
*آقای اعظمی مردم همواره در دوران انقلاب و قبل از آن، ارتش را در مقابل خود می دیدند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟
ارتش را باید به سه طبقه تقسیم کرد. به فرماندهان ارشد، فرماندهان میانی و یکی هم بدنه ارتش. درارتش یک سری افراد بودند که در بخش های حفاظتی خاصی بودند مثل گارد جاویدان، لشکر گارد و تیپ رضا پهلوی که مسئولیت حفاظت از خاندان سلطنتی و تهران را به عهده داشت. درواقع ما باید نگاه کنیم و ببینیم چه کسانی بودند که در مقابل مردم قرار گرفتند. در واقع همان ها را هم نمی توان گفت که به صورت مطلق در مقابل مردم قرار گرفته بودند. مردم می دانستند که ارتشی ها از مردم هستند این نیست که همه در مقابل مردم قرار داشتند. در تیپ رضا پهلوی افسرانی بودند که صبح در خیابان جلوی مردم بودند و عصر، در صف مردم علیه شاه شعار می دادند. نمونه های آن را هم سراغ داریم که بعدا در مناصب نظامی به جاهای بالایی رسیدند و از افسران خوبی بودند و بعضا هم شهید شدند. مثل تیمسار طوطیایی، تیمسار اقارب پرست که از افسران گارد جاویدان بودند. شهید کلاهدوز که از بنیان گذاران اولیه سپاه بود از افسران گارد جاویدان و از افسران انقلابی بود در گارد جاویدان در تیپ رضا پهلوی خدمت می کرد. این است که نمیتوانیم مطلقا بگوییم ارتش در مقابل مردم بود. آن چیزی که مردم در برابرچشمشان می دیدند این بود که ارتش در مقابل مردم است ولی همین ارتش زمانی که امام پیام دادند ارتش برادر ماست و مردم گل به ارتش تقدیم کردند ارتش هم جواب این محبت را داد. و همین ارتش نقش های زیادی را در انقلاب و جنگ ایفا کرد. چون اینها مجبور بودند بیایند در صحنه و اگر نمی آمدند تمرد و سرپیچی از فرمان محسوب می شد و جرم آن دادگاه صحرایی و اعدام بود. حداقل از نظر ظاهر باید می آمدند و سعی می کردند با مردم درگیر نشوند ولی در میان این افسران افرادی بودند که خود فروخته بودند و گوش به فرمان شاه این است که نمی توان مطلقا گفت ارتش در مقابل مردم بود.
*رژیم با اقدامات این افراد انقلابی نظیر شهید صیاد شیرازی و شهید کلاهدوز چگونه برخورد می کرد؟
آنهایی که در یک جاهایی لو میرفتند رژیم با آنها برخورد می کرد مثلا افرادی که می دیدند فعالیت مذهبی و انقلابی دارند دائما تحت نظر بودند و سعی می کردند برخی ماموریت ها به آنها داده نشود اگر می دیدند که فعالیت آنها به جاهای حساسی رسیده دستگیر می کردند، بازجویی و گاهی وقتها اخراج می کردند که خیلی افراد بودند که اخراج شدند نظیر مرحوم تیمسار معینی پور که بعدها به سمت فرماندهی نیروی هوایی رسید، سرهنگ توکل که در نوفل لوشاتو به خدمت امام رسید و بعد مسئولیت بخش حفاظت از ستاد استقبال از امام را بعهده داشت.مرحوم سرلشکر سلیمی که ریاست مشاوران نظامی مقام معظم رهبری را به عهده داشتند و اخیرا به رحمت خدا رفتند (پس از چهل سال خدمت در کنار مقتدای خود امام خامنه ای) جزو همین افراد بودند. بعضی از این افسران، نظیر تیمساررحیمی دستگیر شدند و زیر شکنجه های طاقت فرسا قرار گرفتند.
