«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۳۱۱۲
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۶
سرمقاله

آیا امام حسین(ع) در کربلا شکست خورد؟

در فهم معنای شکست و یا پیروزی، بخصوص در نبردهای میدانی، باید به نتیجه نبرد توجه نمود، البته فارغ از تعداد نیروی طرفین که برای رسیدن به معنای واقعی این دو واژه، بهترین راه و صحیح ترین و اصولی ترین مؤلفه توجه به اهداف اولیه یک حرکت و یا قیام است.

پس باید دید که آیا آن اهداف تحقق یافته و حاصل شده است یا خیر؟

ارزیابی حادثه خونین کربلا و آثار و نتایج این نهضت پرشور و فداکاریهای بی نظیر را بخصوص در جنگی کاملاً نا برابر و ناجوانمردانه، (یک طرف خیل عظیم سپاهیانی تا دندان مسلح که تعداد آنها را مورخین و محققین تا 30 هزار نفر، به تفکیک فرماندهان آنها و سران و قبائل مختلف نوشته اند و در طرف دیگر، تنها 72 نفر، به فرماندهی امام بحق مسلمین، سیداشهداء(ع) بهمراه 84 زن و کودک و فرزندان آنها بوده است و این حقیقتی است که در تاریخ ثبت وضبط و از نوشته های دانشمندان و مورخین و محققین بدست آمده است) باید در اهداف اولیه آن بدست آورد. نهضت عاشورا نیازمند مطالعه ای گسترده است که حتی المقدور سعی میشود از نوشته های مستند دانشمندان بهره گرفته شود.

1-هدف اصلی:

با عنایت به فرمایشات امام حسین(ع) در آغاز حرکت از مدینه در جواب سوالاتی که از حضرتش میشود، بخصوص در جواب به برادرش محمد حنفیه، این نکته قطعی است که ایشان فرمودند: من برای امر به معروف و نهی از منکر حرکت میکنم؛ و در عبارتی دیگر آمده است: من برای اصلاح دین جدّم بپا خاستهام که این دو موضوع هدف اصلی امام را تشکیل میدهد.

اصولاً هدف مصلحان حقیقی و پاسداران حق و عدالت، تحکیم بخشیدن به حق و اجرای عدالت در جامعه و اعتلای دین و بپا داشتن پرچم آزادی، در سایه احیای نام خداوند و با توجه به آموزه های الهی است تا در پرتو آن طبقات محروم و ستمدیده بتوانند از حق طبیعی و انسانی خود بهره ور شوند.

علی الاصول این هدف زمانی شکل می گیرد که ظلم جامعه را فرا گرفته، تبلیغات سوء و انحرافی ، با ستمگری حاکمان جور، جامعه را از جاده حق و عدالت منحرف کرده و بیرون برده باشد، حرّیت و آزادی فراموش شده و تبهکاری و بندگی شهوات به معنی عام آن، اعم از شهوت مقام، مال، ریاست ومال اندوزی، تجمل پرستی، کاخ نشینی، عیاشی، بی تفاوتی نسبت به ضعف و...جامعه را فرا گرفته باشد.حسین(ع) با چنین موقعیتی روبرو بود و تکلیف الهی خود می دید که برای اصلاح جامعه اقدام نماید. معمولاًسردمداران زر و زور و تزویر چنین حرکتی را بر نخواهند تابید و این منجر به درگیری خواهد شد.

2-اقدام در جهت احقاق حق

امام حسین(ع) به مردم فهماند که شما مسلمین باید از این وضعیت نجات یابید و در مقابل این انحرافات باید بایستید. امام حسین(ع) بر اساس دستور خداوند که: أَن تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی وَ فُرادی بدین معنی است که این حرکت هیچ پیش شرطی ندارد؛ یعنی به جامعه فهماند که قیام در راه خدا در چنین شرایطی واجب است، حتی اگر یک نفر باشی یا دو نفر.

این اقدام محدود به عِدّه یا عُدّه نیست و تعداد لشکریان و یاران در این راه موضوعیت ندارد.

درس عاشورا در این قسمت دینداری و استقامت در مقابل ظلم، جهل وفساد است. امام حسین(ع) این بصیرت را به مسلمانان دادکه اسلام بالاتر از همه چیز است و حتی زن و فرزند و مال و منال. امام(ع) به مردم شجاعت و شهامت داشتن در مقابل نا برابری ها و بیدینی ها را آموخت. به همه انسانها یادآوری نمود که فقط در پیشگاه یک نفر و آن هم خدا باید خضوع کرد و نه هیچکس دیگر.

این حرکت باعث شد که بنی امیه و همه ظالمان تاریخ در برابر وجدانهای پاک و در برابر تاریخ محکوم باشند.

گاندی رهبر آزادیخواه هندوستان گفت: من زندگی امام حسین(ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صحنههای کربلا نموده ام. بر من روشن شده که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد باید از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند.(عاشورا سرمشق انقلاب اسلامی صفحه 298)

با این روش بود که هندوستان از چنگال انگلستان رهایی و استقلال یافت.

این حرکت الگوی همه آزادیخواهان جهان شد.و گروههای انقلابی در تمامی ملل اسلامی مثل لبنان و ایران و یا عراق با همین الگوی شهادت طلبی بود که توانستند در مقابل قدرتها قد علم کنند.

