مردم اصیل و جوانمرد نیریز هیچگاه دوست نداشتند و گمانشان هم نمیرسید که، شهرستان 5000 هزار ساله آنها که سالیانی است زیر گرد محرومیت پنهان مانده، با این خبر وحشتزا تیتر رسانههای داخلی و خارجی قرار گرفته و معروف شود. آنان به هیچ وجه خواستار این نبوده که مثل آن شخصی باشد که در زمان رسول ا... (ص) برای معروف شدن اقدام به ملوّث نبودن آب زمزم نمود. سوگند یاد میکنیم که این معروفیت بر مردم شریف نیریز تحمیل شد و پس از آن همه ناکامی در طول تاریخ، این نام آوری ظلم بزرگی است.
این معروفیت و ماندگاری در زیرنویسهای کانالهای تلویزیونی و تکرار در تمامی ساعات خبری تا خبرگزاریهای BBC و VOA و سر تیتر قرار گرفتن درتقریباً همه روزنامههای کشور و پیشخوان همه مطبوعات برای شهری که از بسیاری از جهات جزو (ترینهاست)، یعنی بزرگترین، بهترین، پرآوازهترین، معروفترین، بیشترین، قدیمیترین، بالاترین و همه ترینهای مثبته که هیچ کجا نه عنوان میشود و نه اسمی از آن برده میشود، این اتفاق نیز برایش معروفیتی از جنس ترینهاست، یعنی بدشانسترین. چون این مظلومیت است نه معروفیت.
چرا که شهرستانی که در محرومیت نیز محرومترین است، تنهاترین شهری است که 100% به جمهوری اسلامی رأی آری و مثبت داده و دست بر قضا، تنهاترین شهری است در کل کشور ایران که با یکصد و بیست هزار جمعیت شهر و روستا پس از انقلاب تاکنون حتی یک واحد درمانی و پزشکی در آن ساخته نشده است (به قول رئیس دانشکده علوم پزشکی دکتر ایمانیه در مصاحبه مطبوعاتی.
درج و شرح اخبار حادثه غمانگیز گردنۀ لایرز نیریز و فوت گروهی از سربازان عزیز کشورمان در رسانهها، همه را در بهت و تأسف فرو برد، ولی چون فقط خداوند جبران کننده است و صبردهنده، تنها دعاست که از ما برمیآید.
اخبار این حادثه با تمامی اجزاء و ابعادش، از همان ساعات اولیه توسط سایت خبری نایذی نیوز که به همت دوستان جوان، خوش ذوق و پرتلاش تحریریه اش، اکنون به سایت مرجع خبری شهرستان تبدیل شده، منتشر شد و پس از آن اخبار تکمیلی و تصحیح اخبار اولیه و اخبار جدید نیز اطلاع رسانی شد. مصاحبههای مختلف با مسئولین ستاد بحران شهرستان از طریق جراید و رسانههای نوشتاری از همان صبح روز سوم تیر روی پیشخوان اخبار و دکّههای مطبوعات استان و کشور قرار گرفت. طبق معمول حاشیهها جذابیت بیشتری از متن و اصل ماجرا دارد؛ و در حال حاضر کم و کیف ماجرا برای همگان روشن است و پرداختن به آن جز تکرار مکرّراتی که هر چند وقت یکبار میشنویم و فراموش میکنیم فایده ای ندارد.
در اینجا باید از تلاش تمامی عوامل ستاد بحران شهرستان، شخص فرماندار، اورژانس، آتش نشانی، نیروهای نظامی و انتظامی، کادر پزشکی و پرسنل شریف بیمارستان فرسوده شهدا و همه مردمی که با توجه به صعب العبور بودن محل حادثه و نیمههای شب و با هر انگیزه، با سعی خود مانع از تلفات و یا ضایعات جسمی بیشتری شدند تشکر نموده و اجر آنان را به خدای تعالی حوالت میدهیم.
امّا جای یک سؤال اصلی در این ماجرا خالی است، یعنی یک امر اساسی در بین هیاهوی خبری رسانهها مغفول مانده است و آن اینکه: تا کی و چرا و به چه قیمتی باید شاهد وقایعی باشیم که میدانیم با اندک توجه و مدیریت و یا اولویت بندی صحیحتری و با هزینه کمتر قابل حل است؟
مگر همه بر این اعتقاد نیستیم و این شعار را نمیدهیم که پیشگیری بهتر از درمان است و یا اینکه علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد پس چرا...؟
البته طبیعی است که مردم ننگ این رسوایی را متوجه کسانی میدانند که طی سالیان متمادی با بیخاصیتی، بی تدبیری، بی مدیریتی، بی سوادی و بی بصیرتی و گاهی هم از روی عناد و سیاست بازی باعث بوجود آمدن چنین حوادثی میشوند.
