آیا خداوند متعال سرنوشت مردم را به انتخابات واگذار می کند؟ جواب این است که تا حد زیادی آری. چون ما مردم تعیین کننده ترین عامل در سرنوشت جامعه و خودمان هستیم؛ و خداوند این مهم را در قرآن کریم اینگونه بیان می فرماید:
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند، بلکه این خودشان هستند که تاثیر گذار اصلی می باشند
پیامبر (ص) در همین راستا فرمایش دارند که ضرب المثل معروف «خلائق هر چه لایق » از آن برداشت شده است.
حضرت می فرمایند: «کما تکونوا یُوَّ لی عَلَیکُم » هر جور باشید، همان جور رئیس پیدا می کنید. (کنز العمال ).
این سنت الهی است که خداوند، نظر خود مردم و تفکر، منش و رفتار خودشان را در سرنوشتشان موثر قرار می دهد؛ و این سنت حتی با حضور پیامبر (ص) و حجج الهی نظیر حضرت علی (ع) و فرزندان گرامی شان، تغییر نمی کنند، یعنی در این صورت باز هم مردم اثر گذارند. آنان می توانند کار خود را و سرنوشت خود را خراب و یا درست کنند
حضرت زهرای اطهر (س)، در مقابل استنکاف مردم از قبول حق و انحراف در انتخاب اصلح و پیروی از کارگزاران سقیفه بنی ساعده، خطاب به مردم مدینه می فرماید: آیا شما فکر می کنید که آنچه نمی پسندید را به شما تحمیل می کنیم؟ شما علی (ع) را نخواستید، حالا خواهید دید که نتیجه چه خواهد شد؟ (امالی طوسی ص 376) مردم مدینه نتیجه این بی اعتنایی به دغدغه های فاطمه (س) را در زمانی نه چندان دور دیدند، همانا به چشم خود دیدند که در واقعه مدینه (که دقیقا نتیجه همان انتخاب غلط بود ) جوی خون جاری شد و نوامیس شان برای مدت 3 روز بر لشکریان یزید حلال گردید.
وقتی مردم در جنگ صفین در مقابل غوغا سالاری تبلیغاتی و عوام فریبی دشمن (معاویه و عمر عاص)، خام شده و ابوموسی اشعری، آن مرد سست عنصر را برای مذاکره بعنوان حَکَم انتخاب کردند و در مقابل ولی خدا (ع) ایستاده و اصرار کردند تا آنجا که با تهدید و فشار تصمیم خود را به حضرت علی (ع) تحمیل کردند، حضرت علی (ع) چاره ای جز قبول نداشت فلذا هر چه فرمود که من به آنها اعتماد ندارم، قبول نکردند و حضرت اجازه داد تا خودشان تجربه کنند و نتیجه جبری عمل شان را ببینند.
نتیجه انتخاب غلطی که با شانتاژهای تبلیغاتی صورت گرفت (انتخاب ابوموسی اشعری )، منجر به جنگ نهروان و قتل عام 4000 نفر گردید و حرف معترضین و معارضین در این جنگ با علی (ع) که خلیفه رسول ا... نیز بود، این بود که: چرا علی (ع) به حکمیت ابوموسی تن داد؟ هر چه حضرت می فرمود مردم خواستند (تحمیل کردند ) می گفتند، ما گفتیم. ولی شما چرا قبول کردید؟
بلی: پیامبران و حجت های الهی آمده اند تا نگذارند مردم تصمیمات غلط بگیرند، ناصحین امین در جامعه تا جایی که حرف آنان اثر گذار باشد، نصیحت می کنند، ولی تصمیم نهایی با مردم است و نتیجه کار هم منطبق و هم راستا با آن تصمیم خواهد بود. هیچگاه انتخاب بد، نتیجه خوب نمی دهد.
امام حسن (ع) به مردم اعلام نمود اگر می خواهید. سستی کنید، اصلا جنگ نکنید، ولی طبق معمول، مردم راحتی دنیا را پذیرفتند و این سرنوشت محتوم قومی است که چنانچه از ترس جان و مال و ناموس خود به جنگ نرود و در مقابل دشمنان به دفاع برنخیزد، هم جان و هم مال و ناموس او مورد تعرض و تهاجم دشمن قرار خواهد گرفت، کسانی که فرمایشات امام حسن (ع) را نپذیرفته و خیانت کردند، بیچارگی و ذلت را برای خود انتخاب کردند.
