«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۱۶۳۸
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۴
هشدار ؛

فکری برای منفورترین حلال دنیا باید کرد

در این هفته یکی از آسیب های اجتماعی که متاسفانه در شهرستان نی ریز هم نمونه های آن بسیار دیده می شود را بررسی کرده است. این هفته نامه به سراغ چند نفر از مردان و زنانی که زندگیشان متلاشی شده رفته تا پیرامون این مساله با آنها صحبت کند. این هفته نامه با مطرح کردن سوالات خود در پی رسیدن به پاسخ است.

1- علت اصلی متارکه شما چه بوده است؟ مشکلات درون خانواده یا دخالت خانواده همشرتان در زندگی؟

2- در حال حاضر از کدام یک از دو موضوع زیر پشیمان هستید؟ ازدواجتان یا متارکه تان؟

3- همسرتان را خودتان انتخاب کردید یا به پیشنهاد دیگران بود؟

4- ملاک شما برای انتخاب همسر چه بود؟

5- سن شما و همسرتان موقع ازدواج موقع ازدواج چقدر بود؟

6- میزان تحصیلات شما و همسرتان موقع ازدواج چقدر بود؟

7- روابط خانوادگی شما در طول زندگی چگونه بود؟

8- همسر شما چه میزان از شبانه روز در خانه بود؟

در ابتدا به سراغ چن تن از همشهریان عزیز رفته ایم که متاسفانه زندگیشان به طلاق منجر شده است تا با آنان به گفت و گو بنشینیم.

ملاک اصلی من برای انتخاب همسری زیبا بود

1- این فرد در گفتگو با ما بیان کرد: اگر بخواهم علت اصلی متارکه مان را بگویم ناتوانی همسرم در برقراری ارتباط با من بود که در واقع باید بگویم مشکلات درون خانوادگی بوده است. هم اکنون من از ازدواج خود پشیمانم، علاوه بر آن انتخاب همسرم هم توسط خودم صورت گرفت. لازم به ذکر است ملاک اصلی من زیبایی او بود.

وی خاطر نشان کرد: سن من هنگام ازدواج 22 و همسرم 20 سال داشت. هر دو ما دانشجو بودیم من سال آخر لیسانس و او ترم 5 بود. زندگی ما در ابتدا خیلی گرم و صمیمی بود اما با گذشت چند ماه از زندگی مشترکمان مشکلات ما شروع شد که همین مشکلات منجر به جدایی ما شد. همچنین باید اشاره کنم که همسرم اکثر اوقات در خانه بود.

2- شخص دیگر پیرامون طلاق خود اینگونه توضیح داد: علت اصلی جدایی ما عدم شناخت صحیح از یکدیگر بود در حال حاضر بنده هم از ازدواج و هم از طلاق گرفتنم پشیمانم. انتخاب همسرم هم توسط خودم صورت گرفت. چون من و همسرم در یک دانشگاه درس می خواندیم پس از دیدن او به وی علاقه پیدا کردم در واقع انتخاب اشتباهی انجام دادم چون ملاک اصلی من چهره او بود.

وی عنوان کرد: هر دوی ما دانشجو بودیم و مشکلات ما پس از اتمام دوران دانشجویی و رفتن زیر یک سقف آغاز شد. روابط خانوادگی ما ابتدا خوب بود اما پس از گذشت چند ماه که شناخت از یکدیگر پیدا کردیم، مشکلاتمان شروع شد و چون همیشه در کنار هم بودیم منجر به شناخت بیشتر از یکدیگر شد که همین امر منجر به جداییمان شد.

3- نفر سوم در گفتگو با ما بیان کرد: دلیل اصلی جداشدن ما، هم مشکلات درون خانواده و هم دخالت افراد دیگر در زندگیمان بود. در حال حاضر از متارکه خود پشیمانم، من و همسرم با هم خویشاوند بودیم و باید بگویم هم به پیشنهاد خانواده بود و هم انتخاب خودم بود. ملاک اصلی من خویشاوند بودنمان و اعتمادی که به او داشتم بود.

وی تصریح کرد: من هنگام ازدواج 20 سال و همسرم 18 ساله بود. در ابتدا زندگی خوبی داشتیم اما با گذشت زمان همسرم بنا به دلایل خاص خود تصمیم به جدایی گرفت. همسرم در طول مدت زندگی همیشه در خانه بود.

