در پیش داشتن روز جهانی بیابان زدایی فرصتی مغتنم است تا با مسئول اداره منابع طبیعی هم سخن شویم تدابیر اداره منابع طبیعی جهت بیابان زدایی و نحوه واگذاری زمین در مناطق بیابانی به بخش خصوصی از جمله مسائلی است که درصدد رسیدن به جواب آنها برآمده ایم بعلاوه کوشیده ایم تا با مسئول انجمن میراث ماندگار بختگان؛ یکی از انجمن های دوستدار طبیعت که همواره در این زمینه فعالیت دارد به گفتگو نشسته و نظرات وی در خصوص جلوگیری از گسترش بیابان، مضرات ناشی از خشکسالی بویژه در منطقه بختگان، تدابیر ادارات مرتبط در خصوص بیابان زدایی و نحوه نگهداری از طبیعت به منظور جلوگیری از تبدیل آن به بیابان را جویا شده ایم.
ساخت سدهای درود زن، ملاصدرا و سیوند روی رودخانه های کر و سیوند از جمله مداخلات انسانی در بیابان زایی است/ متاسفانه بختگان دچار هم بیابان زایی انسانی و هم طبیعیست / اصولا تفکر اختصاص سهمی از آب به محیط زیست و تالاب که حق طبیعی برخورداری آن ها از آب است، در بین آب سالاران وجود ندارد
مهندس جلالی رئیس اداره منابع طبیعی تدابیر این اداره در خصوص بیابان زدایی را اینگونه بیان کرد: بررسی و تهیه طرح مطالعاتی در بخش آباده طشک؛ منطقه بختگان با عنوان طرح مدیریت جنگلهای در دست کاشت در منطقه تم شولی، اجرای پروژه های پیش بینی شده در طرح شامل عملیات حفاظتی و حمایتی مانند قرق گیاهان و مبارزه با آفات و امراض، عملیات اصلاح و پرورش شامل بذرکاری، نهالکاری، احداث فارو و طشتک، مراقبت و آبیاری می باشد که هر ساله بر اساس سطح تمهیدات فراهم شده و تخصیص اعتبارات اجرا می گردد.
مهندس جلالی در ادامه گفت: در خصوص واگذاری زمین در مناطق بیابانی توجه به این نکته ضروری است که چنانچه اراضی کشاورزی به لحاظ کیفیت آب کشاورزی قابلیت کشت و کار نداشته باشند و یا اینکه افراد بتوانند به نوعی تامین آب انجام دهند در قالب طرح های مشارکت مردمی مانند گزکاری، زراعت چوب و ... زمین به متقاضیان واگذار می گردد.
وی افزود: در سال گذشته اداره منابع طبیعی 100 هکتار بیابان زدایی انجام داده که در این خصوص بیشتر از گیاهان تاغ استفاده نموده است و این نهال ها اکثرا توسط اداره که سالانه 200000 اصله نهال است تولید می گردد.
شایان ذکر است در حال حاضر بیش از 350 هزار هکتار از اراضی نی ریز جزء مناطق بیابانی است.
ایشان از جمله برنامه های صورت گرفته در سال ۹۴-۹۳ را به شرح ذیل اعلام نمودند:
سطح نهال کاری اجرا شده تاکنون ۱۸۵۰ هکتار که به تفکیک در سال ۹۳ - ۱۰۰ هکتار در سال ۹۴ ۱۰۰ هکتار و آبیاری و مراقبت اجرا شده تاکنون ۱۳۹۰ هکتار انجام شده است.
در ادامه گزارش به سراغ یکی از ngo های فعال محیط زیست رفتیم، انجمن میراث ماندگار بختگان که شاید فعالترین انجمن محیط زیستی شهرستان می باشد در سالهای اخیر اقدامات شایان توجهی در این زمینه نموده، محمد جواد رنجبر مسئول انجمن میراث ماندگار بختگان در گفتگو با ما گفت:
متاسفانه تفکر بهره برداری های سودجویانه از منابع خدادادی به خصوص در استان فارس قربانی های زیادی تاکنون گرفته است. اکنون حدود یک میلیون هکتار از عرصه های استان فارس درگیر بیابانی شدن است، با توجه به این که ظرفیت زیستی کره زمین محدود است؛ باید نوع نگاهمان را نسبت به منابع طبیعی تغییر دهیم. منابع طبیعی ارثی نیست که از گذشتگان به ما رسیده باشد بلکه امانتی در دستان ما برای نسلهای آینده است.
