«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۲۲۸۹
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۴

داوودی: مرحوم سبزواری توانمندی‌های شاعرانه‌اش را خرج انقلاب کرد

مدیر دفتر شعر حوزه هنری گفت: مرحوم سبزواری توانمندی‌های شاعرانه خود را خرج انقلاب اسلامی کرد و کمتر شاعری چنین ریسکی کرده است.

علی داوودی، مدیر دفتر شعر حوزه هنری با بیان اینکه مرحوم حمید سبزواری معیار خوبی برای شاعری است، اظهار کرد: مرحوم سبزواری جایگاه شاعری خودش را حتی در شعارها و ترانه‌ها و سرودهایش، حفظ کرد و نشان داد که شاعر برجسته و محکمی است.

وی ادامه داد: قرار گرفتن در آن جایگاه حساس و موقعیت استراتژیک در دوران انقلاب اسلامی و اشعاری که ایشان در ارتباط مستقیم با مردم می سرودند، جایگاه خاصی به حمید سبزواری داد. بعد از درگذشت ایشان، شاعری به این ارتباط و عظمت که شعری با مخاطبان عام و گستره مخاطبان میلیونی گفته باشد، نداریم.

مدیر دفتر شعر حوزه هنری با اشاره به اینکه بحث سرود و ترانه در این روزگار خیلی وسعت پیدا کرده است، عنوان کرد: ترانه و سرود امروز، به گونه ای است که در حال تبدیل شدن به جریان قالب بر شعر رسمی کشور می‌شود، جای امثال مرحوم سبزواری در چنین شرایطی خالی است. چرا که ایشان علی رغم آن همه سرود و ترانه‌هایی که کار کرد، منزلت شعری‌اش نزول نکرد و همچنان زبان شعری‌اش را استوار نگه داشت.

داوودی همچنین گفت: حمید سبزواری ترانه «این بانک آزادی‌ست، کز خاوران خیزد/ فریاد انسان‌هاست، کز نای جان خیزد» را سروده است که در برخی مصرع‌ها، پیچیدگی‌های شعری فراوانی دارد و این ویژگی، نشان می‌دهد مرحوم سبزواری توانمندی‌های شاعرانه خود را خرج انقلاب اسلامی کرد و کمتر شاعری چنین ریسکی کرده است.

این شاعر کشور خاطرنشان کرد: سروده‌های سبزواری که در بین عوام معروف شد، قابلیت شعری بالایی هم دارند. تواضع ایشان هم موضوع مهمی است. شاعران مطرح و برجسته عموما گروهی از علاقه‌مندان‌شان را اطراف خود دارند، اما حمید سبزواری خیلی متواضع بود و اصلا در پی این‌گونه موضوعات نبود.

وی در پایان اظهار داشت: خاطره ای از حدود 26 سال قبل از ایشان دارم. دانش آموز بودم و ایشان هم به اردوگاهی که ما در آن مستقر بودیم، آمده بودند که شعر بچه‌ها را گوش دهند. بعد از اینکه کلاس تمام شد، یکی از دانش آموزان دفتری آورد که ایشان امضا کند و بعد همه بچه‌ها تصور کردند که باید دفترهایشان را به ایشان بدهند که امضا کند و ایشان هم با حوصله تمام دفتر‌ها را امضا کردند.

نظرات بینندگان
captcha