اگر بخواهیم نیروهای سیاسی موجود را در قبال موضوع رهبری دسته بندی کنیم به سه گروه عمده بر می خوریم.
در تقسیم بندی گروه ها و نیروهای سیاسی دسته ای هستند که ادعای پیروی از ولایت را داشته ولی در عمل ساز خود را می نوازند. متاسفانه برای بعضی، تبعیت از رهبری تا جایی مطلوب است که بتوانند منویات خود را در لابلای سخنان و مواضع رهبری مستند سازی کنند و هرجا که خطاب و عتاب از سوی ایشان متوجه آنان است خود را به کری زده، تفسیر به رای و مصادره به مطلوب نموده و یا فرافکنی میکنند و در عمل راه خود را می روند.
همیشه و تمامی دوران ها، همین دسته بوده اند که برای امت اسلامی مشکل آفرین شده و سدّ راه بوده اند. باعث تخریب اعتقادات شده و گاهی مشکلات امنیتی به وجود آورده و عزّت و اقتدار نظام اسلامی را به خطر انداخته اند.
خط اسلام اصیل و ناب محمّدی و انقلاب را پاس داشتن در گرو تبعیت از رهبری الهی و ولایت فقیه با شرایطی که معصوم (ع) فرموده اند بوده و بر مردم واجب است که از او تبعیت نمایند.
امام حسین (ع) ضمن ردّ ادعای شیعه بودن بدون داشتن شرایط آن، ملاک و معیار تبعیت از ولایت را اینگونه بیان می فرمایند: " شیعَتُنا من شیِّعَنا فی اعمالنا و اقوالنا " شیعیان ما کسانی هستند که در عمل و گفتار از ما تبعیت محض دارند؛ یعنی عمل و گفتارشان یکی است.
به منظور اثبات این مدعا و شفافیت بیشتر، نیاز به تحلیل محتوای تفکرات حاکم بر گروه ها و افرادی میباشد که با عملکرد دوگانه باعث انحراف و کج راهه رفتن میشود که به همین منظور، نیاز به باز خوانی مجدد تاریخ داریم.
مرور تاریخ، حداقل تاریخ پس از انقلاب، شاید برای ما کافی باشد، هرچند یادآوری تاریخ کوتاه خلافت امام حسن مجتبی (ع) و واقعه کربلا که در نتیجه عملکرد همین طیف از افراد رقم خورد، برای ادعای ما خالی از فایده نمیباشد.
1- به مصداق این شعر: ((چو دزدی با چراغ آید - گزیده تر برد کالا)) در ابتدای پیروزی انقلاب، افراد و گروه هایی با شعار تبعیت از خط امام به به میدان امدند. ولی به دلیل عدم اقبال عمومی موفق به جلب آرای امّت نشدند فلذا در مقابل نظام قرار گرفتند.
2- بنی صدر، دومین جریانی بود که، در ابتدا نه تنها شعار تبعیت از خط امام را پیشه نمود بلکه با حرکت هایی مزوّرانه دست به عوام فریبی زده و با سوء استفاده از اعتقادات امت اسلامی خود را مورد حمایت حضرت امام (ره) وانمود کرد.
وی در مقابل خبرنگاران آمادگی خود را برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری در هاله ای از ابهام و انتظار قرار داده و به بعد موکول کرد. ولی یک روز که به دلیلی در منزل حضرت امام(ره) حضور پیدا کرده بود، بلافاصله پس از خروج از منزل رهبر کبیر انقلاب، در مقابل خبرنگاران، اعلام آمادگی برای کاندیداتوری ریاست جمهوری را علنی نمود. علی القاعده تنها شائبه و گزینه ای که می شد در آن لحظه داشت، این بود که به سفارش و حمایت و رضایت حضرت امام (ره) این تصمیم اتخاذ شده است. بدون شک این عمل فریبکارانه در موفقیت و پیروزی او اثر قطعی داشت. مضافا اینکه روزنامه انقلاب اسلامی با صاحب امتیازی خودش به این موضوع دامن می زد.
پس از احراز پست ریاست جمهوری و مکشوف شدن نیات قلبی وی، اختلافات ایشان با جریان انقلابی و حزب ا... علی الخصوص سران حزب جمهوری اسلامی از جمله دکتر بهشتی، دکتر آیت و حضرت امام خامنه ای، به صحنه اجتماع و مطبوعات کشیده شد که متعاقب آن به دستور حضرت امام (ره) آقای موسوی اردبیلی مامور به تشکیل یک هیئت حل اختلاف برای حل و فصل اختلافات و اعلام نتیجه به حضرت امام (ره) شد.