وقتی مردم هشیار نباشند و به نصیحت بزرگان خود و ناصحان امین گوش ندهند، در اثر عوام فریبی و تبلیغات مسموم دشمنان، دچار انتخاب غلطی می شوند که منجر به خیانت به کشور و مردم خواهد شد، ولی این خیانت ها دیر فهمیده می شود؛ و زمانی از پرده بیرون می افتد که چاره ای جز هزینه دادن نیست. وقتی مالک اشتر، فرمانده بصیر علی (ع ) در چند قدمی خیمه معاویه و پیروزی و ریشه کن کردن فتنه بود، با تحریک اشعث که از سران فتنه محسوب می شد و مقبولیت اجتماعی در افکار عمومی داشت، حکمیت بر علی (ع) تحمیل شد. اشعث، یکی از فرماندهان سپاه حضرت علی (ع) بود که پس از فتنه نهروان در قتل امیرالمومنین (ع) و دو فرزندش در قتل حسنین علیهم السلام دست داشتند.
ولی تاریخ تکرار می شود. همین تبلیغات، عوام فریبی ها و غوغا سالاریها را در تاریخ معاصر کشور عزیزمان، در مقابل بزرگانی همچون مدرس، کاشانی و در انقلاب اسلامی ایران در مقابل معمار کبیر انقلاب خمینی کبیر (ره ) شاهد بوده ایم. واقعه بنی صدر و انتخاب وی بعنوان رئیس جمهور، علیرغم نصیحتهای آن رهبر فرزانه یکی از آن نمونه ها می باشد که متاسفانه پس از خسارتهای فراوان از جمله ائتلاف او با منافقین و اعلام جنگ مسلمانه که بجز هزینه هایی مثل 17000 شهید ترور از بهترین فرزندان انقلاب و بیش از دو برابر، مجروحان این ترورها – در انفجار مرکز حزب جمهوری و نخست وزیری تقریبا، دولت و مجلس و قوه قضائیه (ارکان اصلی کشور ) از نعمت بزرگانی همچون بهشتی، باهنر و رجائی و هفتاد و چند نفر از مسئولین و سران و بزرگان این انقلاب محروم ماندند.
فتنه و خیانت ها زمانی روشن می شود که خساراتش قابل جبران نیست؛ و این انتخاب مردم است، زمانی که به سخن دلسوزان توجه نکنند، ولی خود کرده را تدبیر نیست.
در همین زمان براساس سنت محتوم تکرار تاریخ، اگر به فرمایشات رهبر معظم، نصیحتهای پدرانه و رهنمودهای داهیانه ایشان و دقت و نظرات اندیشمندانه و ژرف نگری در مسائل سیاسی، بخصوص سیاست خارجی، مذاکرات، قراردادها، دشمن شناسی، مسئله اقتدار و عزت اسلامی و همچنین در مسئله اقتصاد مقاومتی، گوش بفرمان نبوده و مثل موارد قبل تحت تاثیر سازهای رنگی و مخالف قرار گرفته و بصیرت انقلابی نداشته باشیم و چنانچه انتخاباتی به سفارش انگلیس انجام دادیم و پند و اندرز رهبر فرزانه را به گوش جان نپذیرفتیم باید عواقب آن را هم بپذیریم.
سوال این است که چرا رهبری مداخله نمیکند و چرا و چرا؟ و این همان محدود کردن آزادی دولت و مردم و خلاف قانون است. چون اگر میشد حضرت علی (ع) هم این کار را می کرد. در مقابل خواست مردم و آزادی عمل و فکر و عقیده مردم، قدرت قهریه نه قانونی است، نه منطقی فقط نصیحت آن بزرگواران است که افراد با بصیرت آن را دریافت می کنند و این اصل در همه ابعاد کشوری قابل تعمیم است؛ و در صورتیکه بر اثر انتخابات غلط (همانند آنچه تا کنون در برخی مقاطع در جای جای کشور و در سطوح مختلف داشته ایم)، به مشکلات و مصیبتهایی گرفتار شدیم، هیچ کس را جز خودمان ملامت نکنیم.
والسلام علی من اتبع الهدی