علت اصلی جدایی مان دخالت خانواده همسرم در زندگی مان بود

4- مرد دیگر در این خصوص گفت: علت اصلی متارکه من و همسرم دخالت خانواده همسرم در زندگی مان بود. گذشته از آن من و همسرم شناخت خوبی از یکدیگر نداشتیم. در حال حاضر من از ازدواج خود پشیمانم انتخاب همسرم هم توسط خودم صورت گرفت. من ملاکی برای ازدواج نداشتم چون به او علاقمند شده بودم تصمیم به ازدواج با او گرفتم.

وی خاطر نشان کرد: من هنگام ازدواج 19 و همسرم 18 سال داشت. من دانشجو بودم همسرم دیپلم بود. اختلافات ما در واقع از زمانی شروع شد که خانواده همسرم شروع به دخالت در زندگی ما کردند که همان 6 ماهه اول زندگی مان بود همسر من اینگونه نبود که در خانه نباشد معمولا در خانه بود.

در ادامه به سراغ چند تن از خانم هایی رفته ایم که آنان هم زندگیشان به طلاق ختم شده است که با هم صحبت هایشان را می خوانیم.

من به ناچار مجبور به ازدواج شدم و از نظر خانوادگی هم به هم نمی آمدیم

1- این زن در گفتگو با ما گفت: علت اصلی جداییمان؛ عدم تفاهم و اکثرا دخالت اطرافیان و بیکاری و خوشگذرانی شوهرم بود. در واقع ما با هم تفاهم هم نداشتیم. در حال حاضر من از ازدواجم پشیمانم. علت ازدواج ما هم این بود که چندین باری که مادر او مرا دیده بود من را برای پسر خود انتخاب کرده بود، منتها خانواده ما مخالف بودند.

وی ادامه داد: در واقع باید بگویم یک سری مسائلی بود که من بایستی ازدواج می کردم و اگر ازدواج نمی کردم مشکلات بزرگتری برایم بوجود می آمد یعنی به طور واضح تر بگویم به ناچار مجبور به ازدواج شدم. من ملاکی برای ازدواج نداشتم یعنی مثل دختران امروزی که ملاک برای گزینش همسر دارند نبودم.

وی افزود: سن من 19 سال و شوهرم 21 ساله بود. باید بگویم که ما اصلا زندگی نداشتیم که بخواهیم با هم رابطه داشته باشیم. کل زندگی ما یک سال بیشتر طول نکشید و هر رابطه ای هم بود جنگ و دعوا بود. همسر من اصلا در خانه نبود و از نظر خانوادگی هم ما به هم نمی آمدیم.

2- زن دیگر در این خصوص گفت: علت اصلی متارکه ما مشکلات خودمان و بچه دارنشدن مان بود که باعث شد توافقی از هم جدا شویم در حال حاضر من نه از ازدواج خود و نه از طلاق خود پشیمان نیستم. همسرم را هم خودم انتخاب کردم. ملاک های من برای انتخاب همسرم اخلاق، خانواده و سالم بودن او بود که من به او علاقه مند شدم.

وی تصریح کرد: همانطور که ذکر کردم دلیل جداشدنمان هم همان بچه دار نشدن بود سن من هنگام ازدواج، 23 و شوهرم 26 ساله بود. هر دوی ما فوق دیپلم بودیم و روابطمان در طول زندگی خوب بود. همسر بنده به گونه ای نبود که بخواهد من را تنها بگذارد.

هم از ازدواج و هم از طلاق گرفتنم پشیمانم

3- زن دیگر در تبیین چرایی طلاق گرفتن خود گفت: شوهر من همسر خود را همراز خود نمی دانست. در حال حاضر من هم از ازدواج و هم از طلاقم پشیمانم؛ که چرا اول با دید خوب به او نگاه کردم و بعد این نگاه خوب منجر به عدم شناخت و سپس منجر به جداییمان شد. شوهرم را خودم انتخاب کردم.

وی خاطر نشان کرد: سن بالای شوهرم یک امتیاز و پوئن مثبت برای من بود تصورم این بود که وی پخته تر است و بهتر می تواند از پس مشکلات زندگی برآید. من در هنگام ازدواج 25 و شوهرم 32 سال داشت من دیپلم و شوهرم لیسانس بود در واقع در زمان عقد از هم جدا شدیم و روابط آنچنانی با هم نداشتیم.

4- زن دیگر در گفتگو با ما بیان کرد: کسی در زندگی ما دخالت نمی کرد و در واقع باید بگویم ما خودمان با هم مشکل داشتیم که یکی از اصلی ترین مشکلات بچه دارنشدن مان بود. در حال حاضر من از ازدواج خود پشیمان هستم. انتخاب همسرم هم به پیشنهاد دیگران بود لازم به ذکر است من ملاک خاصی برای انتخاب نداشتم.

وی عنوان کرد: در هنگام ازدواج من 17 و شوهرم 22 سال داشت. تحصیلاتی هم نداشتیم. علاوه بر آن ما روابط چندانی با هم نداشتیم و بیشتر دعوا داشتیم. این مساله که می گویید شوهرتان چه مدتی در خانه بود باید بگویم اکثر مواقع من تنها بودم و به خاطر همان مشکل رغبتی به زندگی با هم نداشتیم.

دلیل جداییمان مشکلات درون خانواده و دخالت دیگران در زندگیمان بود

5- در واقع مشکل از شوهر من بود که اجازه دخالت همه کس در زندگی را می داد و دائما مرا کتک میزد، سرکار نمی رفت، واضحتر بگویم؛ دلیل جداییمان هم مشکلات درون خانواده و هم دخالت دیگران در زندگیمان بود گذشته از آن مشکل عصبی و روانی هم داشت. هم اکنون هم من از ازدواج خود پشیمان هستم.

وی عنوان کرد: علاوه بر آن در انتخاب همسرم اجبار وجود داشت. باید گفت که همه دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند و هیچ کس از داشتن یک زندگی خوب ناراحت نمی شود که متاسفانه این انتخاب نتوانست یک زندگی خوب را برای من به ارمغان آورد. من فکر می کردم او مرد زندگی است که نبود.

لازم به ذکر است: من هنگام ازدواج 17 سال و شوهرم 23 سال داشت. من دوم دبیرستان بودم و او به دروغ می گفت دیپلم است. روابط گرم وصمیمی هم با هم نداشتیم. در واقع به خاطر مشکلاتی که داشت تنفر نسبت به او در من بوجود آمده بود و همانطور که ذکر کردم چون بیکار بود دائما در خانه بود.

در ادامه به سراغ سعید سیاهکوهی کارشناس مسائل خانواده و اجتماعی رفتیم تا دلایل این پدیده را از زبان وی جویا شویم.

سعید سیاهکوهی کارشناس مسائل خانواده و اجتماعی:

پیشگیری از پدیده طلاق، نیازمند یک برنامه ریزی کلی با همکاری قوای 3گانه و نهادهای حکومتی است

سیاهکوهی در گفتگو با شهر سبز بیان کرد: با بررسی پرونده مراجعین و کسانی که تصمیم به طلاق و جدایی گرفته اند می توان علل درخواست طلاق در مردان و زنان را جداگانه ذکر کرد.

سیاهکوهی در خصوص علل درخواست طلاق در زنان گفت: زنان معمولا به دلیل اعتیاد، سو رفتار، دخالتهای والدین و اطرافیان وی، ازدواج های غلط، تحمیلی، اجباری و مصلحتی، مشکلات مالی و فساد اخلاقی و خیانت همسر به مرکز مشاوره مراجعه می کنند.

وی علت درخواست طلاق در مردان را اینگونه تشریح کرد: مردان به دلیل عدم تمکین، دخالت والدین و اطرافیان، سرد مزاجی، رها کردن زندگی توسط زن و همچنین تنوع طلب بودن برخی از مردان به دادن درخواست طلاق اقدام می کنند.

سیاهکوهی در ادامه بیان کرد: اکثر مراجعین در جلسات اولیه معمولا دلایل درخواست طلاق را به صورت کلی بیان می کنند و ظاهر شکل عنوان می شود. به طور مثال عدم تفاهم، عدم شناخت یکدیگر، تکراری شدن و نبودن انگیزه و هیجان در زندگی، ناامیدی از تغییر نکردن طرف مقابل، دخالت خانواده های یکدیگر، مشکلات شخصیتی و عصبی بودن طرف مقابل و امثال این مشکلات ذکر می شود. اما زمانی که چندین جلسه مراجعه می کنند کم کم لایه های زیرین مشکلات خود را نمایان و علت اصلی طلاق خود را بیان می کنند.

وی خاطر نشان کرد: تا یک دهه گذشته کمتر زن یا مردی پیدا می شد که دلیل درخواست طلاق خود را مشکلات جنسی مطرح کند و به دلیل قبح اجتماعی کسی راجع به آن حرفی نمی زد، اما امروزه این زشتی و قبیح بودن مسئله خود را کنار زده و یکی از مهمترین دلایل و علل اصلی طلاق، همین مشکلات جنسی زوجین است و مواردی از قبیل داشتن شریک های جنسی متعدد پیش از ازدواج و بعد از آن، خواسته های نابجای جنسی از همسر، خیانت یکی از طرفین و مسائل این چنینی مطرح می شود.

او همچنین با بیان خودخواهی برخی از مردان در روابط زناشویی افزود: برخی از مردان بر این باورند که در روابط زناشویی فقط مرد است که هر زمان که دلش خواست رابطه زناشویی را شروع و هر وقت که خواست آن را تمام کند و این بی توجهی به احساسات زوجه باعث بی میلی و در نهایت سرد مزاجی زن می شود و کم کم رابطه زناشویی نیز به سردی می گراید که برخی از زنان در این مواقع به دنبال شریک جنسی دیگری می گردند که بتواند برای نیاز جنسی آنها اهمیت قایل شود و نهایتا این اتفاق ممکن است بیفتد که زمینه آن را خود مرد فراهم نموده است.

این کارشناس مسائل خانواده ادامه داد: وجود فیلم ها و عکس های نامتعارف جنسی در شبکه های اجتماعی یا شبکه های ماهواره ای، سطح توقعات در روابط زناشویی بالا برده و مخصوصا اگر نیازهای مرد در روابط زناشویی مرتفع نگردد، ابزارهای ارتباطی مثل چت، زمینه را برای ورود افراد مجازی و در نهایت ورود حقیقی افراد غیر به حریم خانواده فراهم می کند و ادامه این اتفاقات ضربات هولناکی به کانون خانواده وارد می کند.

وی ادامه داد: پر شدن اوقات با شبکه های اجتماعی و سرگرم این شبکه یا آن شبکه شدن، جواب این گروه یا آن گروه را دادن و درنهایت بی توجهی به همدیگر و بنیان خانواده، می توانند از دلایل کم شدن روابط زناشویی و ایجاد نارضایتی طرفین یک زندگی مشترک و زمینه ساز جدایی و طلاق شود.

وی خاطرنشان کرد: فقر مهارتهای ارتباطی در مراجعین که به جرات می توان گفت نزدیک 40 تا 50 درصد درخواستهای طلاق به این دلیل است. یعنی اینکه خود فرد، چه زن و چه مرد شناخت درستی از خود ندارد، ویژگی های شخصیتی، اعتقادات و باورهای خود را نمی شناسد یا اگر می شناسد، شناخت ناقصی از نقاط ضعف و قوت خود دارد و زمانی که فرد خود را نمی شناسد طبیعی است که اطلاعات ناقصی از طرف مقابل به دست می آورد.

وی پیرامون این مسئله توضیح داد: یک انسان برون گرا با یک فرد درون گرا ازدواج می کند و بعد از ازدواج مثلا زن برون گرا به مرد درون گرا می گوید به منزل اقوام برویم؟ مرد می گوید نه، به پارک برویم؟ می گوید نه، سینما یا فلان منطقه گردشگری برویم؟ می گوید نه. درنتیجه دردسر شروع می شود و به تدریج مشکلات روی هم انباشته می شود و فرد دچار افسردگی، اضطراب، وسواس، ترس و مشکلات دیگری می شود. طرف مقابل هم به دنبال برچسب زدن است که فلانی بیمار است و احتیاجات مرا برآورده نمی کند.

این کارشناس مسائل خانواده ادامه داد: دلایل دیگری چون اعتیاد، دخالت اطرافیان، مشکلات اقتصادی، خیانت، خشونت و سو رفتار، ناسازگاری و عدم تفاهم، برآورده نشدن توقعات نیز برای طلاق وجود دارد.

سیاهکوهی در پایان گفت: پیشگیری از پدیده طلاق که منفورترین حلال دنیا نزد مسلمانان است، نیازمند یک برنامه ریزی کلی و همه جانبه و درازمدت با کمک تمام قوای 3گانه و نهادهای حکومتی است و جهت مبارزه با آن پیشنهاداتی ارائه می شود: رفع آسیب های اجتماعی مثل فساد، فحشا و اعتیاد، آموزش واقعی و کنترل شده زوجین پیش و پس از ازدواج، مشاوره و جهت دهی به زوجین برای حل اختلافات از طریق سیستم مشاوره و روانشناسی، رفع مشکلات و موانع اقتصادی زوجین جوان، تاکید بر ازدواج آگاهانه و صحیح زوجین، آموزش رسانه های جمعی و مطبوعات در مورد عواقب طلاق.

محمدامین کرامتی
منبع: تولیدی
نظرات بینندگان
captcha