در جلسه ای که در حضور امام امت تشکیل شد (بنا بر نقل آقای هاشمی رفسنجانی): حضرت امام خلاف های او را متذکر شده با اوقات تلخی فرمودند، مواضع خود را اصلاح کند. حضرت امام در حالیکه دستشان از شدت عصبانیت می لرزید به وی خطاب کردند: شما به منافقین اسلحه داده اید. در این نظام می خواهید جان چه کسی را حفظ کنید؟
مرحوم حاج سید احمد خمینی در خاطرات خود میگوید: امام (ره) به بنی صدر تشر زد و گفت فکر نکن رای آورده ای. مردم طرفدار اسلام هستند.، به اسلام رای داده اند. رای تو نیست مردم فکر می کردند تو آدم معتبری هستی. او با وقاحت گفت اگر الان هم رای گیری شود رای می آورم.
وقتی بنی صدر از منزل امام خارج شد در مقابل خبرنگاران چهره بشّاش و خندان به خود قرار گرفت. ولی در مقابل، شهید بهشتی و آیت ا... خامنه ای و سایرین به دلیل وقاحتی که او در حضور امام داشت، در زمان خروج از منزل با چهره ای عصبانی و ناراحت خارج شدند. حرکت مزّورانه بنی صدر این شبهه را در مردم ایجاد نمود که بنی صدر مورد لطف امام قرار گرفته و سایرین را سرزنش نموده است.
3- میر حسین موسوی بارها حضرت امام (ره) به حرکت های ایذایی و خلاف عرف (چه از نظر سیاسی و یا اقتصادی) او تذکر داده و بیانیه صادر نمودند. حضرت امام در سخنرانی ها و پیامهایشان در مقابل افکار رادیکال و چپ میر حسین و اعمالی که مبتنی بر این تفکرات در قوانین داخلی و بخشنامه های دولتی و یا سخنان او ظهور پیدا می کرد، موضع گیری فرمودند که شاخص ترین محور و روح آن پیام ها جلوگیری از اعمال خود سرانه ایشان بود. آنچه که در این مواضع جالب توجه میباشد، این بود که در تمامی فرمایشات و رهنمودهای آن حضرت مخاطب اصلی، خود میر حسین و دولت بود ولی دقیقا ایشان با جا خالی دادن و فرافکنی و سردادن شعارهای افراطی در حمایت و و پشتیبانی از فرمان های امام، بر عکس عمل نموده و کار خود را دنبال می نمود. او خود را قوی ترین حامی سپاه و بسیج معرفی ولی عملا به روش اسلاف خود همراه با گروه و اعضاء مجاهدین انقلاب چپ ترین مواضع را اتخاذ می نمود. مصداق این نوع موضع گیری در مقابل قائد اعظم انقلاب مَثل داستان همان دزدی است که وقتی او را دنبال میکنند، خودش هم همراه با مردم فریاد ((آی دزد)) سر میدهد و با این روش طبعا مردم به اشتباه افتاده و متوجه نمیشوند که دزد اصلی چه کسی است. به تعبیر مقام رهبری، تغییر مواضع این شخص از چپ افراطی به راست افراطی در سال های فتنه، یک اصلاح موضع برحسب شرایط نیست، این تلوّن و تذبذب است، این یک نوع شارلاتانیزم است و روش افرادی است که به مصداق شعر خاقانی برای اینکه رد خیانتها و انگیزه اصلی اعمال مسئله دارشان محو شود، نعل وارونه میزنند،
ساربانا نعل را وارونه زن
تا نشان نعلِ اسبت گم کنند
او که اعمالش در جهت منافع استکبار رقم می خورد در قضیه بیانیه الجزایر و دیوان داوری لاهه در مورد مطالبات ایران از امریکا و دربحث گروگانها و همچنین تا چاپ پولهای بدون پشتوانه (200 تومانی جدید) – اولین استقراض از جیب مردم یعنی بانک مرکزی را با دور زدن مجلس و تقدیم کردن پول ها به ترکیه ورشکسته... فاتحه اقتصاد و نظام پولی ایران را خواند و تورم را بنیان گذاری نمود.
پس از تقدیم همه ی سرمایه های ایران به امریکا (12 میلیارد دلار) در لاهه، فقط برای جلوگیری از ضایع بازی و اعتراض مردم ایران، فقط یک پرونده ی 175 میلیون دلاری در مورد کنسرسیوم نفت را به نفع ایران(از طریق تیم مهندسی شده ی داوری لاهه) صادر و دستور داد با تیتر فوق درشت (شاه رفت) نوشتند: " ایران حق خود را از حلقوم امریکا بیرون کشید". بدین ترتیب با عوام فریبی و تزویر و انحراف افکار عمومی شعار ضد استکباری سر میداد و خود را پیرو رهبری معرفی می نمود.
4- دوران سازندگی و اصلاحات با فراز و نشیبهائی که گاه، کشور را تا لبه ی پرتگاههای سیاسی و اقتصادی می بردند گذشت و فقط دولت نهم و دهم بود که مقام معظم رهبری رضایت نسبی خود را اینگونه ابراز فرمودند.
