
زمانی که یک خودرو جدید به بازار عرضه میشود و شما قصد تهیه آن را
دارید، حتما علاقمند هستید که معایب مدلهای قبلی رفع شده و مدل جدید
دارای ویژگیهایی بهتری است. اما زمانی که خودرو را تهیه کردید با مواردی
ناخوشایند مواجه میشویم. ۱۰ تا از این موارد نا خوشایند در اینجا لیست شده
است.
خودروهای جدید همانند زمین بازی کودکان برای بزرگسالان است. داخل خودروهای امروزی مکانهای بسیاری برای کاوش و سرگرمی وجود دارد، اما همانند تکهی گرمی از ماه جولای، همه جای آنها عالی نیستند! بدون توجه به قیمت خودرو، برخی خودروها با استانداردهای احساس آدمی سازگار نیست. در اینجا بخش کوچکی از این چیزهایی که علاقه نداریم در خودروهای جدید ببینیم، لیست شده است.

در حال حاضر وجود تایر یدکی به عنوان یک استثنا است و وجود آن به صورت قانونمند رعایت نمیشود. در زمانهای نه چندان دور ما حداقل شاهد یک تایر یدکی در صندوق عقب خودرو بودیم. امروزه باید خوششانس باشیم تا یکی از آنها در خودروی جدیدمان تعبیه شده باشد. بسیاری از خودروسازان برای صرفهجویی در وزن و کاهش هزینهها، از کیت تعمیر اضطراری به جای تایر یدک بهره میبرند. در حقیقت برخی از این کیتها به صورت اختیاری (آپشنال) هستند. کادیلاک (Cadillac) برای مدل CT6 جدیدش ۲۱۰ دلار برای اضافه کردن کیت نجات (rescue kit) دریافت مینماید.
آیا پنچرگیری در یک روز آفتابی آنقدر کار خستهکننده و فرسایشی است؟ در حالی که حالا باید پول زیادی برای تعمیر آن بپردازیم!؟

در تخمینهای ما، اگر خودروی لوکسی گران نباشد، تفاوتی ندارد که روکش صندلیهای آن از چه جنسی باشد. برخی خودورسازان لوکس امروزه از روکشهای غیر استاندارد برای خودروهای بالای ۳۰ هزار دلاری خود استفاده میکنند. مرسدس بنز از روکشهای نامرغوبی با عنوان (MB-Tex) در خودرورهای خود استفاده میکند و همچنین بیامو نیز اسم روکش نامرغوبش را (SensaTec) گذاشته است.

امروزه کمتر کسی است که خواستار صندلی قابل تنظیم برای سرنشینان جلو نباشد. به عنوان نمونه خودرو فولکس واگن Passat صندلی
قابل تنظیمی برای راننده ارائه کرده است که یک حالت از حالت پایه گسترش
یافته است و حتی آن نیز به صورت آپشنال در اختیار مشتری قرار میگیرد.
صندلی قابل تنظیم برای صندلی راننده و سرنشینان در فروشهای ۳۱ هزار دلاری
در درسترس است، در حالی که قیمت پایه آن سدان حدود ۲۳ هزار دلار میباشد.
این اختلاف برای یک صندلی قابل تنظیم ناقابل!

دید عقب شاید یکی از واجد شرایطترین ویژگی برتر خودروهای امروزی به حساب آید. در خودروی اسپرتی همچون شورولت کامارو، ویژگی دید عقب به صورت مرزی قابل قبول است. ولی در بسیاری از خودروهای سدان خانوادگی، ستون عقبی امکان دید نقطه کور را در ترافیک صلب مینماید.

تست EPA اقتصاد سوخت یک چیز شگفت انگیز نیست. اکثرا خودروسازان از این موضوع آگاهی کاملی دارند و در بسیاری از شرایط خودرو نمونهای برای طی کردن و گرفتن نمره قبولی از این تست را تولید مینمایند. اما مسئله جدید این است که چگونه رانندهها تلاش میکنند تا خود را با پیشرانههایی با جابجایی کم و توربوشارژردار وفق دهند. خریداران خودرو تراک فورد جدید با نام FORD F-150، بیشترین انتقادات از نظر صدایی را دارد، اما در این بحث تنها نیست. خودروی ولو XC60 هم در مورد بازده مصرفی سوخت در مسافت پیمودهاش نیز بسیار بدنام است و ما حتی در رویارویی با خودرو EPA هوندا که توربو هم نیست نیز با این مشکلات مواجه هستیم.

