قبل از ورود به بحث ناچاریم به دلیل بعضی برداشت ها و اظهار نظرهای رسیده در مورد مطلب شماره قبل ( تحت موضوع لزوم انتخاب اصلح) چند نکته را یادآوری نماییم.
1- یکی از آفات و آسیب های بحث های کلامی ، نوع برداشت های مختلف و عدم توجه به حیث موضوعی است که مورد نظر گوینده است،از قبیل تعیین مصداق های ذهنی خواننده و یا شنونده و یا پیش فرض ها و یا انگار نمودن منظورهایی که خلاف نیت گوینده یا نویسنده می باشد.
این بدین معنی است که مخاطب به دلیل پس زمینه های فکری خود و منطبق با گرایشات شخصی یا علائق فردی اظهار می دارد که منظور نویسنده از فلان مطلب ،فلانی یا فلان گروه و یا فلان مطلب است .
البته هر کس آزاد است که هر طور میخواهد فکر کند . ولی نسبت دادن آن به نویسنده می تواند صحیح نبوده و گاهی هم تهمت محسوب گردد و اظهار نظر کننده در این اظهار ضامن خواهد بود .
انچه که مهم است این است که اینگونه نگاه کردن. به نتیجه گیری صحیح از یک بحث سالم که بر اساس اصول صحیح تنظیم گردیده ، لطمه می زند .، طبیعیست در این بحث پس از مقدمات و ذکر دلایل عقلی و نظریات بزرگان و اندیشمندان و وقایع تاریخی مستند و فرمایشات بزرگان دین سعی میشود برای تبیین یک راه صحیح و جهت گیری درست در حرکتهای جامعه ،رسالت مطبوعاتی خود را انجام دهیم .
اینگونه نظریه پردازیهایی که به مصادره به مطلوب شبیه تر است ،چه آن نظریه به نفع یا علیه یک جریان فکری باشد و یا غیره ، بیشتر به نقص غرض منتهی می شود و نه تنها نتیجه صحیحی گرفته نمیشود ،بلکه نتیجه عکس گرفته خواهد شد .
استراتژی و نقشه راهی که این نشریه از ابتدا سعی در عمل به آن داشته برابر فرمایش حاج سید مهدی فال اسیری ، این بوده است که ما هیچ گاه نمیخواهیم به مردم خوبمان بگوییم که این راه درست است یا غلط و یا این کار را بکنید و یا فلان کار را انجام ندهید،این راه را بروید و یا فلان راه را نروید .، به هیچ وجه ما در مقام این امر نیستیم و از ابتدا نیز چنین منظوری مد نظر نبوده است . بلکه قصد ما روشن کردن یک چراغ در محیطی تاریک و غبار گرفته از شایعات ،به خصوص در فضای مطبوعاتی و مجازی در بین مردم است ، که مردم نجیبمان با استفاده از اصول صحیح عقلی و نقلی برگرفته از منابع مطمئن. نظیر قرآن و فرمایشات ائمه ع و اندیشمندان مستقل و غیر وابسته به مکاتب انحرافی. خودشان بتوانند راه صحیح و راه برون رفت از آن محیط آلوده را پیدا کرده و تصمیم صحیح بگیرد .
توفع این است که بدون پیش د اوری و پیش فرض و بصورت مستقل و مجرد به این گونه بحثها نظر کنند تا به کج راهه ها و بیراهه ها دچار نشوند .هر فرد بر اساس معیارها و اشل های صحیح عقلی و درس از تاریخ و رهنمودهای بزرگان و اندیشمندان دین ،راه درست را از نادرست باز شناسند . با این توضیح به بحث اصلی باز میگردیم
در قسمت اول- لزوم انتخاب اصلح را در تمامی نحله های فکری ذکر کردیم و نمونه هایی را که به دلیل عدم رعایت آن منتج به انتخاب غیر اصلح گردید و نتایج سو و هلاکت باری را که به بار آورده را متذکر شدیم. برای تقریب ذهن و ساده کردن مطلب تا اینکه تمام اقشار جامعه در هر سطح از سواد بتوانند به کنه و ریشه مطلب و صحت و سقم آن پی ببرند؛ مثالی را در قالب یک سوال ساده مطرح کردیم و از عزیزان خواستیم جواب این سوال ساده که انتخاب یک پزشک متخصص برای یک عمل جراحی را به عنوان انتخاب اصلح برای خود تصور نمایند تا اینکه به صحیح بودن نظریه انتخاب اصلح واقف گردند.در خصوص چگونگی و معیارهایی که در یک امر خاص یعنی انتخابات، چه مجلس و ریاست جمهوری خبرگان یا شوراهای اسلامی لازم است مد نظر قرار دهیم؛ ا لازم به تذکر استکه. علیرغم اینکه این امر را برای هر فرد عاقل، از بدیهیات عقلی و قابل فهم می دانیم. تذکرات و راهنمایی هایی که از بزرگان دین و مراجع دینی و بخصوص رهبر معظم انقلاب صادر گردیده راهم از اهم موارد نصب العین میدانیم.
اینکه از نظر عقلی، چه عقل فردی یا جمعی بر همه روشن است که فرد انتخاب شونده باید واجد چه ملاک هایی از نظر عمومی باشد؟ یا چنانچه منتخب برای منظوری خاص انتخاب می شود، در آن موضوع مورد نظر چه تخصص هایی باید داشته باشد؟ تقریبا همه آحاد جامعه در ذکر آن ملاک ها موارد مشترک و مشابهی ذکر می کنند.
ولی متاسفانه معمولا در عمل بنا به انگیزه های غیر اصولی، معمولا انتخابی مخالف افکار و نیات خود دارند. و همین تضاد در عمل و فکر عاقبت های خوبی نداشته و سرنوشت های نازیبایی را برای جامعه و شهر به بار می آورد. چنانچه کمی تامل و تعمق نماییم و تابع جوهای کاذب نشویم. اولین سوالی که در ذهن ما شکل می گیرد؛ این است که صرف نظر از کلی گویی های ناصحیح. این انتخاب می تواند چه نتیجه عملی برای جامعه و شهر ما خصوصا در جهت رفاه مادی و معنوی و پیشرفت ها و ارتقا همه جانبه و توسعه پایدار و محیط زندگی ما داشته باشد؟ آیا صرف اینکه فردی از شهر ما انتخاب شود و نه از شهر همجوار به تنهایی می تواند کافی باشد؟ حتی اگر واجد شرایط لازم نباشد؟؟؟
پس اولین مورد، کارایی داشتن،دلسوز بودن، بی طرف بودن، متخصص بودن، امین و دلسوز مردم بودن، است که این امر را شاید بتوان تا حدی از سوابق او برآورد نمود و در اولویت قرار داد.
اگر شخصی مومن، متعهد، فارغ از گرایشات ناسیونالیستی و قبیله گرایی باشدو بقول بعضی ها معتقد به این امر باشد که: همه جای ایران سرای من است و یا همه مردم ایران برادران دینی من هستند.
این فرد می تواند ارزنده باشد. طبیبعی است اگر این فرد در اولویت اول دارای چنین خصوصیاتی باشد
ارزشی مدیر و کارآمد باشد .و چنانچه از مردم شهر خودمان هم باشد ، میتواند دارای انگیزه بیشتری بوده و این در مرحله دوم قرار داشته و یک فردیست که از هر نظر کامل و اصلح است . صادق بودن ، بی توجه به دنیا بودن ، خدا را در نظر داشتن ، مردم دوست بودن ، شجاع و حق طلب بودن (حتی اگر به ضرر او باشد ) و صد البته فارغ از گرایشات سخیف گروه گرایی ، جناحی عمل کردن و حزبی رفتار کردن ، از ویژگیهاییست که چنین شخصی را در مرحله بالایی از ارزش قرار می دهد .
اصلح یک صفت تفضیلی است و فضیلت و ارجحیت یکی نسبت به دیگری است و لزوما میتواند فرد کاملی نباشد و یا دارای نواقصی بوده و به عبارتی خیر الموجودین باشد . یعنی اصلحیت او نسبی است و این امر انتخاب را ساده تر می نماید چون مقایسه مشخصه های مورد نظر ما که در آنان موجود است ،به سادگی امکان پذیر می باشد .
خداوند به همه ما عنایت فرماید تا وظیفه الهی خود را فارغ از شایعات و جو زدگی برابر واقعیات و حقایق موجود ،انطور عمل نماییم که خدا و ولی او صاحب الزمان عج به آن امر راضی تر است .
والسلام علی من اتبع الهدی