این واقعه را از زوایا و مناظر گوناگون میشود بررسی کرد.
1- از منظر امکانات ترافیکی، جادهای و جاده مناسب و ...
2- از منظر سیستمهای نظارتی و کنترلی در جادههای مواصلاتی
3- از منظر مسئولین امور بهداشت و درمان و امکانات درمانی
4- از منظر سیاست بازان و گروهای وابسته
5- از منظر دولت و دولتیان، مجلس و مجلسیان
و ... زیر شاخههای دیگری که آمار و ارقام و تحلیلهای علمی و جهانی گوناگون ارائه میدهد که فقط بدرد کارهای ژورنالیستی و پر کردن صفحات روزنامه میخورد. ولی واقعاً آیا دردی را از مردم درمان میکند؟
تا زمانی که به سؤالات اصلی پاسخ داده نشود، مشکی حل نخواهد شد.
متأسفانه این واقعیت تلخ را همه مردم از کم سوادترین تا عالمترین آنها میدانند و در زمانی که به نواقص یک جاده یا خیابان یا چهارراه یا راه ورودی فرعی و جادههای غیر استاندارد کوهستانی برخورد میکنند و حادثهای را می بینند، همگی اظهار میدارند که تا چند نفر کشته نشود، آن را درست نمیکنندو این یک واقعیت است که علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. برای اثبات صحت این صحبت همین بس که مدیر کل امور راه های استان در همین حادثه سقوط اتوبوس زمانی که با پرسش خبرنگار در خصوص چرایی عدم بتون ریزی شانه جاده مواجه شد در حوابی تاسف بار والبته حیرت آور گفت "تا کنون تصادفی از این نقطه به ما گزارش نشده "، این پاسخ دقیقا معنیش یعنی همان جمله معروف که "تا چند نفر کشته نشوند درست نمیشود"
نشریه شهر سبز در آبان ماه سال 1394 طی یک مصاحبه با نماینده نیریز و استهبان در مجلس شورای اسلامی یکی از سؤالاتی را که مطرح نمود، سرانجام این جادۀ مرگبار بود، سؤال شد چکار میخواهید بکنید؟ چه موقع این جاده تعریض یا دو بانده میشود و سؤالات دیگری پیرامون علل و عوامل تأخیر در اجرای آن.
آقای سقائی در جوابها و توجیهاتی که داشتند به یک مسئله اصلی اشاره نمود.
ایشان گفت من پیگیریهای زیادی کردهام. میگویند بودجه نیست.
البته صرف نظر از ایرادات اساسی که به جواب آقای نماینده وارد است؛ که بعضی فیالمجلس به ایشان متذکّر شدند، یک مسئله را درست میگفتند و این همان نکته کلیدی و حلقۀ مفقوده است."برای حفظ جان مردم بودجه نیست"
البته شاید جناب نماینده اطلاع از مصوبه حقوقهای نجومی مدیران که ظاهرا در سال 1393 توسط دولت تصویب شده داشتند و به همین دلیل میدانستند که چرا بودجه نیست، ویا احتمالا می پنداشتند با این مصوبه و یا امثال این مصوبه دولت احتمالا برای محلهائی هزینه میکند که از جاده و بیمارستان برایش مهمتر میباشد.
به دلیل جلوگیری از اطالۀ کلام قصد ورود به ریز محلهائی که بودجه بدانان اختصاص داده شده و البته امثال این جاده و گردنه در آن بودجه ها مغفول مانده اند نداریم. چون این اوراق جوابگوی فهرست کردن آنها نمیباشد. لذا قضاوت را به مردم بزرگوار و فهیم میسپاریم و چه خوش گفت شاعر شیرین سخن که:
تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل
والسّلام علی من اتّبع الهدی
آفرین به آقای اعظمی با این یادداشت حرفه ای و مطابق با اصول روزنامه نگاری.
سلام لطفا علت تعطیلی دعای ندبه محمع معظمین را مشروحا توضیح دهید چون حضرت اقای فا اسیری نیک می دانند اگر مولا وصاحبمان حضرت ولی عصر صدای ندبه مجمع را نشنوند دل نگران می شوند وگناهش به گردن ایشان است که خبر نی ریز را لازم نیست چاپ شود اما صدای گرم سردار یزدانی که صدای انقلاب است را نه. وای برما