عزیزمان درنی ریز بر این است که همه مردم و جوانان نی ریز به صورت مساوی و عادلانه از ظرفیت ها و فرصت ها استفاده نمایند و در این میان شاید عده ای که در حلقه مسئولین نیز نباشند ولی به نحوی از انحاء اقتدار و سلطنتی پیدا کرده اند ،وجود دارند که با حرکت خزنده ی خود در واقع نور چشمی شده اند. بطوریکه همین جوانان تحصیل کرده ی نی ریزی وقتی به این اداره و آن اداره جهت پیدا کردن شغلی می روند ،در بعضی موقعیت ها و ادارات به آنها روی خوش نشان نمی دهند و باید بگویم که در برخی موقعیت ها در نی ریز اگر پسر فلان حاجی و یا فلان مسئول نباشیم ،متاع جوانان دانشگاهیمان که همان علم و تخصصشان است ،خریداری ندارد و اگر خریداری نیز باشد این متاع و مبیع ارزشمند را به بها و ثمنی اندک می خرند!

مسئولین عزیز! تعهّد و دلسوزی شما برهیچ کسی پوشیده نیست اما این را نیز بگویم که جوانان نی ریز انتظارشان بر این است که همه ما در کنار هم دیده شویم و در این میان اگر ضابطه ای برای رجحان و برتری باشد چیزی جز علم و تخصص نباشد.امیدواریم که در میان ما نور چشمی و عزیز دُر دانه ای نباشد!

شاید این صحبت های من برای همه ملموس و مشهود نباشد ،فقط آن دسته از پدران و مادرانی این صحبتها برایشان ملموس تر باشد که در خانه و آشیانه خود جوان دانشگاهی بیکار دارند ،شاید فقط آن مسئولی این را بهتر درک کند که فرزندش بعد از سالها تلاش کردن ،امروز که لیسانسه و یا فوق لیسانسه شده ،بیکار است.مطمئن هستم که نورچشمی هایمان که به همّت این و آن استخدام شده اند این درد را خیلی درک نکنند!(مولانا : از درد سخن گفتن و از درد شنیدن / با مردم بی درد ،ندانی که چه دردیست)

عزیزان من!می دانید این صحبت های من برای چه کسانی مشهود و محسوس است ،برای آنهایی که روزگاری را در دانشگاه گذرانده اند و با سختی های فراوان فارغ التحصیل شده اند و مدرک به دست ،به اینجا و آنجا می روند ولی دستِ رد به سینه ی آنها می زنند!این نوشته من را آن دوستم درک می کند که فارغ التحصیل یکی از رشته های مهندسی از یکی از معتبرترین دانشگاههای کشور می باشد که در رشته و در آن دانشگاه نیز نخبه بوده و امروز که به نی ریز برگشته پس تلاشهای فراوان برای پیدا کردن کار ،نتوانسته کاری پیدا کند و اکنون در یکی از مغازه های نی ریز کارگری کار می کند! و یا بگذارید از دوست هم اتاقی خودم که نی ریزی نیز بود و عمران می خواند برای شما بگویم ،یادم نمی رود ایام امتحانات را که شبانه روز درس می خواند تا با بهترین معدل فارغ التحصیل شود ولی امروز بعد از مدتها این در و آن در زدن برای پیدا کردن کاری ،آمده برای برای گذران زندگی خود مغازه ای را اجاره گرفته و کار می کند. نمی دانم از چه بگویم و از چه بنویسم.

و اما مخاطب این قسمت از نوشته ام نماینده و مسئولین اجرایی شهرستان می باشند؛

عزیزان! جوانان نی ریز در این موقعیت ،سختی کار و حساسیت شرایط را درک می کنند و می دانند که هدف همه شما بزرگواران آبادانی و پیشرفت همه جانبه نی ریز است ،ولی از شما تقاضا داریم که در کنار تلاشهای بی وقفه ای که برای توسعه نی ریز دارید ،خلأهای موجود را که عاملان اصلی ظهور و حدوث این معضل هستند شناسایی و برطرف نمایید تا از رهگذر آن شادابی ،انرژی و امید در دل جوانان نی ریز و خانواده هایشان دوصد چندان شود.آرزوی همه بچه های نی ریز به این است که که مسئولین عزیز در نی ریزعزم خود را بیشتر از پیش جزم نمایند و مسئله اشتغال در نی ریز که یکی از دغدغه های اصلی می باشد را تا حد مقدور حل نمایند.

در پایان عرض نمایم که :

شرمنده ایم!شرمنده پدرانمان هستیم که دیروز توانایی خود را هزینه کردند تا امروز ما توانا شویم ولی امروز ما ... .

شرمنده ایم!شرمنده پیشانی پر از چین و چروک پدرانمان هستیم که با دست یمین و عرق جبینشان سالها زحمت کشیدند تا لقمه ای حلال بر سر سفره زندگی ما بیاورند و فرزندانشان بتوانند در جامعه با سرافرازی و سربلندی زندگی کنند.

شرمنده ایم!شرمنده مادرانمان هستیم که در این سالهایی که لیسانسه و فوق لیسانسه شدیم همیشه چشم به راهمان بودن و دعا می کردند که در دانشگاه خوش بدرخشیم و خوب زندگی کنیم. دعا می کردند که روزی با سلامتی و موفقیّت به نی ریز برگردیم و به مردم عزیزمان خدمت کنیم اما امروز که برگشته ایم ... .

.

زهرا هیهات
منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha