صبح جمعه ۲۳ مرداد، حدود ساعت ۱۱، برای خرید نان به دنبال نانوایی می گشتم که باز باشد . چند تا از نانواییها تعطیل بودند و بعضی هم شیفت کاریشان نبود.
این روزها هم که حتماً خبرش به گوش همه رسیده؛ در همین چند روز اخیر، حداقل سه نانوایی در شهرستان به خاطر نگهداری و فروش آرد سهمیه ای به نرخ آزاد ، پلمب و جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شدهاند.
در مسیر جستجو برای پیداکردن نانوایی که باز باشد ، ذهنم درگیر همین موضوع بود. با خودم میگفتم واقعاً کار به کجا رسیده که باید سر آرد و نان مردم چنین اتفاقهایی بیفتد؟
ما دهه شصتیها و حتی دهه هفتادیها هنوز یادمان هست پدر و مادرمان میگفتند: «نان، نمک مرتضی علی است»
اگر تکه نانی روی زمین میافتاد، خم میشدیم، برش میداشتیم، میبوسیدیم و جایی میگذاشتیم که کسی رویش پا نگذارد. نان برای ما حرمت داشت.
حالا اینکه آردی که با بودجه دولت تهیه شده و قرار است با قیمت مناسب به دست مردم برسد، توسط متصدی یک نانوایی دپو و احیانا خارج از شبکه فروخته شود، واقعاً هر کسی را ناراحت میکند.

درست در همین فکرها بودم که رسیدم به یک نانوایی در خیابان قائم ، وقتی وارد شدم چند نفر جلوی من بودند. صف شلوغ بود؛ چون خیلی از نانواییهای دیگر بسته بودند. نانوا با لبخند و خوشرویی کار میکرد. با مردم شوخی میکرد، صف را مدیریت میکرد و نمیگذاشت شلوغی باعث ناراحتی مردم شود.
چند دقیقه ای که در صف ایستاده بودم میگذشت که نانوا یک نان داغ از تنور برداشت، گذاشت جلوی مردم و گفت: «بخورید!» مردم خجالت میکشیدند بردارند ، خودش تکهای از نان را کند، خورد و گفت: «بخورید، میخواهم نمک نان را تست کنید!» ، همه فهمیدند شوخی میکند؛ میخواست یخ مردم باز شود.
در همین احوال، دیدم نانوا آرام در گوش بعضی از مشتریها چیزی میگوید. یکی به نشانه تایید سرتکان میدهد، یکی تشکر میکند و میگوید نه.
کنجکاو شدم!
نزدیکتر که شدم، فهمیدم داستان چیست، نانوا داشت خیلی آهسته به شکلی که توجه مردم جلب نشود به برخی از مشتری ها که وضعیت لباس یا سر و وضع مناسبی نداشتند میگفت : «اگر پول نان را نداری، اشکالی ندارد؛ مهمان من» ، یکی قبول میکرد و یکی دیگر تعارف نانوا را رد میکرد
همانجا با خودم گفتم: چند نفر تخلف کردهاند؛ آرد مردم را خارج از سهمیه نگهداری و فروختهاند و قانون هم باید با آنها برخورد کند. هیچ بحثی در این نیست. اما آیا درست است به خاطر کار چند نفر محدود انگشت شمار ، چشممان را روی شرافت خیلیهای دیگر ببندیم؟
این نانوا فقط نان نمیفروخت ، لبخند میفروخت ، مهربانی میفروخت، حال خوب میفروخت و نه تنها از جیب مردم برنمیداشت بلکه نان را از جیب خودش به کسی میداد که توان خرید نداشت.
و این یعنی شرافت....
این یعنی همان نگه داشتن حرمت «نمک مرتضی علی» که از بچگی دربارهاش شنیدهایم.
در همین گیرودار، تلفن نانوا زنگ خورد. جواب داد، تماس که تمام شد، صلواتی فرستاد و رو به مردم گفت:
«مهمان امام رضا هستید؛ هر نفر سه قرص نان»
فهمیدم یک نفر با او تماس گرفته و گفته تا یک ساعت، نان نذری امام رضا(ع) به مردم بدهد.به هر نفر سه عدد
با خودم گفتم: چه جایی بهتر از همین تنور برا پخت نذر امام رضا ع ؟
نانوا که خودش جیبش را شریک سفره مردم کرده، حالا شده بود واسطه نذر یک بنده خدا برای امام رضا(ع) و چه پاداشی از این بهتر برای او
از او خواستم کنار تنور بایستد تا عکسش را بگیرم. حتی نپرسید برای چه. با همان لبخند ایستاد.
عکس را گرفتم و با خودم گفتم این عکس فقط تصویر یک نانوا نیست؛ تصویر بخش کوچکی از شرافت یک صنف است
بله، اگر کسی تخلف کرده، باید پاسخگو باشد. اگر کسی آرد مردم را به ناروا فروخته، باید قانون با او برخورد کند ، اما تخلف چند نفر را پای همه نانواییها ننویسیم!
نانوایان شهر ما شریفاند. صبح زودتر از خیلیهای ما بیدار میشوند، تنور روشن میکنند، گرما میخورند و نان سفره مردم را آماده میکنند.
یادمان نرود که هنوز هم نانواهایی هستند که وقتی میبینند کسی پول ندارد، میگویند: « *مهمان من* »
هنوز هستند کسانی که نان داغ را از جیب خودشان با لبخند به مردم تعارف میکنند.
هنوز هستند کسانی که تنورشان فقط محل پخت نان نیست؛ محل خیر و محبت است.
نانواهای شریف، خدا قوت ، تنورتان گرم، نانتان پربرکت و دلتان همیشه به گرمی همان نانی باشد که به سفره مردم می دهید.