ما از آن به عنوان "قانون هوندا" یاد میکنیم درحالی که هوندا در طی چندین سال گذشته بسیار پیشرفت کرده است. این قانون بدین شرح است که خودروسازان عادتی دارند که ویژگیهای محبوب (و گاها ضروری) را از پکیج خودرو حذف نمایند که بتوانند آنها را با عنوان آپشن جداگانه ارائه داده و بتوانند قیمت خودرو را چندین هزار (دلار) افزایش دهند.
به طور مثال خودرو 2017 mini cooper برای دوربین دید عقب ۵۰۰ دلار و برای سیستم پارکینگ خودکار (parking assistant) ۵۰۰ دلار دیگر اضافه کرده است. البته ما مطمئن نیستیم که اینها برای چنین خودروی کوچکی ضروری است یا نه! اما مینی به تنهایی مقصر نیست. مرسدس بنز نیز میتواند در مورد پکیج آپشنهای خود ظالم باشد و در واقع هر برگه سفارش GM می تواند بیهوده جلوه کند.
خواهشمندیم فقط به ما اجازه دهید تا برای دوربین پشت و Apple CarPlay پول بپردازیم!

صحبت کردن از CarPlay (یا اگر Android Auto را ترجیح میدهید) در داخل خودرو که سیستمهای گوشی هوشمند مورد قبول جهانی است، به مراتب دور از انتظار شده است. حتی بزرگترین خودروساز دنیا (تویوتا) تعهدی به ارائه آن ندارد. ما این شک را از جانب خودرو سازان درک میکنیم ولی مردم میگیوند: خودروسازان نمیتوانند سیستم عاملی بهتر از آن چیزی که الان در جیب ما وجود دارد را بسازند.

کنترلرهای لمسی در دهه ۱۹۴۰ که آیندهپژوهان پیشبینی میکردند قادر خواهیم بود امواج ماکروویو را با ذهنمان کنترل کنیم، بسیار جذاب بود. از آن زمان، ما آموختیم که نیازی نیست همه چیز با صفحه لمسی کنترل شود. ما در تعجب هستیم که چرا برخی خودروسازان این تذکر ما را دریافت نمیکنند.
لغزنده حساس به لمس لینکن (Lincoln's touch-sensitive sliders) برای تنظیم صدا و دما زمانی دشمن درجه یک برای ما بود اما امروزه ما بسیار مشتاق هستیم این دو با یک صفحه نمایش به حد کمال برسد. ما حدس میزنیم که کنترلرهای لمسی در صبح سرد، زمانی که با دستکش قصد انجام عملیاتی را دارید، عمکردی بیش از صدای قیژقیژ نخواهند داشت.

روزهای بسیاری از کاربرد CD در پخش کنندههای خودرو سپری شده است. این تکنولوژی برای ۱۵ سال پیش است، به طوری که امروزه ما میتوانیم هزاران آهنگ را در قالب یک کارت حافظه وارد کرده و حافظه را هر دو هفته یکبار تخلیه نماییم.
بسیاری از خودرو سازان هنوز هم پافشاری زیادی برای قرار دادن پخشکنندههای CD در داخل خودروهای خود دارند. یک تحقیق جامع نشان میدهد که تا سال ۲۰۲۰، حداقل یک سوم خودروهای جدید یک پخش کننده فیزیکی خواهند داشت. این برخلاف این حقیقت است که سه خودرو از چهار خودرو تولید شده جدید دارای پورتهای USB و AUX در پخشکنندههای خود هستند. آیا ما نمیتوانیم به جای پخشکنندهی CDدار یک صفحه نمایش بهتره داشته باشیم؟

با وجود اینکه برخی از خودرو سازان قبول کردهاند که از لولای پیانوئی (piano hinge) استفاده کنند که عملکرد باز و بسته کردن صندوق عقب را بهبود میبخشد اما لولای odd gooseneck هنوز هم یافت میشود.