*در ایام انقلاب مقامات عالیرتبه نظامی به هیچ وجه زیر بار پذیرش انقلاب و اعلام همبستگی با مردم نرفته بودند بجز همافران نیروی هوایی، لطفا اندکی در این زمینه توضیح دهید
طبیعتا آنها که فرماندهان ارشد ارتش بودند کسانی بودند که حلقه به گوش نظام شاهنشاهی بودند یعنی کسی که واقعا وابسته به نظام نباشد به درجه تیمساری نمی رسید طبعا همه فرماندهان ارشد از وابستگان به رژیم طاغوتی بودند. و تا زمانی که فرمانده اعلام نکند زیردست کاری نمی تواند انجام دهد. کاری که نیروی هوایی ارتش انجام داد استثنا بود که به صورت خودجوشی تعدادی از درجه داران، افسران و هما فران با لباس رفتند جلوی مقر حضرت امام و سرود خواندند و مراسم نظامی در حضور رهبر انجام دادند. این مساله مثل توپ صدا کرد و در روزنامه ها چاپ شد و در واقع این حرکت نیروی هوایی کمر رژیم را شکست و اثر خود را گذاشت یعنی ارتش دیگر آن ارتش گوش به فرمان رژیم شاهنشاهی نبود
مثلا شب 22 بهمن لشگرگارد به مرکز آموزش نیروهای هوایی حمله کرد و همه نیروهای خود را در آنجا مستقر کرد در واقع می توان گفت پیروزی انقلاب از آنجا شمارش معکوس پیدا کرد. همین حرکت رژیم به این امر منجر شد که مردم جلوی مرکز آموزش های نیروی هوایی بروند، در این زمان بود که ارتش متزلزل شد و فرمانده نیروی هوایی یعنی سپهبد ربیعی تلویحا و به اجبار اعلام همبستگی با مردم کرد اما سایر فرماندهان ارتش اعلام همبستگی چندانی و خیلی از فرماندهان ارتش معتقد بودند که ربیعی به شاه خیانت کرده است. اما در بدنه ارتش، خیلی ها بودند که با اسلحه به جمع مردم می پیوستند خیلی ها بودند که وقتی فرمانده به زیردست دستور تیراندازی می داد بر می گشتند به خود فرمانده تیراندازی می کردند، که نمونه های بسیاری داشتیم مثل تیمسار طوطیایی که بعدها به معاونت نیروی زمینی رسید و تیمسار فرازیان از افسران شجاع تیپ سنندج در جنگ بودند و رشادتهای زیادی از خود نشان دادند. اینها صبح ها در لشکر گارد روبروی مردم بودند و عصرها در صف مردم مقابل رژیم و علیه شاه. کلا در ارتش از خیلی قبل تر گروه هایی شکل گرفته بود که مهمترین آنها گروه نظامی شهید آیت بود که در این گروه افراد نخبه ای همچون شهید نامجو، شهید اقارب پرست، تیمسار رحیمی، شهید صیاد شیرازی، شهید قرنی، شهید کلاهدوز بودند. این افراد جزء تیم نظامی شهید آیت بودند و فعالیت های گسترده ای در جذب نیرو و آموزش های مذهبی و ساماندهی افراد داشتند. مثلا شهید نامجو و شهید آیت از افرادی بودند با یک دید سیاسی باز و معتقد بودند که ما باید نیروها را درون نظام برای زمانی تربیت کنیم که نظام به دست مسلمانان بیفتد. در آن زمان اصلا کسی تصور پیروزی نمی کرد و یا این که بتوان ارتش تا دندان مسلح را سرنگون کرد این تیم ها در درون نظام فعالیت داشتند تا اینکه آرام آرام منجر به سست شدن پایه های رژیم شدند.
آقای اعظمی لطفا به صورت جامعتر نقش نیروی هوایی در پیروزی انقلاب را توضیح دهید؟؟
امام خامنه ای فرمودند گاهی افرادی یک حرکتهای به موقع انجام می دهند که اثرات عجیبی دارد که خود به وجودآورندگان آن حرکت در آن زمان از عظمت کارشان مطلع نیستند و عمل پرسنل نیروی هوایی در 19 بهمن از آن کارها بود.
نیروی هوایی از آنجایی که ماموریت آن با نیروی زمینی و لشکر گارد فرق داشت کمتر با مردم سرکار داشت و اکثرا افرادی تحصیل کرده و اهل مطالعه بودند و مسائل سیاسی بیشتر برایشان روشن بود و کمتر وابستگی به نظام داشتند به جز در سطح فرماندهان ارشد بقیه وابستگی آنچنانی به رژیم نداشتند و به راحتی می توانستند جذب مردم شوند و همین هم باعث شد اولین گروهی که آن حرکت عظیم را در 19 بهمن در مقابل حضرت امام انجام دهد نیروی هوایی بود. علت این که درمرکز آموزش های نیروی هوایی آن شورش اتفاق افتاد این بود که بعد از ورود حضرت امام آن اقدام که در مقابل ایشان در مقابل مدرسه رفاه انجام شده بود بقیه هم دل و جرات پیدا کرده بودند و جرقه نافرمانی در آنجا زده شد. لشگر گارد که مسئولیت حفاظت از پایتخت را به عهده داشت بیشتر نیروهای خود را در آنجا مستقر کرد همین مستقر کردن نیرو باعث شد که مردم همه به انجا رفتند و داخل پادگان هم عکس العمل هایی بوجود آمد و منجر شد که مردم از بیرون حمله کردند و این نیروها هم از داخل حمله ور شدند و یک وضعیتی بوجود آمد که ترس بر ارتش مستولی شد و منجر به عقب نشینی ارتش شد.
* آن جریان که گفته می شود نیروی هوایی درب پادگان ها را باز کرد و اسلحه در اختیار مردم قرار داد تا چه اندازه صحت دارد؟
در 22 بهمن نه تنها به پادگان های نیروی هوایی بلکه به پادگان های نیروی زمینی هم مردم حمله کردند یعنی در واقع خود مردم بودند که به پادگان ها حمله ور شدند و همه چیز را در دست گرفتند. خوب پادگان های نیروی هوایی سریع تر از بقیه پادگانها و بدون مقاومت فتح شدند.
*خود شما چطور؟ کجای قضیه بودید؟
بنده هم جزو همان گروه نظامی شهید آیت بودم که در پایگاه هوایی بوشهر پس از یک سخنرانی دستگیر شدم و در زمان ورود جضرت امام در ستاد استقبال در بخش حفاظت فعالیت می کردم.
به عنوان آخرین سؤال وظیفه ما نسبت به انقلاب و تداوم آن باید چگونه باشد؟ خود شما چگونه این مسئولیت را ادامه میدهید؟
انقلابی بودن یک بخش قضیه است، انقلابی ماندن مهم است. این هم هزینه دارد باید هزینه اش را پرداخت کرد آنچه که مهم است این است که بدانیم محور و عمود خیمه انقلاب ولایت فقیه است، اگر گوش به حرف او باشیم هیچ قدرتی نمی تواند به ما چپ نگاه کند. بنده هم قطره ای کوچک از دریای خروشان انقلاب بودم و از هزینه هایی که بابت آن داده ام خوشحالم و افتخار می کنم. چه زندان رفتن قبل از انقلاب و چه ترور شدن به وسیله منافقین و یا حتی پس از انقلاب هم به جرم وفاداری به حضرت امام خامنه ای از طرف کسانی که نور رهبری را بر نمی تابند (یعنی همین رهبران فتنه) برای من مشکلاتی ایجاد کردند و هزینه هایی داده ام و جزو افتخاراتم محسوب می شود امیدوارم که خدا کمک کند تا آخر همین طور بمانیم.