هنگامیکه یک موضوع در جامعه تبدیل به چالش و یا مطالبه عمومی میشود و از طرفی میبینیم که کار به بن بست می رسد، پس از آن باید چه اقدامیکرد؟ و یا برای اصلاح آن چه اتفاقی باید بیفتد؟ وچه کسانی متولی اعمال تغییرات و اصلاح کژیها هستند تا از بن بست خارج شود؟
معمولاً پس از گذشت زمان و ورود کردن اشخاص شاخص و یا خواص و رسانه های مختلف، موضوع به مقام معظم رهبری ختم میشود.
برخی فکر میکنند تمام هدف از حرکتها و نهضت های اجتماعی ومطالبه عمومی حساس کردن رهبری روی آن موضوع خاص است.
البته از آن جهت که اکثراً ساختارهای اجرائی نظام و یا ضعف مجریان، به دلائلی که مجال بررسی آن نیست، دچار یک نحوه رکود ساختاری شده و اثر بخشی خود را از دست داده، بحثی نیست، ولی این نگاه که میخواهیم رهبری را روی آن موضوع حساس کنیم)قابل بحث است.
اتفاقی که اما امروز شاهد آن هستیم و بارها مشاهده کرده ایم یعنی ورود مقام رهبری به یک معضل خاص و فراگیردر جامعه، بعضاً نه تنها نتوانسته آن مشکل را حل کند بلکه روند کلیشهسازی آن موضوع را تسهیل کرده و منجر به شعار زدگی مفرط حول آن موضوع شده است که در این نوشته بدان خواهیم پرداخت.
بهطور مثال: در قضیه فیشهای نجومی، دیدیم که رهبری به این موضوع بهصورت جدّی ورود کرده و حساسیت هم نشان دادند، اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ آیا موضوع حل شد؟ آیا کاری انجام شد؟ ویا با یک خطاکاربا جرم بیّن برخوردشد؟ در قوانین تشکیک و تردید بوجود آمد؟ آیا متخلفین مجازات شدند؟ یا اینکه بر عکس توسط دولتمردان ذخیره نظام خوانده شدند؟
«متأسفانه بعضاً حزب ا... خیال میکند اگر یک موضوع از زبان رهبری مطرح و مطالبه شد دیگر کار تمام است و تکلیف ادا شده است.»
این تلقی غلط از ولایتمداری باعث شده که برخی نخبگان حزب ا... و مذهبیون و مدعیان پیروی از ولایت، خط آخر مطالبات و تلاشهای خود را سخنان رهبری گرفته و در مسائل و مشکلات مختلفی که رخ داده، صرفاً راه استناد به سخنان رهبری و رجوع به آن سخنان را پیش بگیرند. سؤال اینجاست که: آیا همین قدر تلاش کافی بوده و تکلیف از امت حزب ا... ساقط است؟
امت حزب ا... خود را موظف میداند که پشت سر رهبری حرکت کند و از حصار رهبری بهره گرفته و سخنان ایشان را فقط دائماً تکرار و تکرار کند. یا در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته و اطلاع رسانی کند؛ یعنی همان اتفاقی که هر هفته در نمازهای جمعه هم شاهد آن هستیم و این عمل تبدیل به یک کلیشه سازی شده و هدف نهائی را تشکیل میدهدو دیگر هیچ.
غافل از اینکه این عمل فقط میتواند یک وسیله باشد. متأسفانه هیچکدام از نخبگان مدعی پیروی رهبری نیامدند طرحی در اندازند تا خواسته رهبری را با کمک گرفتن از ولایتمداران و پیروان رهبری و امت حزب ا... نهائی ساخته و به هدف برسانند.
این اتفاق تلخ و برداشت غلط که ما فکر میکنیم با ورود رهبری به یک موضوع، تکلیف از ما ساقط شده، باعث گردیده که از چرائی و دلائل ورود رهبری به آن موضوع غفلت کنیم و این یک آسیب بزرگ است؛ که صرفاً گزاره هائی را در جامعه پمپاژ کنیم.
