توجه به اصل اصیل وعقلی انتخاب اصلح که در تمامی تفکرات واندیشه های انسانی همه ملل موضوعیت دارد، در آموزه های اسلامی اهمیت بالایی درحد وجوب شرعی داشته وعدم رعایت آن موجب بدبختی، مشکلات عدیده وذلت گردیده که نجات از آن گرداب ذلت به آسانی ممکن نبوده و شاید غیر ممکن و دارای هزینه های گزافی باشد.
در واکاوی تاریخ به سادگی به عاقبت اقوامی که این مهم را رعایت نکرده اند پی می بریم ونیازی به تلاش زیادی برای فهم آن نیست. به روشنی در می یابیم که تمامی انحرافات در جوامع مختلف، سقوط تمدن ها، انقراض جوامع اخلاق محور و ارزش مدار ونگون بختی ملت هادرنتیجه انتخاب های غیر اصلح برای مصادر امور خود بوده است. افرادی که سنخیتی با تفکرات ارزشی آنها نداشته ویابهره کمتری از آن روحیات داشته اند ومردم به دلائل قرار گرفتن در جو بد فهمی وتحت شایعه و شانتاژ باعث انتخاب آنان گردیده اند.
معروفترین ومعلوم ترین موردی که همه مردم عزیزمان از آن
مطلع اند سرگذشت جامعه اسلامی پس از شهادت رسول گرامی اسلام (ص) می باشد، ولی علی
رغم اینکه همه از نتیجه وعلت این انحراف عظیم با اطلاع اند باز هم در مقاطع مختلف
خودشان مرتکب همان اشتباه شده ومی شوند. مطلب عجیب تر اینکه توقع دارند علی رغم
تذکراتی که دریافت می کنند، با اتخاذ این راه که می دانند صد در صد اشتباه هست ولی
خود را به تجاهل زده و توقع هم دارند به نتیجه صحیحی دست پیدا کنند. مسئله حیرت
آور تر و اعجاب انگیز تر از مورد بالا، کج روی غیر عقلائی است که صدها بار این راه
اشتباه را انجام داده ویا اینکه مشاهده نموده ویا از مطالعه احوالات اقوام گذشته
دریافته است ولی باز هم همان راهی که قبلا رفته را مجدداً می پیماید ومرتکب همان
اشتباه قبلی می شود وبدتر از همه اینکه خود را انسان عاقل، روشن فکر، فرهیخته
ونخبه می پندارد وجانب دارانه از نصیحت ناصحان صادق سر باز
می زند وحتی آنان را گمراه دانسته وسایر مردم را هم به بیراهه می کشاند.
در صدر اسلام پس از شهادت پیامبر اعظم (ص) علی رغم همه سفارشها و نصوص محکم قرآنی وروائی وحتی تجربی وعینی، اصلح، اصدق، اشجع، اعلم، اتقی و والا ترین انسان شناخته شده در روی زمین یعنی علی ابن ابی طالب(ع) را واگذاشته وبا یک انتخابات سفارشی از سوی یهود با دلایلی واهی وبا تبلیغات رسانه ای مرسوم آنروز و شایعات، شانتاژهای مشابه امروزی ها، فردی را انتخاب کردند که خودش هم میدانست واقرارداشت که با وجود علی(ع) شایسته این منصب نیست. وشد آنچه که شد.
هر چه انحراف در دین، جنایت وخیانت، جنگ ها وکشتارها، ناروایها وظلم ها به بشریت شد از نتیجه این انتخاب غلط وغیر اصلح بود. این رویه بارها وبارها در تاریخ ودر سطوح مختلف وبنا به دلائل وانگیزه های متفاوت از جمله تفوق طلبی، دنیاطلبی، قدرت طلبی، مال اندوزی، تبختر، تفاخر، نفس پرستی ومقام پرستی، تمامیت خواهی، کبر وخود پرستی و و و... انجام شد. وصد البته خسارات آن رانیز همان کسانی بدوش کشیدند که آن افراد غیر اصلح را انتخاب کرده بودند. وخودکرده را تدبیر نیست.
ولی مجدداً به دلیل نعمت فراموشی، پس از چند سال مجدداً همان اشتباه را مرتکب شدند.
اینکه چرا امری که عقلاً مقبول وشرعاً واجب تلقی می شودرا ترک کرده وخلاف آن را انجام می دهیم سوالی است که دراین مرحله قصد داریم به آن بپردازیم.
متأسفانه یکی از عوامل اصلی تشدید کننده ویا اصلا نیروی محرکه ای که موجب انتخاب وترجیح غیر اصلح به اصلح می شودرا می توان به یک خصوصیت جاهلی یعنی قومیت گرایی نسبت داد. قبیله گرایی وبه عبارت بهتر وتاریخی آن. مثل مسلمین صدر اسلام، عروبیت ونظائر آن و اصالت دادن غیر منطقی به این تفکر وافتخار کردن به آن موجب ترجیح غیر اصلح به اصلح می شود. جاهلیت عربی که در بعضی خلفا وسردمداران صدر اسلام وحتی اکثریتی از مردم رسوب داشت باعث شد نتیجه عملی ورویکردی غیر انسانی داشته ونسبت به عجم خصومت هایی به کاررود که حتی به جنگ وکشتارعجم(غیر عرب) بپردازند. آنها حتی از اینکه یک عجم وبخصوص فارس دارای مراتب علمی باشند حسادت می ورزیدند وبا وجوداینکه بارها از زبان مقدس رسول خدا(ص) در نهی این عمل جاهلی شنیده بودند باز هم مرتکب آن شدند.
سوال ساده ایی پیش روی ماست وجوابش هم به همان اندازه ساده وروشن، ولی مع الاسف وبه قول بعضی شوربختانه در اکثر مواقع علی رغم سادگی وعلم به آن، بر خلاف عقل و وجدان انسانی عمل می شود وتفکر ناسیونالیستی که یک تفکر جاهلی می باشد را توجیه غیرت مدارانه نموده وآن را اصل قرار داده وبدان می پردازند. به راحتی احساسات پاک مردم را تحریک واز این شور واحساس، ماهی مقصود را صید می کنند.
با یک مثال ساده ویک سؤال این مرحله از صحبت خودرا پایان می دهیم وپیدا کردن جواب وکنار هم قرار دادن بدیهیات ساده عقلی ونتیجه گیری را به خودشما واگذار می کنیم تا این معادله منطقی را خود حل نمائید تا فرصت بعدی به علل وانگیزه های دیگری در انتخاب غیر اصلح بپردازیم.
سؤال: اگر نیاز به یک پزشک جراح متخصص وبا تجربه ایی باشد که مریض ما را باید عمل نماید، ودر بین پزشکان موجود اطراف ما که در درجات مختلفی از تخصص وتجربه وسابقه کار هستند دست بر قضا پزشک متخصص مورد نیاز ما اهل شیراز است، ولی فرد کم تجربه ودارای تخصص پایین تر از افراد فامیل، محله وهمشهری ماست. این شخص سابقه نسخه اشتباهی هم دارد. ریسک اظهار نظر پزشکی را هم به خود نمی دهد، شجاعت ورود به عرصه های حساس اظهار نظر ومعاینه مریض های بد حال را ندارد.
عقل سلیم برای بردن پزشک به بالین مریضمان کدام یک را می پسندد وکدام متخصص را انتخاب می کند؟
والسلام علی من اتبع الهدی