«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۲۳۷۴
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۵

اصلاح طلبی از ادعا تا واقعیت


از مجموعه علل وعوامل بروز وافول جریان اصلاح طلبی، آنچه که در خلال بررسیها و واکاوی سیر این جریان، بیشتر از سایر عوامل بصورت شاخص خود نمائی می کند از نظر ماهیت شکاف وفاصله معنا دار ایدئولوژیکی سران وعاملین اصلی آنها با ایدئولوژی انقلاب می باشد.

دیگر عاملی که در درجه بعد می توان بدان پرداخت و روی آوردن مردم در سال 1376 به این جریان را رقم زد ناخشنودی مردم از دولت سازندگی بود وآنهم در هر سه حوزه سیاست اقتصاد و فرهنگ، شروع انحرافات فرهنگی و ولنگاری که نتیجه موضع گیریهای لیبرال مآبانه سران سازندگی بود، باضافه رانت های بزرگ اقتصادی، حذف تعهد در کارگزاران وتکیه بر تخصص و در نتیجه تشکیل یک دولت تکنو کرات که باعث شد دست مدیران ارشد را در بوجود آوردن کارتل ها وتراست های خصوصی اقتصادی باز گذارد بیشترین شکاف را بین طبقه غنی وفقیر بوجود آورد.

در این دوره برابر اعلام مراجع رسمی ذیربط اقتصادی وبانکی داخلی شاخصهای تورم سالانه به 49% رسیدکه بطور طبیعی شاخص غیر رسمی بطور فصلی 49% اعلام می شد یعنی سالانه نزدیک به 200% خودنمائی کرد. با این وضعیت سرمایه داران خرد وکلان بشدت رشد کرده وسرمایه داران جدید افسانه ای بوجود آمدند؛ که عمدتاً یک سر آن حتماً یکی از عوامل دولتی بود. از سوی دیگر طبقه متوسط وضعیف بحدی فقیر شدند؛ که فریادشان به آسمان بلند شد که بعنوان نمونه قابل ذکر است که: در همان زمان توسط امام جمعه موقت تهران حضرت آیت ا... جنتی در خطبه های جمعه اعلام شد، «استخوانهای مردم زیر بار فقر وگرانی خورد شده است.» در هفته بعد از آن رئیس دولت سازندگی در جواب ایشان در خطبه های نماز جمعه گفت:«مشکل مردم گرانی نیست مشکل مملکت ارزانی است و ما باید قیمتها را به سطح بین المللی برسانیم» ایشان در سخنانی ادامه دادند:«کسانی که میگویند استخوان مردم خُرد شده است بلد نیستند استخوان را با چه (خ) می نویسند» اینگونه اظهار نظرها وبر خوردهای تبخترآمیز مردم را نسبت به آینده بی اعتماد ونگران کرد.

مجموعه رویکردهای اقتصادی و فرهنگی دولت سازندگی، سیاستی را تعریف می کرد که از آنان (تخصص بدون تعهد) و در یک کلمه (سیاست بدون دیانت) دریافت می شد ونتیجه بر آیند همه این شاخصه ها نا خشنودی مردم از دولت سازندگی بود که باعث رو آوردن مردم به دولت اصلاحات شد. چراکه:دولت اصلاحات از ابتدا با شعار(تعدیل اقتصادی) و حل معضلات معیشتی مردم تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده وآغاز به جریان سازیهای فکری نمود. پس از روی کار آمدن دولت خاتمی، در خلال سالهای 1376 تا 1384 چون نتوانست به وعده های خود آنطور که در شعارها آمده وخواست عمومی بود عمل کند و آنهمه تخریب که در زیر ساخت های اقتصادی بوجود آمده را مرمت ویا بقول خود تعدیل نماید و از طرف دیگر با بروز برخی عوامل دیگر، نظیر مسئله دار شدن عوامل اصلی جریانات اصلاحات اقبال عمومی به اصلاحات از رونق افتاد. لازم است در این قضیه بیشتر توضیح داده شود. در بررسی کنش های اجتماعی بعنوان عوامل خُرد و واقعیات جامعه بعنوان عوامل کلان ونقش عاملین اصلی اصلاحات در ابتدا به یک اصل بر می خوریم وآنهم اجزای تشکیل دهنده طیف اصلاحات است که عبارت بودند از 1-گروهی که رویکرد آنان شکاف و زاویه ی کمتری با تفکرات امام وانقلاب داشت. مثل(مجمع روحانیون مبارز)