نهضت عاشورا بر مبنای محاسبات ظاهری (بدون توجه به اهداف نهضت) نهضتی بود که به شکست انجامید ولی آنچه که شکست را معنا می بخشد، شکست تفکّر حاکم بر یک طرف از آن هاست. نهضت عاشورا چنان شکستی به معاویه داد که تا ابد دفنشان کرد؛ که حتی قبر حاکمان آنها هم نامشخص است و اگر اثری هم باقی مانده به مزبله و زباله دانی تبدیل شده است؛ و بالعکس عزّت امام حسین (ع) نیازی به گفتن ندارد. فقط راهپیمایی اربعین که از همه ابعاد خارج از تصور است، جواب این معماست. همه افراد در هر سن و سالی، با هر توانی (چه جسمی و چه مالی) چنان ایثارگری برای دوستی با امام حسین (ع) بخرج میدهند که هیچ هنرمند و شاعر و داستان سرا و یا وقایع نگاری تا کنون نتوانسته ادعا کند که توانسته باشد گوشه ای از این صحنه ها را به تصویر بکشد یا بنگارد. حال با این توصیفات باید دید کدام یک شکست خورده و یا کدامشان پیروز گشته اند. دشمن میخواست تمامی اسلام و مدعیان اسلام حقیقی را و آخرین بازمانده و ذرّیه رسول خدا (ص) را از میان بردارد و به اصطلاح امروز براندازی کند.

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آری، آن جلوه که فانی نشود نور خداست

بله؛ حسین معرکه را بُرد و یزید باخت. امام حسین (ع) دائماً با قدی افراشته هدف خود را اعلام نمود، ایستادگی و مقاومت کرد، ولی یزید و یزیدیان، ملعون دائمی و محکوم حقیقی تاریخ شدند.

افول دستگاه اموی از همان روز اول که اسرا به کاخ یزید وارد شدند شروع شد. وقتی که سفیر روم در دستگاه یزید و در کاخش او را تخطئه نمود و زینب (س) که یک زن بود ولی در قامت یک شیر، با توجه به اینکه ظاهراً در دست حاکم جور اسیر بود، غرش کرد و دستگاه او را به چالش کشید؛ و لعنت کردن بر یزید آنهم از سوی یک تعداد زن و بچه به ظاهر (اسیر و دست بسته)از همان جلسه شروع شد و شکست او آشکار گردید.

این برداشت منحصر به مسلمانان نیست؛ مسیحیان، زردشتیان، بودائیان و حتی کمونیست هایی که اعتقادی به مسائل دینی ندارند، با همین دیدگاه به نهضت عاشورا مینگرند و این مسئله عمومیت دارد.

اینکه بعضی از دوستان نادان و یا دشمنان آگاه در صدد انحراف نهضت عاشورا با نقل داستان های ساختگی هستند یا مدّاحان بی بصیرت و احیانا وابسته با نقل روضه های غیر مستند موجب وهن امام حسین (ع) میشوند، در مقابل آن همه مطالبی که در قالب هنر، تاریخ، جامعه شناسی، رفتار شناسی و غیره و غیره گفته شده، قابل ذکر نمیباشد.

تحلیل و نتیجه گیری:

پیروزی همه حق طلبان تاریخ در تمامی ملّتها و کشورها از جرقه هایی است که نهضت عاشورا بدان ها تابیده است؛ و مؤلفه مهمّی که در همه بررسی ها، در هر بعد و هر موضوعی خودنمایی میکند این است که تعداد نفرات در هیچ کدام از طرفین، نقشی ندارد.

اینطور نیست که اگر طرفداران یک فرد، یک نظام، یک گروه و یا حزب و یا یک دین و تفکّر چنانچه بیشتر بودند، دلیل بر پیروزی و یا دلیل بر حقانیت آنها باشد.

در وضعیت کنونی جهان، اصطلاحی به نام جامعه جهانی را زیاد می شنویم (حتی از بعضی بی بصیرتان خودی) و همه حق طلبان جهان اذعان دارند که آنها اجماع بر ظلم و تعدی و حق کشی و جهانخواری دارند. وقایع دهه های اخیر نشان دهنده پیروزی یک کشور که تحت تعلیمات عاشورا و مهدویت هستند میباشد که توانسته تمامی آن قدرت های استکباری را به چالش بکشد تا جایی که همگی در گِل مانده اند و توان مقابله با اثرگذاری نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی امّت عاشورایی به رهبری ولایت فقیه را در منطقه ندارند.

به فرمایش قرآن کریم کثرت و تعداد دشمنان نباید شما مومنین را متعجّب و یا مرعوب نماید. بدین معنی که اگر طرفداران یک فرد یا گروهی بیشتر بودند و یا آراء فلان شخص از فلان گروه و حزب بیشتر بود، دلیل بر حقانیت یا پیروزی نیست چه آنکه، در اکثر مقاطع قرآن می فرماید: اَکثَرهُم لایعقلون - لایعلمون -لایفقهون

آنچه که اصولی و اساسی است و باید بدان توجه داشت، اهداف عالیه، خداپسندانه، خیرخواهانه و عدالت خواهانه و در جهت رفع گرفتاری آحاد مسلمین و حلّ مشکلات اقتصادی و فرهنگی و بصیرت افزایی آنان است. زدودن پرده های جهل و خرافی گری، اعتباریاتی است که اسلام برای آن ها ارزشی قائل نیست و دردی را از مردم درمان نمیکند حتی اگر حامیان چنین تفکری اندک باشند.

والسلام علی من اتبع الهدی

علی اکبر اعظمی
منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha