
همانطور که در قرآن هم آمده، سوره یوسف احسن القصص است و طبق آنچه خداوند متعال در آن قرار داده، بهترین قصههاست. اما به تصویردرآوردن بهترین قصه خود ملزوم ابزار انسانی است که شاید نتواند حق مطلب را در این باره ادا کند. اما سرانجام این زنده یاد «فرج الله سلحشور» بود که جسارت به خرج داد و با نگارش فیلمنامه این داستان قرانی کمر همت به تولید آن در قالب سریال بست.
سریال حضرت یوسف(ع) روز 27 خرداد ماه سال 83 کلید خورد و پس از گذشت 1129 روز، تصویربرداری این مجموعه روز 27 فرودین ماه سال 86 در شهرک دفاع مقدس به پایان رسید. اولین قسمت آن نیز روز 7 تیر سال 87 برای اولین بار از شبکه یک سیما پخش شد. آغازی که طوفانی ادامهدار را در پی خود داشت.
حالا 7 سال از اولین پخش سریال گذشته و مجموعه «یوسف پیامبر(ع)» چندین بار از شبکههای مختلف ایرانی و خارجی پخش شده است. حتی این روزها شبکه آی فیلم این مجموعه را برای سومین بار به روی آنتن برده و در حال پخش است. اما نکته جالب اینجاست که هنوز هم که هنوز است مخاطبان بسیاری به تماشای این سریال مینشینند.
کما اینکه در حال حاضر نیز علیرغم پخش سریالهای دیگر از شبکههای سراسری، مجموعه یوسف پیامبر(ع) گوی رقابت را از سایر سریالها ربوده و مخاطبان هر شب منتظر تماشای آن هستند.
اما موضوعی که در اینجا به آن اشاره می شود قسمت هایی از این سریال است که هفت سال خشکسالی و قحطی شروع می شود و پس از برنامه ریزی یک دوره هفت ساله پر بارش و فراوانی، حکومت مصر به کمک یوزارسیف به خوبی از اداره یک مملکت قحطی زده بر می آید که این نتیجه یک برنامه ریزی مدون از سوی حکومت مصر می باشد.
شاید بتوان این مدیریت یوزارسیف در پخش گندم را به تقسیم و نحوه پرداخت یارانه های نقدی در کشورمان نسبت داد. حکومت مصر به کمک حضرت یوسف (بیش از سه هزار سال پیش)، از سالها پیش و پس از یک بررسی مدون و هدفمند نسبت به شناسایی اقشار ضعیف،متوسط و ثروتمند جامعه اقدام کرد و توانست این اقشار و دهک ها را به خوبی دسته بندی کند.
حکومت مصر در زمان خشکسالی که بحث توزیع گندم در بین مردم پیش آمد با برنامه تدوین شده که در هفت سال گذشته تهیه کرده بودند با نظم هر چه تمام و با عدالت به توزیع گندم اقدام کردند(برای هر قشر با توجه به نیازش و یک مقدار خاص) و با کمترین همهمه و بی نظمی این هفت سال به سرانجام رسید.
بیش از سه هزار سال پیش(1600 سال قبل از میلاد مسیح) حکومت مصر با یکدلی و تلاش و با کمک یوسف پیامبر توانست این برنامه ریزی و این عدالت را در سطح یک حکومت عملیاتی کند و حالا در کشور ما و در قرن 21 میلادی سال هاست که صحبت از حذف یارانه نقدی و انتخاب دهک های مختلف و از این موارد اینچنینی می شود.
هنوز در جامعه ما فقیر از غنی مشخص نشده و آن مرز نشین روستایی یارانه اش با آن شخص پایتخت نشین مساوی می باشد. البته در این بین افرادی از قشر ضعیف جامعه هستند که یارانه اشان به هر دلیل حذف شده وآن مالک میلیاردی بالاشهر نشین هنوز یارانه دریافت می کند وحرص و ولعش نیز بیشتر از آن قشر ضعیف است.
بارها دولتمردان تلاش کرده اند که مردم مرفه و قشر ثروتمند جامعه از گرفتن یارانه نقدی دواطلبانه انصراف دهند که البته به طور کامل موفق نبودند، حالا خود دولت تصمیم گرفته با شناسایی و حذف اقشار ثروتمند جامعه از یارانه نقدی، به قشر ضعیف و فقیر جامعه کمک کند.
اما گویا هنوز در کشور ما به خوبی نمی توان طبق مدارک ثروتمند را از ضعیف جدا کرد. چندی پیش یکی از معلمان خبر از عدم واریز یارانه نقدی اش از سوی دولت خبر داد و بسیار از این موضوع نگران شده بود که البته از این قبیل تعدادشان کم نیست و از آن طرف ثروتمندانی را می بینیم که انگار نه انگار.....
شاید و البته امیدواریم دولتمردان کشورمان بتوانند از شیوه شناسایی اقشار مختلف جامعه و پشتکار یوسف پیامبر درهزاران سال پیش درس بگیرند و در تقسیم و واریز یارانه ها عدالت را رعایت کنند.