در این دوره رئیس محترم دولت گفتمان امام و انقلاب را بر سر دست گرفت و به دنیا معرفی نمود؛ و نیز در جای دیگر ومی فرمایند: من از طرف ایشان در مجامع بین المللی نگرانی ندارم (قریب به مضمون)
5- از سال 1392 یعنی شروع دولت یازدهم، مجموعه ای از اعمال وحرکات و موضع گیریهای متناقص ومتعارض با فرمایشات رهبری در اکثر سطوح اجرائی کشور در جریان بوده وهست.
الف- روند مذاکرات هسته ای از ابتدا تا صدور بیانیه بر جام (البته بی فرجام) و به تعبیر رهبری (خسارت محض)
ب- نوع نگاه به استکبار بخصوص آمریکا وتمایل و حسن نظر به کدخدا
ج- عدم وجود اراده لازم در خصوص اجرای اقتصاد مقاومتی بعنوان تنها راه برون رفت از تحریم ومقاوم سازی اقتصاد داخلی.
هر کدام از موارد بالا یاد آور بر خوردهای دولتهای قبل در قبال امام و رهبری میباشد که به فرا خور حال و گنجایش نشریه و حوصله خوانندگان عزیز بدان پرداخته شده است.
در پایان لازم است به یک مورد از مواضع شفاف مقام عظمای ولایت و نوع موضع گیریهای مدعیان ولایت پذیری اشاره شود تا بدانیم جایگاه امام و مأموم و وظیفه خود را در این رابطه چگونه تعریف و عمل کرده ایم؟
یکی از مواضع شفاف و روشن مقام ولایت در خصوص انتخابات اخیر مجلس شورا وخبرگان رهبری و وظیفه هر کدام و هشدار ها و انذارها و رهنمودهای حضرت ایشان بود.
مقام عظمای ولایت در اثنای انتخابات اخیر در موقعیتهای مختلف به روشنی رهنمودهای روشنگرانه خود را به امت فرمودند:
ایشان به وضوح اشاره نمودند که به لیست معرفی شده توسط انگلیس و استکبار رای ندهید و دلائل این برنامه بر اندازی را نیز بصورت مستدل بیان فرمودند. مواضع و مرزبندی ها، خطوط قرمز و مبحث فتنه را کاملا واکاوی نمودند و از چاهی که توسط استکبار و ایادی داخلی شان بر سر راه امّت کنده شده بود بر حذر داشتند. اما به هر حال سیاه نمایی رسانه های زنجیره ای در مورد خادمین ملت و معرفی افراد مسئله دار بعنوان ناجی، بعضی را به انحراف از خط روشن عزت و اقتدار ولایت و ادار نمود. بعضی دوستان بی بصیرت نیز ساده لوحانه فریب تحلیلهای کسانی را خوردند که در حقیقت به دنبال منافع شخصی خود بودند. چشمان خود را بر روی حقیقت و خط روشن ولایت بستند. ولی انتخابات ریاست خبرگان و سایر حوادثی که پس از آن رقم خورد همه محاسبه ها را بهم ریخت.
با تجربه ای که در حوادث پس از انقلاب بدست آورده ایم، ایمان داریم که خائنین رسوا و انقلاب از خدعه منافقین حفظ خواهد شد. چون دست خدا و یاری امام زمان (عج) به دفعات این نظام را از مهلکه رهانیده است.
وقتی رفع غائله کردستان، فتنه خلق عرب، پان ترکیسم، کودتای نوژه، واقعه طبس، فتنه منافقین، ترورهای دسته جمعی سران و مسئولین کشوری و نهایتا جنگ تحمیلی را مرور می کنیم که هر کدام به تنهایی برای انهدام و براندازی نظام نوپای انقلاب اسلامی کافی می بود، به این اصل ایمان می آوریم.
کسانی که از روی جهالت یا تجاهل، عناد و یا لجبازی و به هر انگیزه درست و نادرست، خطوط قرمز را عوض کرده و یا خطها را عوضی گرفته و به مردم معرفی میکنند و یا از خط رهبری و بزرگانی که داعیه داران اصلی این تفکر هستند عدول کرده و زیر پرچم کسانی سینه زدند که دستشان در فتنه 78 و 88 آلوده بوده ویا از تعزیه گردانان این فتنه بودند، ویا فریب کسانی را خورده اند که از ابتدای انقلاب جز منافع فردی و گروهی، تجمل گرایی، سهم خواهی، مال اندوزی و مقام پرستی اندیشه دیگری نداشته و فقط نام رهبری و ولایت را بعنوان یک نقاب برای وجاهت خود بکار می برند، باید بدانند که:
خوش بود گر محک تجربه آید بمیان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
باید بدانند که خواهی نخواهی صحنه های امتحان پیش خواهد آمد و انتخابات اخیر بهترین صحنه غر بالگری و تصفیه مدعیان درو غین ولایت پذیری بود.
والسلام علی من اتبع الهدی