2- گروهی تفکراتشان شکاف و زاویه معنی دار وعمیقی با انقلاب وامام وحتی با اسلام داشت مثل (اصلاح طلبان سکولار شامل جبهه مشارکت و روشنفکران متعلق به حلقه کیان-مجاهدین انقلاب اسلامی)

هر دو گروه اعم از مجمع روحانیون مبارز ویا سکولارها در دهه اول انقلاب دارای گرایشات تند و چپگرایانه بودند؛ که گروه اول پس از چندی (با توجه به اینکه عمدتا روحانی بودند ) به دلیل واکنشهای اجتماعی و تقبیح آنان با یک خانه تکانی در افکار و تعاملات خود حداقل بصورت تصنعی وظاهری کمی وجهه خود را ترمیم کردند.

ولی گروه دوم تبدیل به تندرویهای تجدید نظر طلب و ساختار شکن شدند که حتی به اصول مسلم اسلام وانقلاب وحضرت امام (ره) معترض و به لیبرالهای تند رو و چپهای جوان مبدل گشتند.

اصلاح طلبان علیرغم اشتراکات نظری وعملی، در برخی از رویکردها، اختلافات عمیقی داشتند وبه عبارت دیگر هیچگاه یک جریان سیاسی همگون ویکدست نبوده اند. همین یکدست نبودن باعث شد در دهه شصت سران این گروه در بعضی رویکردها مقابل هم قرار گیرند. محمد خاتمی شاخص ترین عضو این طیف که بعنوان اصلی ترین عنصر اصلاح طلب تبدیل گردیده با وجود اینکه عضو مجمع روحانیون بود و در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از حمایتهای گروهی وحزبی برخوردار شد. ولی از آنطرف از پشتیبانی سکولارها نیز بهره گرفت. بنظر می رسید محمد خاتمی تعلق خاطر بیشتری به طیف سکولار داشت و در طول دوران اصلاحات همواره از پشتیبانی روزنامه های زنجیره ای که متعلق به این طیف بود برخوردار بوده و در اکثر همایشها ونشستهای آنان شرکت می کرد. سکولارها پس از دوم خرداد به سرعت توانستند از همین رویکرد محمد خاتمی کمال استفاده را کرده واین تحول را به نفع خود مصادره وطیف سنتی را به حاشیه برانند. اخلاق ورفتا رواعمال خاتمی از قبل انقلاب وبخصوص تعامل و اباحه گری وی در ارتباط با گروههای سکولار وشرکت در مجالسی که در شأن روحانیت نبود ونحوه بر خورد دور از شأن وی با آنان بخصوص رفتار مخالف با شرع مقدس اسلام چهره خوبی از وی ترسیم ننمود.

وی در دوران ریاست جمهوری به ایجاد ونشر فله ای بیش از 32 روزنامه مبادرت نمود و با کمک سایر روزنامه های زنجیره ایی به جریان سازیهای فکری لیبرالی در جامعه اقدام نمود ودر نهمین دوره ریاست جمهوری از مصطفی معین فرد شاخص طیف سکولار در مقابل کاندیدای طیف اصلاح طلب یعنی مهدی کروبی پشتیبانی نمود.

با این اوصاف بنظر میرسد با مصادره شدن اصلاحات توسط طیف خاص، شاید اصلاح طلبی را باید اززاویه نگاه سکولار ها شناخت نه طیف سنتی وهمچنین عملکرد عاملان وحاملان وسران اصلاحات راباید از این دید تحلیل نمود. پس معنای عملی واژگونی اصلاحات در جامعه همان عملکرد بزرگان این گروه یعنی کسانی که با تفکرات ضد ارزشی نام اصلاح طلب بر خود می گذارند می باشد نه معنای لغوی واصطلاحی آن که آنجا تفاوت از زمین تا آسمان است.

علی اکبر اعظمی
منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha