«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۲۷۶۰
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۹
به بهانه روز خبرنگار

پس چه وقت و کجا و چه کسی باید مشکلات این قشر زحمت کش را درک کند؟

بدون شک حفظ جایگاه و شان خبرنگار در مراسمی نمادین و هدایایی از سر رفع تکلیف، بیشتر به جسارت و توهین شبیه است تا قدردانی

باز هم روزها از پی هم آمد. تا چشم روی هم گذاشتیم روز خبرنگار هم فرا رسید. نوبتی هم که باشد، نوبت ماست... امروز روز خبرنگار است اما حرفه خبرنگاری به ما اجازه نمی دهد دمی بیاساییم و باید برای این روز هم خبر چاق کنیم! این هم از ویژگی های شغل ما خبرنگاران است که برای خودش دنیایی است. اصحاب رسانه و دنیای خبر مناسبت این روز را می دانند و 17 مرداد را خوب به یاد دارند، روزی که محمود صارمی خبرنگار پرتلاش کشورمان به همراه هشت نفر از اعضای کنسولگری ایران در سال 1377 در مزارشریف افغانستان به دست نیروهای طالبان به شهادت رسید و این روز از سوی شورای فرهنگ عمومی روز خبرنگار نامیده شد.

خطرات و سختی های کار خبرنگاران است که در راه وظیفه و رسالت خویش از همه چیز می گذرند. ما هم همین جا از این غم میگذریم و به مناسبت این روز به دوستان رسانهای، تبریکات صمیمانه و همکارانه و دوستانه می دهیم و هی برای خودمان نوشابه باز میکنیم تا شاید نوشابههای دیگری از جهات مختلف شمالی، جنوبی، شرقی و غربی برای عزیزان خبرنگار باز شود؛ البته من آنچه شرط بلاغت است با تو می گویم، تو خواه پند گیر خواه ملال!

من یک خبرنگارم، با هیچگونه امکانات زیر ساختی برای این حرفه و با هیچ مبلغی به عنوان حقالزحمه. من یک خبرنگارم، صادق و روراست برای نظام مقدس که برایش خون دادیم و جنگیدیم. من یک خبرنگارم، خطر را به جان میخرم تا مردم را مطلع و آگاه سازم و مردم هم الحق و الانصاف دوستمان دارند!!! من یک خبرنگارم، زود می آیم و دیر می روم، تعطیلات در کنار خانواده نیستم، با این حال به کارم چنان عشق می ورزم که حاضر نیستم آن را از دست بدهم.

همه ساله در ۱۷ مرداد ماه مراسمی تحت عنوان روز خبرنگار برگزار و از تعدادی دست اندرکاران مطبوعاتی بخصوص خبرنگاران رسانه ها و جراید محلی و کثیر الانتشار تجلیل و قدردانی میشود که این خود جای تقدیر و تشکر دارد و امید است تداوم و استمرار داشته باشد.

اما آنچه مهم است که باید مد نظر و تامل قرار گیرد و اکثر مواقع فراموش میشود شان، مرتبه، اعتبار و ارزش خبرنگار و کار خبری و رسالت خبرنگاری است چرا که بعضی از افراد که فقط عنوان خبرنگاری را یدک می کشند فقط و فقط در این مراسمات و تجلیل ها سر و کله آنها پیدا میشود و یک شبه خبرنگار تمام عیار شده و جلوی دوربین ها رفته و ژست خبرنگاران حرفهای بخود گرفته و پس از گرفتن لوح تقدیر و هدیه در سال بعد و روز خبرنگار دوباره سر و کله آنها پیدا میشود و همین امر و مسئله سبب زیر سوال رفتن شان و مرتبه و اعتبار خبر و رسالت خبرنگار میگردد و باز همین مسئله باعث شده تا مسئولین و متولیان امر مطبوعات کار و وظیفه ی خود را در قبال این قشر محروم و زحمتکش فراموش کرده و فقط با تجلیل و اهداء هدیه در روز خبرنگار مسئله را تمام شده فرض کرده و تا سال دیگری روز خبرنگاری دیگر.

هستند خبرنگارانی در شهر ما نیریز که عمر خودشان را در خبر سپری کردند وکمتر مسئولی حتی از روی کنجکاوی تا کنون از ایشان سئوال کرده که در این وسط چه کاره هستی؟ اصلابا چه مجوزی به فعالیت حرفه خبرنگاری مشغول هستی؟ امورات زندگانی خبرنگار از چه راههای تامین میگردد؟ و خیلی از سوالات دیگر ... پس چه وقت و کجا و چه کسی باید مشکلات این قشر زحت کش را درک کند؟

بدون شک حفظ جایگاه و شان خبرنگار در مراسمی نمادین و هدایایی از سر رفع تکلیف، بیشتر به جسارت و توهین شبیه است تا قدردانی.

در بیان مظلومیت خبرنگار همین بس که تا یکی از ما شهید نشد روزی به ناممان در تقویم ثبت نگردید، خدا رحمت کند شهید صارمی را که اگر نبود مجاهدت فداکاری و جانفشانی او، روز خبرنگار اصلا وجود نداشت؟ ما شاکریم که این روز هم حاصل خون شهید صارمی است و ما مدیون شهداییم نه مدیون مسئولین.او ارزش خبرنگار را دانست و برایش با ارزشترین عنصر وجودش را داد، او خون داد، او جان داد تا حداقل برای برخی که با هدایای 50 هزار تومانی و جلسات نمادین و یک دست غذا میخواهند گزارش کار برای خود دست و پا کنند و از گوشه این گزارش کار نیم نگاهی هم به خبرنگاران داشته باشند مشخص شود که هر چند خبرنگار برای برخی مسئولین با ترازوی میزان تعریف و تمجید از آن مسئول خاص ارزشش سنجیده میشود اما ارزش حرفه اش برای خودش از جان شیرینش هم با ارزش تر است.

باید قلم را پاس داشت باید برای قلم و خبر و رسالت خبرنگار ارزش قائل بود، بدانیم که چه خون های پاکی در راه رسالت قلم ریخته شده و باید بدانیم که پا جای چه کسانی میگذاریم و حرمت قلم و بخون خفتگان قلم را پاس بداریم و خبرنگار را در حد خبر بیار محسوب نکنیم و اساسا” هر کسی را خبر نگار نخوانیم و اگر روزی هست برای خبرنگار با این حرفه ی سخت و طاقت فرسا به فکر روزی این قشر محروم باشیم.

خبرنگار تنها فردی است در جامعه که علاوه بر دغدغه خود، اضطراب و دغدغه و مشکلات جامعه را به عنوان حافظ حقوق جامعه و مردم بهمراه دارد.

خداوند در قرآن میفرمایند، «قسم به قلم و آنچه می نویسد» که این خود بیانگر اهمیت جایگاه و نقش قلم و نوشتن نزد نویسندگان است و خبرنگار باید این آیه را آویزه گوش خود قرار دهد که با تاسی از آموزه های دینی و رعایت اصول نوشتاری، زبان گویا، چشم بینا و گوش شنوای جامعه باشد و سعی نماید آنچه سخن می گوید به قلم آورده و بنویسد.

متاسفانه جایگاه خبرنگار با توجه به اهمیتی که باید داشته باشد هم در رسانه و هم نزد مسئولان ناشناخته مانده است.

اکثر مسئولان دوست دارند با خبرنگارانی روبرو شوند که با کمال تاسف باید گفت، در انجام رسالتشان صادق نیستند؛ یعنی آنها انتظار نابجای خودشان از خبرنگار را که شامل تعریف و ثناگویی از عملکرد فلان مسئول است به خبرنگار خطاکار تحمیل میکنند و این هر دو مورد مذمت و نکوهش شده است. هیچگاه خبرنگار نباید دین خود را و هدف اصلی حرفه پاک اطلاع رسانی صحیح را که هدایت جامعه را در پی دارد و همان رسالت انبیا است به دنیای ارزان دیگران بفروشد؛ و اگر اینگونه باشد خبرنگار و رسانه مورد نظر جایگاه خودشان را نزد جامعه و حتی همان مسئولان ثناگو و متملق نیز از دست رفته خواهند دید. شخصیت و وقار خبرنگار ایجاب میکند به دور از چرب و شیرین روزگار به رسالت فکری و فرهنگی خویش عمل کند و صادقانه یک رویداد ساده را به خبر تبدیل کند و با جستجوی بیشتر، انتخاب سوژه و شکل دادن به آن خود را به عنوان یک خبرنگار خبرساز موثق و تولید کننده خبرهای مطلوب و سازنده معرفی کند.

در شهر ما نیریز نیز چند سالیست با شکستن تک صدایی نشریات توسط هفته نامه شهر سبز، خیلی ها این اعتماد به نفس را پیدا کرده اند که پا به این عرصه بگذارند و صد البته حضور نشریات مختلف و با دیدگاههای متفاوت قطعا به نفع شهرستان میباشد و این حجم فعالیت رسانه ای باعث میگردد هیچ یک از مسئولین و سایر ارگانها حاشیه امنی در عدم توجه به مسائل شهرستان و خواست مردم نداشته باشند و بیش از قبل خدمتگزارمردم باشند.

