(حدیث سلسله الذهب هدیه آسمانی امام رضا(ع) به شیعیان)
یکی از وظایف اصلی امت شناخت و معرفت امام است.اگر ما امام خویش را به درستی و راستی نشناسیم در مسیر جاهلیت قرار داریم و ناتوان از شناخت و انتخاب و پیروی از حق و حقیقت خواهیم بود. در روایت آمده است اگر کسی هادی امت را نشناسد از گزند دزدان راه در امان نمی ماند و به بیراهه گمراهی گرفتار میشود.
امیر مؤمنان علی(ع) عدم شناخت حجت واجب الاطاعه خداوند در زمین را مهمترین چیری معرفی میکند تا امت به واسطه آن هدایت شوند و عدم توجه به آن یعنی نشناختن امام و هادی همان و به گمراهی دچار شدن همان، امام صادق (ع) فرمود:کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد در واقع به مرگ جاهلیت مرده است(وسایل الشیعه)
اطلاق امام تنها اختصاص به امامان هدایت یافته شده نیست؛ بلکه بر اساس آیات قرآن، اهل ضلالت و کفر و گمراهان نیز دارای امام وپیشوا هستند آیه 12 سوره توبه، به ائمه کفر اشاره شده «آیه 41 سوره قصص» وجعلنا هم ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لا ینصرون.
و آنان را پیشوایانی که به سوی آتش می خوانند گردانیدیم.و روز رستاخیز یاری نخواهند شد پس لازم است انسان شناختی از امام حق داشته باشد تا بتواند خود را از امام باطل وکفر دور نگه دارد. از طرفی مدعیان دروغینی وجود دارند که خود را عامل هدایت دانسته و بر جایگاه امامت تکیه میزنند لذا باید امامان هدایت وپیشوایان حق شناخته شوند.یعنی همان پیشوایانی که خداوند در قرآن میفرماید «سوره سجده آیه 24»پیشوایانی که به فرمان ما مردم را هدایت میکنند وبه ایشان انجام دادن کارهای نیک و برپا داشتن نماز ودادن زکات وحی میکنیم وآنان پرستنده ما بودند؛ وپیشوایانی که در نهایت زمام امور جهان را به عنوان وارثان صالح به دست میگیرند «سوره انبیاء آیه 5» و به اراده الهی؛ حکومت جهانی مستضعفین علیه مستکبران را در سایه عدالت ایجاد کرده وفلسفه بعثت پیامبران و ارسال رسولان وانزال کتب را تحقق می بخشند.
و در آیه 59 سوره نساء پیامبر تمام امورامت را به دست باکفایت وارثان زمین قرار داد که همان اولوالامر میباشند و فرموده ای کسانی که ایمان آورده اید پیامبر و اولیای امر را اطاعت کنید و وظیفه امت پیروی از آنان است. پس از شناخت اصل اما تکلیف آن است که وقتی به هر طریقی شخص، امام را شناخت باید نسبت به مقامات آن حضرات شناخت پیدا کند تا مراعات آداب واصول را نسبت به آنان داشته باشد و ضمن حفظ حقوق آنان وتکالیف خویش به درستی از راهنمایی آنان بهرهمند شوند.و لذا فرهنگ وگفتمان اهل بیت وتفسیر وتبین واجرای اسلام از مصادیق امر خدا می باشد.
امام رضا(ع) فرمود:خداوند رحمت کند بنده ای را که امر ما را احیا میکند پس سوال شد >چگونه امر شما احیا میشود؟ فرمود:علوم ما را می آموزند وبه مردم می آموزانند چرا که مردم اگر زیبایی های کلام ما را بدانند از آنان پیروی میکنندهمچنین امام صادق (ع) فرمود در کتاب السرائر از کتاب العیون والمحاسن شیخ مفید (ره) روایت کرده به دوستداران واهل امت ما سلام برسان وبه آنان سفارش کن تا تقوای الهی وعمل صالح داشته باشند، از اینکه افراد سالم به عیادت بیماران بروند؛ ثروتمندان به عیادت فقیران رفته؛ کمک و یاری کنند وزندگان بر جنازه مردگانشان حاضر شوند؛ در خانه های هم به عیادت هم بروند وعلم دین را با هم در میان بگذارند چرا که این همان زنده نگه داشتن امر ماست، پس معلوم میشود که احیا امر اهل بیت(ع) به معنای زنده نگه داشتن قولی وفعلی مذهب وگفتمان اهل بیت وترویج وتبلیغ وتعلیم معارف اهل بیت در میان شیعیان ودیگران است واین یکی از وظایف امت نسبت به امام است؛ امام هشتم علی ابن موسی الرضا(ع) به عنوان یکی از 14 معصوم درچنین جایگاهی است به طوری که نمیتوان کمالی را یافت که ایشان در تمامیت آن سخن نگفته و یا انجام نداده باشند فرمود کسی که شیعه و پیرو اهل بیت است نمیتواند اطاعت خدا نکند(سفیته البحار جلد 2 صفحه 98)
آن حضرت که در دوران حکومت عباسیون قرار داشتند و مأمون خلیفه عباسی که به دنبال مشروعیت دادن به این خلافت ها بودند آن امام را به خراسان دعوت کرد تا امام را ازمیدان مبارزه انقلابی دور نماید تا بدین وسیله کارایی نهضت تشیُع را که روز به روز افزایش یافته بود به صفر برسد و با این حرکت مأمون با قصد خودش امام را از جایگاه تقدس و اثبات اینکه مظلوم نیست خارج کند، مدعیان تشیُع را مبنی بر اینکه خلافت اموی و عباسی غاصبان حکومتند را مزورانه یک حرف بی پایه و ناشی از ضعف قلمداد کند و این نقض همه ادعاهای شیعیان است؛ و چنین وانمود می شد که آن حضرت فقط در شرایطی که به دنیا دسترسی نداشته به آن زُهد می ورزیدند و اکنون که درهای بهشت دنیا به روی ایشان باز شده به سوی آن شتافتند لذا از همان ابتدای این حرکت مبارزه را شروع کرد هنگامی که به نیشابور رسید وخواست از آنجا به سمت خراسان خارج شود عده ای از اصحاب حدیث جمع گشتند وعرض کردند ای پسر رسول خدا از میان ما می روی آیا برای ما حدیثی بیان نمی فرمایی که از آن بهره مند شویم این در حالی بود که امام (ع) در میان کجاوه نشسته و سپس سر مبارک خود را بیرون آوردند و فرمود از پدرم موسی بن جعفر شنیدم پدرم از جعفربن محمد تا... پدرم از امیر المومنین (ع) فرمود شنیدم رسول خدا شنیدم از جبرئیل که خدای عزووجل فرمود(لا اله الا ا... حصنی و فمن دخل حصنی امِن مِن عذایی) کلمه توحید لا اله الا ا... دژ من است، هر کس در حصار قلعه من داخل شود از عذاب من در امان است بعد از این سخن مَرکب حضرت به راه افتاد پس از لحظاتی بار دیگر امام سر از کجاره بیرون آوردند و با صدای بلند فرمودند بدانید و آگاه باشید کلمه توحید و یکتا پرستی و ایمنی از عذاب الهی شرط و شروطی دارد و شرط آن «انا من شروطها» یعنی ایمان و عقیده به امامت و ولایت شرط توحید حقیقی است.(عیون اخبار الرضا جلد 2 ص 135)