بهطور مثال: یکی از واژه هائی که در طول این سالها در سطح وسیع مطرح شده و مقام معظم رهبری بارها به آن تأکید کرده و استراتژیک بودن آنرا گوشزد نموده اند، گزاره اقتصاد مقاومتی است. در این میان، تمامیخواص، حتی خواص بی بصیرت و بالاتر از آن شخصیتهائی که به دلیل کدخدا محوری شان، اصولاً به این اصل اعتقادی هم ندارند و همچنین عوام نیز پیرامون آن نظرداده و پشتیبانی نموده اند، اما در این حوزه(اقتصاد مقاومتی) چه اتفاق قابل ملاحظهای رخ داده است؟
اگر از هر فرد عامی که هیچ، از فلان مسئول یا فلان استاد دانشگاه و حتی مسئولین ذیربط اقتصادی و حتی مدعیان جهادی عمل کردن هم پرسیده شود، مطلب قابل ارائه ای نداشته و حتی در مقابل این سوال که: اقتصاد مقاومتی چیست؟ یا ارکان آن چه موضوعاتی را در بر میگیرد؟ اهدافش چیست؟ و...؟...؟ بعید است که هیچکدام بیشتر از 5 دقیقه بتوانند پیرامون آن صحبت کنند ویا به تمام سوالات در این حوزه پاسخ دهند. چرا که افرادی که میبایست آنرا تبیین کنند کوتاهی کردند.
هر چقدر که مقام معظم ولایت بحث تبیین را مطرح و روی آن تأکید نمودند و آنرا درشتتر ارائه دادند اما باین مهم کمتر عمل شد و به راستی تبیین صورت نگرفت. تکرار و تکرار ولی بدون تبیین، باعث عادی شدن و مبهم ماندن موضوع شده و چون تنها استنادی که صورت گرفت، فرمایشات رهبری پیرامون آن بود و لذا این تکرار و ابهام و عادی سازی باعث یک حالت دل زدگی از این موضوع گردید.
این اتفاق شوم، یعنی شعار زدگی، کلیشه سازی و تکرار، بلائی است که دامان بسیاری از مفاهیم والا در جامعه امروز ما را گرفته است.
انگار ما منتظریم که مقام رهبری خود دست بهکار شود و بهجای کار آفرینان در شهرک های صنعتی و مراکز فناوری راه بیفتد طرح بنویسد و ابزار بدست مشغول تولید شود. این چه نوع تلقی از ولایت پذیری است؟ آیا نباید در این طرز تفکر و طرز تلقی تشکیک کنیم؟
باید به مفاهیم حقیقی و پر معنا و پربار قرآنی و معانی واقعی واژههای توقیفی قرآن بپردازیم و آنها را تبیین کنیم. در حقیقت این مأموریت بهعهده علماء ربانی، خواص با بصیرت و اولیاء امور(البته از نوع انقلابی آن)است.
اینکه خداوند همه اجر رسالت را موّدت فی القربی یعنی موّدت به صاحبان اصلی ولایت، قرارداده حاکی از عظمت و کلیدی بودن این واژه(موّدت)است که ما به ازاء کل رسالت گردیده است. متأسفانه موّدت را در اصطلاح عامیانه، محبت معنا میکنیم. و این آغاز توقف در حرکت والای علوی است. همین جاست که جهت حرکت به انحراف از ولایت کشیده و یا در واژه ای مبهم متوقف میشویم. بر صاحبان علم یعنی علماءربانی است که این آگاهی را به جامعه منتقل کنند و بفهمانند موّدت فقط محبت تنها نیست. موّدت یک محبت عملی است. اگر موّدت بود امیرالمؤمنین(ع)تنها نمیماند و امام حسن(ع)گرفتار شیعیانی بی بصیرت نمیشد و امام حسین(ع) به مسلخ شهادت نمیرفت. اگر موّدت را وجدان کرده و قول خدای تعالی را عمل می نمودند ائمه(ع) به شهادت نرسیده و حضرت مهدی(عج)به غیبت نمی رفت.
موّدت یعنی بهصورتی عملی، محبت و اظهار ارادت ها ظهور کند. بدین ترتیب که همه اعمال و تلاش ها در مسیر خواسته ها و آرمانهای ولی، امام و رهبر جامعه، بهصورتی متمرکز به کار گرفته شود تا اتفاق شومی که در حال انجام است از بن بست خارج شود. چون محبت و اظهار محبت یعنی (دو صد گفته) که معادل نیم کردار، یعنی موّدت نیست. باید عملاً در مسیر خواست و آرمان رهبری فعالیتها را متمرکز کنیم. و توسط خواص با بصیرت برنامه ریزی و هدایت شود نیروهای اجرائی را مجبور به حرکت در مسیر رهبری نمائیم. وبقول یکی از سرداران انقلابی، مخالفین و متمردّین امر رهبری را با انتخابی صحیح به جهنم بفرستیم.
این اتفاق ناگوار یعنی تلقی اشتباه از ولایتمداری که در شعار و فقط استناد به گفتار رهبری ولی بدون تبیین و بدون عمل انجام میشود مورد توجه وتبلیغ دشمنان نظام و رهبری نیز میباشد. خود آنها هم همین را تکرار میکنند آنقدر تکرار میکنند و به رهبری نسبت میدهند تا به یک اشمئزاز تبدیل شود و این هدفی خائنانه نسبت به رهبری است.
این نوع ولایتمداری که از طرف بعضی، حتی دوستدار نظام و رهبری ولی بدون تبیین و با بیبصیرتی نمود پیدا کرده، نه تنها معنای پیروی از ولایت نیست بلکه یک ضعف گفتمان و استدلال است. این یعنی از رهبری مایه گذاشتن و رهبری را سپر خود قرار دادن.
باید بدانیم سخنان رهبری نقطه شروع حرکت است. نه نقطه پایان؛ و این نباید بافصل الخطاب بودن فرمایشات ایشان مغالطه صورت گیرد.
میزان عملکرد امت حزب ا... و مدعیان ولایت مداری ضمانت عملی شدن فرامین ولی امر است. باید به این سستی و رخوتی که باعث راکد ماندن و محبوس شدن سخنان رهبری در همان زمان و همان مکان سخنرانی گردیده پایان داده شود.
طبیعی است که این نگاه غلط به مفهوم ولایتمداری وجایگاه ولایت یعنی نداشتن یک خروجی عملی، ندانسته باعث تخریب چهره ولی فقیه و تضعیف و ناکار آمد جلوه دادن این جایگاه رفیع ومتعالی و پویا میشود. البته فعلاً از بعضی عملکردهای مخالفین که در ظاهر، شعار حمایت از سخنان رهبری داده ولی عملاً راه خود را می روندو حتی نتایج زیانبار اعمالشان را به رهبری نسبت میدهند صحبتی نمیکنیم.
که : شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
اگر درست دقت شوداین نوع تلقی اشتباه، معنای همان صحبت عامیانه ولی پر معنایی است که میگویند. (سرم فدای امام حسین(ع)به شرطی که رگ بریده نشود). در صورتیکه راه صحیح همان راهی بود که ابوذرغفاری میرفت و درجهت خواسته امیر المؤمنین(ع)بود. ابوذر یک تنه در مقابل کاخ معاویه می ایستاد و با خواندن آیاتی از قرآن به معاویه اعتراض میکرد وبا این کار علی(ع) را عملاً یاری می نمود.
نوع نگاه انحرافی (محبت بدون موّدت)همان مجالس روضه و سینه زنی هایی است که اخیراً باب شده و در محبت حسین(ع)و بیزاری از دشمنان اهل بیت(ع) دست به هر عمل غیر متعارفی می زنند ولی در عمل و بیرون از آن مجالس سیره امام حسین(ع) و اهل بیت(ع)هیچ نقشی در زندگی اجتماعی و بصیرت سیاسی شان ندارد و جبراً در انتهای راه، تبدیل به شیعه انگلیسی شده و اعمالشان باعث رضایت استکبار جهانی شده و نتیجه آن تنها ماندن رهبر در میدان است.
اینکه ما منتظر باشیم که در هر مورد، خرد وکلان، حکم حکومتی از طرف مقام معظم رهبری صادر شودتا اینکه از جای خود حرکت کنیم، عین فرار از زیر بار مسئولیت و مصداق عینی بی بصیرتی است.
با این همه روشنگری مقام عظمای ولایت و ورود به مسائل ریز اجرایی، چطور هنوز باعث هیچ حرکتی در بعضی خواص مدعی ولایتمداری نشده و باز هم توجیه و تفسیر و تأویل مینمایند و به عافیت طلبی خود ادامه میدهند؟
چطور هیچ غارتگر بیت المالی از جمله صاحبان فیش های نجومی محاکمه نشده تا لااقل دلهای رنجدیده فرزندان شهدا و صاحبان اصلی انقلاب یعنی مستضعفین خوشحال شود؟ چطور با آنهمه سفارش های موکد رهبری باز هم مجلس بالَیتَ وَ لَعَّلَ نمودن، قراردادهای نفتی با همان سبک وسیاق ذلیلانه در حال اجراست؟ بهطوریکه صدای کمسیون امنیت ملی مجلس را هم در آورده و در خواست کردهاند جلو آنها را بگیرند؟ و یا چطور در مورد سایر مسائل کلان اقتصادی و سیاسی(بین المللی)و یا مسائل، از برجام گرفته تا FATF و یا ده ها موضوع دیگر علیرغم توصیه های رهبری باز راه خود را میروند؟
این نتیجه، همان تلقی اشتباه از ولایتمداری و ماندن در حد شعار و کلیشه ای کردن فرامین و عدم همراهی عملی با رهبر امت است که اصلاح این نگرش امری الزامی است.
والسلام علی من اتبع الهدی