إِنَّ الشَّیْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعیرِ (6) سوره مبارکه فاطر
چرا ابلیس(شیطان) که هزاران سال عبادت پروردگار عالمیان را کرده و به بارگاه الهی راه یافته و حتّی در زمره ملائکه قرار گرفته بود (که خطاب سجده ملائک بر آدم او را هم شامل شد) یکباره رانده(رجیم) درگاه شد؟
حضرت آیه ا... جوادی آملی در این باره میفرمایند: شرک از ابتدا در وجود ابلیس بود، امّا توانسته بود آن را پنهان و پوشیده کند تا زمانی که زمینه برای بروز آن از دریچه کبر و خودبرتر بینی مهیّا شد!
آری اگر خلوص باشد هیچگاه زنگار شرک بر دل نخواهد نشست و بزرگ ترین زمینه بروز و رشد شرک، تکبّر و سپس لجاجت استکه متأسفانه امروزه در بین جامعه ما به وفور مشاهده میشود.
ابلیس(شیطان) که از جن بود و با ملائکه تفاوت داشت، در اثر عبادت و بندگی سالیان متمادی در ردیف ملائکه قرار گرفت تا حدّی که خطاب خداوند به ملائکه مشمول آنهم می شد(1) اما چون در این سالیانی که مشغول عبادت الهی بود خود را خالص نگردانده بود و بندگی را فقط در عبادت های ظاهری می دانست دچار رجم شد! و اگر در این چند هزار سال که عبادت کرده بودمعنی عبودیّت و بندگی را فهمیده و متوجه شده بود، میتوانست به مقام اخلاص برسد و هرگز از فرمان الهی نه استنکاف می کرد و نه توجیه و مغلطه!
بلکه میتوان گفت معلوم شد در این سالها که مشغول عبادت بوده، هرگز معنای عذرپذیری و غفّاریت خداوند را هم نفهمید و الاّ پس ازاین نافرمانی کافی بود که توبه کند و در اثر توبه نه تنها مورد بخشش قرار گیرد، بلکه به ترفیع درجه هم می رسید (چرا که خود قبول اشتباه و تصمیم به عدم تکرار آن موجب تعالی عبد خواهد شد)
به راستی این سرگذشت هائی که قرآن برای ما بیان کرده است برای چیست؟ آیا برای حجیم کردن کتاب است(نعوذ با...)؟، یا برای سرگرم کردن خوانندگان(نعوذ با...)؟ و امثال ذالک؟ و یا با عنایت به کتاب حق بودن قرآن(2)، برای عبرتآموزی و هدایت انسان ها است؟
به نظر میرسد کم نیستند کسانی که در عمل، قرآن و محتویات آن را برای قرنها پیش می دانند و خود را به توهم فرهیختگی و نخبه بودن، مستغنی از آموزه های قرآنی می دانند و همانند قارون معتقدند داشته های خویش را بخاطر علم و دانائی خود دارند(3) و شاید عزّت را در تدبیر خویش می بینند، غافل از اینکه خالق و مدبّرعالم هستی میفرماید: آنانکه کافران را بجای مؤمنین به دوستی می گیرند، آیا عزت را نزد آنها می جویند؟ و حال آنکه تمام عزّت نزد خداست(4).
شاید با مروری تطبیقی، گرچه کوتاه و گذرا به سرنوشت ابلیس، بتوانیم خود را بیابیم که پیامبر رحمت(صل ا... علیه وآله) فرمودند: کسی که خود را شناخت خدا را نیز شناخته است!(5)
ابلیس پس از نافرمانی خداوند متعال در سجده به آدم، متوسل به توجیه و استدلال در مقابل خداوند شد: ... من از او بهترم زیرا تو مرا از آتش آفریدی و او را از خاک(6) این اوّلین موضعگیری متکبرانه او بود در قبال استیضاح الهی؛ و پس از آن با موضع لجاج و ناسپاسی گفت: به خاطر اینکه مرا اغوا کردی، بر سر راه مستقیم تو می نشینم و از چهار طرف آنها را محاصره میکنم، آنوقت اکثریت را ناسپاس خواهی یافت(7).
کوتاه سخن آنکه هر کس در هر زمان که از اطاعت فرمان الهی که در هر دوره ای به نحوی ابلاغ میشود سر باز زند عاقبتی جز رانده شدن و لعین شدن نخواهد داشت.
در زمان پیامبر خاتم(صل ا... علیه وآله) از او و در زمان امام معصوم(صل ا... علیه وآله) از ایشان و در زمان غیبت از نوّاب خاص و عامّ و در صورت بسط ید از ولیّ فقیه باید بی چون و چرا اطاعت کرد که این حکم عقل است از باب رجوع به متخصص و حکم شرع است از باب توقیع شریفه و دنبال سفسطه ها و مغلطههای شیطانی نباید رفت که مثلاً امام هم باید در امر طب، کشاورزی، مکانیک، جنگ و سیاست و امثال ذالک باید به نظر شورا و اکثریّت و... عمل کند که چنین گفتاری حاکی از کم اطلاعی از قرآن و فرهنگ اهلبیت(ع) است، کجای قرآن تبعیّت از اکثریّت ولو در مشورت را فرموده؟ چرا آیه را نیمه تمام می خوانید؟ چرا نؤمن به بعض و نکفر ببعض برداشت می کنید؟ آیا تصمیم نهائی را حتّی در مسئله شورا به خود حضرت رسول(صل ا... علیه وآله) واگذار نکرده است؟(8)
آیا حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مورد پیشنهاد عقلای قوم مبنی بر پذیرش خلافت به حکم شورا و یا پس از قریب به 25 سال پس از پذیرش حکومت، مهلت به معاویه و یا عدم اجرای حدّ شراب به سرشناس شهر را پذیرفت؟
آیا امام حسین(علیه السلام) پیشنهادهای زن و مرد و غریب و خودی را در مورد انصراف از رفتن به طرف کوفه پذیرفت؟ و ده ها مورد مشهور در سیره چهارده معصوم(علیهم السلام) شاهد بر مدعای ما می باشد.
فطوبی لمن تفکّر و تدبّر و تبصّر ثم تاب و اصلح (انً ا... یحب التّوابین) (والعاقبه للمتّقین).
والسلام علی من اتبع الهدی
پانوشت:
(1) إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طینٍ (71) فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ (72) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلاَّ إِبْلیسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ (74) قالَ یا إِبْلیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالینَ (75) قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ (76) قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجیمٌ (77) وَ إِنَّ عَلَیْكَ لَعْنَتی إِلى یَوْمِ الدِّینِ (78)(سوره مبارکه ص)
(2) وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذیراً (105)(سوره مبارکه اسراء).
(3) قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدی ...(78) قصص
(4) الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً (139) سوره مبارکه نساء
(5) قَال َالنَّبِیُّ(صل ا... علیه وآله) مَنْ عَرَف َنَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ ثُمَّ عَلَیْكَ مِنَ الْعِلْمِ بِمَالَایَصِحُّ الْعَمَلُ إِلا بِهِ وَهُوَالْإِخْلَاصُ(بحارالأنوارج: 2 ص: 32)
(6) قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ (12) سوره مبارکه اعراف
(7) قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیمَ (16) ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرینَ (17) سوره مبارکه اعراف
(8) وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلینَ (159) سوره مبارکه اعراف.