وی با بیان اینکه بیابان زایی به دو صورت انسانی و طبیعی رخ می دهد گفت: متاسفانه در مورد بستر بختگان به نوعی شاهد هر دو صورت آن بوده ایم.
رنجبر افزود: در خصوص بیابان زایی طبیعی، کاهش میزان بارش ها در یک دهه اخیر و خشکسالی های پی درپی و قرار گرفتن در یک ناحیه نیمه بیابانی، تغییر اقلیم و سایر عوامل طبیعی دیگر، منطقه را به سمت بیابانی شدن سوق می دهد. علاوه بر آن توسعه یک بعدی در استان فارس باعث شده تا محیط زیست و منابع طبیعی آسیب های بسیاری را متحمل شود.
مسئول انجمن میراث ماندگار بختگان، بیابان زایی انسانی را با بیان چند شاهد مثال عینی اینگونه تشریح کرد: ساخت سدهای درودزن، ملاصدرا و سیوند روی رودخانه های کر و سیوند و بستن شاهرگ حیاتی تالاب بختگان و در نتیجه خشکیدن دومین دریاچه بزرگ داخلی ایران و تبدیل آن به کویری خشک و کانونی از گرد و غبار از جمله مداخلات انسانی است که متاسفانه منجر به بیابان زایی انسانی در منطقه شده است. علاوه بر آن حفر چاه های مجاز و غیر مجاز در حوزه تالاب و برداشت های بسیار زیاد از آن ها باعث تشدید بیابانی شدن منطقه شده است.
وی در خصوص نحوه جلوگیری از پیشروی بیابان گفت: در مرحله اول باید به طور جد و دایمی به فکر احیای تالاب بود و باید حق حیات رودخانه و تالاب را محترم شمرد. دستگاه های متولی هم باید بپذیرند که پس از تامین آب شرب مردم، حق آب محیط زیست در اولویت است و باید بختگان احیاء شود.
رنجبر ضمن انتقاد از فشار بیش از حد دام و چرای آن ها در اراضی مرتعی خاطر نشان کرد: یکی دیگر از عوامل بیابان ساز انسانی چرای دام و در نتیجه فرسایش خاک و تبدیل اراضی به مناطق بیابانی است که این هم از جمله موارد سوء مدیریت در این بخش است. برای کاستن از شدت بار بیابانی شدن منطقه می توان در بخشی از اراضی حاشیه ای که مستعد رویش نیز باشند به نهال کاری گونه هایی مثل آرتیپلکس و تاق روی آورد. در هر حال باید بدانیم اقداماتی که ما در جهت بیابان زدایی انجام می دهیم قابل مقایسه با عملیات تخریبی و بیابان زایی نیست.
وی مضرات ناشی از خشکی دریاچه بختگان را اینگونه بیان کرد: اول از همه تبدیل یک تالاب با ارزش به یک کویر نمکین است که نه تنها کارکردهای تالاب را ندارد بلکه مضرات بسیاری نیز دارد، از جمله: کانون تولید ریز گردهای نمکی که تاثیر مستقیم بر تنفس مردم منطقه دارد و احتمال تشدید بیماری های ریوی، تنفسی و قلبی عروقی را دارد. تاثیر بعدی بر محیط زیست منطقه است؛ دیگر خبری از آن همه پرنده مهاجر نیست؛ درختان جنگلی و مراتع منطقه تحت تاثیر این پدیده به شدت آسیب دیده اند و باغات و مزارع به خصوص انجیرستان های دیم دچار آفت و کم محصولی شده اند.
وی در ادامه گفت: پایین افتادن آب چاه ها، نفوذ شوری و تلخی به آب چاه های منطقه، تخریب زیستگاه آبزیان و کنار آبزیان، مهاجرت ساکنین آبادی های اطراف تالاب، کاهش تولید اکسیژن خالص، عدم رطوبت کافی در هوا و عدم تسریع بارندگی از جمله سایر مضرات این خشکیدگی است.