هم اکنون شهرستان نیریز در فضای مجازی دارای چند پایگاه خبری مجوز دار و همچنین سه هفته نامه مکتوب میباشد.نشریاتی با خط و خطوط فکری و سیاسی متفاوت. نشریاتی که اگر درست و بموقع عمل کنند ارزششان از چند نماینده مجلس نیز بیشتر است و میتوانند خیلی از مشکلات شهرستان را مطرح و در جهت حل آن به مسئولین کمک نمایند.

به عنوان مثال میتوان به چند پیگیری مهم هفته نامه شهر سبز در مدت فعالیتش که کمک قابل توجهی به شهرستان نمود اشاره کرد.پیگیری مسئله ساخت بیمارستان، پیگیری شبهه وقفی بودن مصلا، پیگیری مسئله قبله صحیح مساجد، پیگیری تخلفات شهرداری در زمان مدیریت قبلی، پیگیری مشکلات آب تولیدکنندگان و آبدزدان و برخورد نامناسب برخی مسئولین با ارباب رجوع، پی گیری مشکلات تعاون روستایی، پیگیری نام گزاری بسیج خبرنگاران اداره ارشاد به نام شهید خبر نگار شهرمان شهید لاری زاده، پیگیری وضعیت بد آب شرب بخش قطرویه، پیگیری مسائل بهداشتی و عوارض خشکسالی بخش آباده، پیگیری عدم توجه کافی به کشاورزان بخش پشتکوه و ... .

در پایان روز خبرنگار را خدمت همه همکاران ارجمندمان در هفته نامه های صبح نیریز، نیریزان فارس و پایگاه خبری نای ذی نیوز، نبض نیریز، عصر بختگان، هورگان، نیریزان، نسیم نیریز، نیریز پرس و... تبریک میگوییم و امیدواریم بتوانیم با تشکیل جمعی از خبرنگاران همه رسانههای فعال شهرستان، حساب جناح بازی و مطالب سیاسی را از پیگیری مشکلات و موانع توسعه شهرستان جدا کنیم و بطور هماهنگ و یکصدا، صدای مردم مظلوم شهرستان را به گوش مسئولین مربوطه برسانیم. شاید تحقق این خواسته، مهمترین اقدامیباشد که بتوان کلید آن را در روز خبرنگار زد.

طنز/ دلم خوش است که نامم خبرنگار بُوَد!

دلم خوش است که نامم خبرنگار بُوَد

کسی که بر سر ِ کاری، خفن سوار بُوَد!

دلم خوش است به پُر طمطراقی ِ شغلم

که حاصلش دو سه تا لوح ِ افتخار بُوَد

میان ِ مردم و مسوول چون پُلی هستم

که پایه هاش! به دوش ِ من استوار بُوَد

بگو چه کار کنم با اجاره ی منزل

بدین حقوق که قّد ِ سه تا نهار بُوَد؟!

به دست ِ مؤجر ِ بَد، بر سر ِ اجاره بها

حقوق بنده ی بی چاره لـتّ و پار بُوَد

چه قول ها که نداده تعاونی مسکن

که خانه های قشنگی در انتظار بُوَد

ولی چه حیف که این خانه جز سرابی نیست

و این تعاونی در حال ِ احتضار بُوَد

خبرنگار، خروسی است جنگی و نا ترس

که سر بریده ی جشن و عزای یار بُوَد!

خبرنگار ِبسیجی به جز قلم، کاغذ

همیشه صاحب یک ضبط و یک نوار بُوَد!

خبرنگار که سی سال شغل او این است

دوان دوان پی ِ مسوول ِ تازه کار بُوَد

همیشه در پی ِ سوژه به هر کجا ویلان

و کفش ِ پاره اش البته سوگوار بُوَد!

ز دست ِ خیل ِ طلبکار با دوی صد متر

همیشه یک تنه در حالت ِ فرار بُوَد!

خبرنــگار، نــگویـد تمـلقی عــمرا

نگو که مصرع بالایی ام شعار بُوَد!

به رغم این همه اوصاف عاشق ِ کار است

اگر چه بر سر ِ راهش هزار خار بُوَد

و جالب این که به دست ِ «دبیرِ» محترمش

خبرنگار به صد کنترل دچار بُوَد

اگر چه کنترل این جا نمیشود سانسور

دبیر هم به خدا تحت ِ صد «فشار» بُوَد!

اشارتی گذرا کرده ام به این حرفه

چرا که درد ِ دل ِ بنده بی شمار بُوَد

اگر چه سخت و زیان آور است شغل ِ حقیر

دوای خستگی ام، عشق ِ این دیار بُوَد

منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha