به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
در حالی تصمیم گرفتم دومین روزمرگی خودم را به رشته تحریر در بیاورم که اولین نوشته ام تحت عنوان یک روز کاری فرماندار شهرستان بختگان چگونه می گذرد فراتر از انتظارم مورد اقبال افکار عمومی قرار گرفت، از این بابت خوشحالم که با انتشار روزمرگی هایم قدمی کوچک در جهت افزایش اعتماد عمومی برمیدارم.

طبق روال روزهای گذشته ساعت 6.30 به دفتر کارم مراجعه کردم و کارتابل اداری را چک کردم ساعت 7 صبح به محل اجرای پروژه نهصت ملی شهر آباده رفتم. پیرو بازدید 10 روز پیش از پروژه نیاز مجدد بود که با حضور شورای اسلامی شهرستان، روسای ادارات خدمات رسان، راه و شهرسازی و بنیاد مسکن به عنوان متولیان امر تامین مسکن جلسه ای جهت حل موانع سر راه نهضت ملی برگزار نماییم . جلسه در یکی از واحدهای در حال ساخت برگزار شد و وظایف ادارات یادآوری و همکاری با پیمانکار و تسهیل در روند اداری تاکید و صورتجلسه شد. روحیه جمعی خوبی در شهرستان برای حل مشکلات نهضت ملی مسکن وحود دارد.
رئیس اداره برق با دوچرخه به محل جلسه آمده بود که به جهت تقدیر از ایشان قول هدیه دادم.
بعد از اتمام جلسه حوالی ساعت 9.30 برای شرکت در جلسه پیشگیری از وقوع جرم که به دعوت ریاست دادگستری تشکیل شده بود عازم دادگستری شهرستان شدیم.
این جلسه با حضور سه نفر دیگر از اعضای شورای تامین و شهرداران شهرستان تشکیل شد و موارد متعددی بر اساس دستورالعمل های ابلاغی و اسناد بالادستی با دقت و حساسیت بالا مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. بعد از دو ساعت جلسه روسای ادارات دیگری که هر کدام در حوزه وظایف خودشان مبتلابه موارد مشترک بودند به جلسه اضافه شدند و بنده تاکید بر پیشگیری به عنوان راه حل موثر و کم هزینه به جای درمان را به همکاران تاکید کردم.
نزدیک اذان ظهر با تماس از طرف همکاران فرمانداری و یادآوری حضور چند ارباب رجوع که از روز قبل هماهنگ شده بود به فرمانداری برگشتیم.
شهروندی که انباری منزلش دچار حریق شده بود مراجعه کردند بعد از شنیدن داستان آتش سوزی متاسفانه چون منزل و انباری ایشان بیمه نبودند خسارات زیادی به صاحب خانه وارد شده بود که با تماس با مسئول هلال احمر شهرستان، ایشان جهت تشکیل پرونده راهی هلال شدند.
ارباب رجوع دیگری که برای بار سوم در ده روز گذشته به دفتر ما مراجعه کرده بود و پرونده تفکیک در شهرداری آباده طشک داشتند با حضور شهردار شهر تقریبا جلسه یک ساعته ای داشتیم که منجر به تفاهم خوبی گردید و رضایت نسبی طرفین جلب شد.
بر حسب عادت ده روز گذشته و به منظور مصرف بهینه انرژی، سیستم سرمایش و نیمی از روشنایی های اتاق خاموش بود امیدوارم که مراجعه کنندگان اذیت نشده باشند.
آخرین دیدار صبح با رئیس اداره راهداری شهرستان بود که در خصوص مواردهای متعدد و آمادگی برای بازدیدهای عصر بحث و تبادل نظر کردیم.
ساعت از 2 ظهر گذشت و بعد از نماز و ناهار بازدید های عصرانه با همراهی بخشدار بخش مرکزی و رئیس بنیاد مسکن و رئیس اداره راهداری از بلوار مرکزی روستای جزین بود،(تنگ جزین از جاذبه های گردشگری شهرستان است که متاسفانه در سیل سال 1401 این محل دیدنی و گردشگر پذیر آسیب جدی دیده است که برای احیای این مکان برنامه ریزی های خوبی انجام شده است)، بعد از بازدید از بلوار اصلی مقرر شد با مشارکت دهیاری، ادارات بنیاد مسکن و راهداری روند اجرایی پروژه روفوژ وسط بلوار اصلی پیگیری شود.
روستای بعدی که بازدید میدانی کردیم روستای طشک بود(این روستا به نوعی یکی از ورودی های شهرستان و روستایی با بارش بیشتر از میانگین شهرستان همواره با نوبرانه های محصولات کشاورزی از جمله انار با کیفیت شناخته میشود)
بلوار مرکزی روستا، همچنین پیچ تند و برح نوری ورودی روستا سه موضوعی بود که با بخشدار بخش مرکزی، دهیار، روسای ادارات بنیاد مسکن و راهداری به نتایج خوبی رسیدیم و صورتجلسه برای ضمانت اجرایی انجام پذیرفت.
قبل از تاریک شدن هوا راهی شهرک امام صادق علیه السلام شدیم.این بازدید پیرو جلسه روز گذشته دهیاران شهرستان و رییس اداره آبفای شهرستان در خصوص مدیریت بهینه آب شرب شهرستان اتفاق افتاد.
در ورودی روستا دهیار، شورا و آبدار روستا به استقبالمان آمدند.
از چاه های آب شرب روستا و همچنین چاهایی که آب شرب روستاهای همجوار را تامین می کنند بازدید کردیم و موارد ریز و درشت در خصوص چگونگی مصرف و تخصیص آب شرب مطرح شد.
با تاریک شدن هوا به سمت مرکز شهرستان راهی شدیم. در مسیر بازگشت به اتفاق رئیس میراث فرهنگی و دهیار روستای ده ریز بازدید و مسئله ای را در خصوص یکی از منازل روستایی بررسی کردیم.
تقریبا ساعت 8 شب به مرکز شهرستان رسیدیم و در کرسی آزاد اندیشی که به همت ناحیه سپاه تشکیل شده بود شرکت کردیم و در خصوص مباحث عمدتا سیاسی و ضرورت حفظ اتحاد و انسجام ملی و دوری از تفرقه با دانشجویان تبادل نظر کردیم.
بعد از نماز مغرب و عشا به اتفاق همسرم در جشن عید غدیر شرکت کردیم، این جشن همراه با سرود و آتش بازی و جایزه برای بزرگسالان و کودکان بود
بزرگداشت عید غدیر برای ما شیعیان فقط یک جشن عادی و ساده نیست بلکه مسئله ای ماهیتی است که برگزاری باشکوه این جشن و عید غدیر همواره مورد توجه بنده بوده است. در حاشیه جشن مشاور نسل زد بنده آقای محمد مرتضایی نوجوان ده ساله را دیدم که همانند همیشه شاداب و فعال حضور داشت و گپ و گفت مختصری با ایشان داشتم.
تقریبا ساعت 11 شب بعد از یک روز کاری فشرده تقریبا با تنی نسبتأ خسته و البته دلی پرامید به منزل برگشتم و با همکاری همسرم شامی آماده کردیم و ساعت 12 شروع به نوشتن روزمرگی امروز کردم که تقریبا یک ساعتی زمان برد. امیدوارم در لابلای نگارش این دلنوشته توانسته باشم گزارش کاری شفاف به شهروندان عزیز شهرستان بختگان ارائه کرده باشم.
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعم گردان به درویشی و خرسندی
سیزدهم خرداد ماه 1405
امین عباسی
فرماندار شهرستان بختگان