مسئول انجمن میراث ماندگار بختگان ضمن برشمردن بی توجهی مسئولین زیربط افزود:سازمان متولی که فقط توزیع کننده آب پشت سد است و کاری به بیابانی شدن یا نشدن منطقه ندارد، اصولا تفکر اختصاص سهمی از آب به محیط زیست و تالاب که حق طبیعی برخورداری آن ها از آب است، در بین آب سالاران وجود ندارد. محیط زیست هم که متولی تالاب و پارک ملی است، حرفش خریداری ندارد، کار گروه احیای تالاب های فارس هم گرفتار جلسه و مکاتبه و انجام طرح های مطالعاتی و مدیریتی است، تنها منابع طبیعی در بخشی از حاشیه اراضی بیابانی حد فاصل قاسم آباد تا تم شولی و منطقه ی بین تم شولی و چاه سوار آغا با کاشت درختچه هایی از نوع اشنیان، تاق، گزو آرتیپلکس در محدوده ای به وسعت 450 هکتار اقدام به جلوگیری از پیشرفت بیابان نموده است.
وی ضمن لزوم توجه به حفظ طبیعت تصریح کرد: بر خود لازم میدانم با کسانی که در حفظ طبیعت دقت چندانی ندارند چند کلمه صحبت نمایم: ما یک کره مسکونی بیشتر نداریم، زمین و آن چه در آن است متعلق به همه ماست و ما باید آن را بهتر از آنچه تحویل گرفته ایم به نسل های بعدی بسپاریم. سعی و باور همگان باید بر این باشد که اول؛ پسماند خود را در هیچ کجا حتی جنگل و کوه و بیابان رها نکنیم. دوم؛ از شکستن شاخه درختان، آتش افروزی در مراتع و کوهپایه ها و به خصوص نزدیک تنه درختان به ویژه در این فصل بپرهیزیم. سوم؛ جاهایی از مناطق جنگلی که به سبب بیماری، آفت و خشکسالی، درختان آن در حال از بین رفتن است، اقدام به کاشت درخت و یا بذر الوک (بادام کوهی) بنماییم شاید در جهت احیای مناطق، کمک مفیدی باشد. با کشیدن راه های عبوری در نواحی بکر مرتعی و جنگلی به نابودی گونه های ارزشمند گیاهی و درختان آن جا کمک نکنیم.
رنجبر در پایان نحوه نگهداری از طبیعت را اینگونه بیان کرد: اگر آنچه به عنوان توسعه قلمداد می شود ازحالت یک بعدی خارج شود و به نوعی به توسعه پایدار بیندیشیم میزان خسارت ناشی از آن به حداقل می رسد. مساله بعدی در حفظ طبیعت و جلوگیری از تبدیل شدن به بیابان، مساله رعایت آمایش سرزمین است. آموزش عمومی و پایه از سنین پایین می تواند کمک بزرگ و موثری به نهادینه شدن فرهنگ پاسداشت منابع طبیعی شود پس می طلبد که با یک خیزش همگانی و عمومی همراه با خرد ورزی و عقل محوری به طبیعت نگاه مهربانانه تری داشته باشیم.
همانگونه که اشاره شد می بایست در حفظ طبیعت دقت نماییم و مسئولین زیربط بالاخص اداره منابع طبیعی بیش از پیش این مسئولیت خطیر را ایفا نمایند از جمله مواردی که کمک به حفظ طبیعت در شهرستان نی ریز می کند؛ کمک به احیای تالاب بختگان است. گرچه دریاچه بختگان بر اثر سوء تدبیر به بیابانی خشک تبدیل شده اما مضرات ریوی و تنفسی که خشکیدن دریاچه بختگان مردم را به خود مبتلا می کند و هزینه هایی که دولت در جهت بهبود بیماری های ریوی و تنفسی باید بپردازد مسلما از احیای این تالاب بیشتر است. پس چه بهتر است دولتمردان و نماینده بومی شهرستان که از راهنمایی دوستان در این زمینه بی بهره نیست در جهت بهبود وضعیت دریاچه اقدامی نموده و جان مردم را از خطر امراض و بیماریها نجات دهند.