🔹حال و هوای این روزهای ما، بیش از هر زمان دیگری، یادآور دوران دلاوریها و سلحشوریهای ایام دفاع مقدس است.
🔹 امروز افتخار میکنم که در محضر یکی از فرزندان نی ریز و پیشکسوت دلاور صنعت نفت، جناب آقای جعفر جعفرزاده نشستهام؛ مردی که قصه زندگیاش گره خورده با قصه ایستادگی و مقاومت این مرز و بوم. وی استخدام سال ۱۳۵۷ پالایشگاه نفت آبادان هستند؛ سالی که سرآغاز تحولات عظیم در تاریخ ایران بود. او با همان روحیه خونگرم و سلحشور مردمان جنوب، که نسل به نسل به ارث بردهاند، پا به عرصه خدمت گذاشتند.

🔹هنوز چند ماهی از استخدام ایشان نگذشته بود که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ، او در آن زمان در پالایشگاه عظیم آبادان مشغول انجام وظیفه بود که ددمنشانهترین توطئه علیه ملت شریف ایران شکل گرفت و رژیم بعث عراق با حمایتهای همهجانبه آمریکا و کشورهای اروپایی، جنگ تحمیلی را علیه انقلاب نوپا آغاز کردند تا با خونریزی و ویرانی، از رشد و بالندگی نظام اسلامی جلوگیری کنند.
🔹با شروع حملات هوایی و بمبارانهای سنگین پالایشگاه نفت آبادان، شهر تبدیل به ویرانهای شد و بسیاری از کارمندان مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند.

🔹خانم شوکت ناجی، همسر صبور و همراه ایشان، با چشمانی که هنوز تصویر سختی های آن روزها را از یاد نبرده، میگوید: «آن روزها فرصت و امکاناتی برای جمعآوری وسایل نبود. فقط یک کیف لباس برداشتیم و با همان اندک وسایل، راهی شهر نیریز شدیم.» این مهاجرت اجباری، آغاز فصلی جدید از سختیها اما سرشار از معنویت بود.
🔹مدتی در نیریز اقامت داشتند، اما نیاز کشور به نیروهای متخصص در شرایط جنگی بیش از پیش احساس میشد. جعفرزاده میگوید به جزیره استراتژیک خارک برای ادامه امر صادرات نفت منتقل شدیم . جزیره خارک در آن زمان، تنها تکیهگاه اقتصادی ایران و نبض حیاتی تامین بودجه کشور بود. دشمن بعثی میخواست با فشار به این جزیره، اقتصاد ایران را فلج کند، به همین دلیل روزانه آماج حملات موشکی و هوایی قرار میگرفت.

🔹وی می گوید نیروهای متخصص و فنی صنعت نفت که روزی با بستن شیرهای نفت، سهم بزرگی در سقوط رژیم شاهنشاهی داشتند، این بار ماموریت دیگری داشتند: شیرهای نفت باید باز میماند تا انقلاب به رشد و تعالی خود ادامه دهد و به واقع صنعت نفت با ابثار و تقدیم شهدای گرانقدر، امر خطیر رشد و بالندگی انقلاب را در آن زمان به دوش میکشید.
این بازنشسته شرکت نفت در خصوص شیوه کار در آن شرایط میگویند: «ما به صورت اقماری کار میکردیم؛ ۱۴ روز در جزیره خارک با تمام خطرات و ۱۴ روز در نیریز کنار خانواده. دو روز از هر ماه هم صرف تردد بین محل کار و خانه میشد.» این روند سخت و طاقتفرسا، نیازمند صبر و استقامت بالایی بود.
🔹خانم ناجی با اشاره به دلتنگیها و سختیهای آن دوران بیان میکنند: «تمام وسایل زندگی، جهیزیه و خاطراتمان را در آبادان گذاشتیم و آمدیم. در نیریز با وسایل بسیار ابتدایی در یک خانه اجارهای زندگی را میگذراندیم. اما با توکل بر خدا و تلاش و مشقات فراوان، بعد از چند سال توانستیم خانهای در محله آبادزردشت، روبروی بهداری خریداری کنیم و سقفی برای خود داشته باشیم.»

🔹در ادامه این گقتگو صمیمانه جعفر جعفرزاده با لحنی آکنده از افتخار از روزهای حضور در جزیره خارک میگوید: «هواپیماهای دشمن روزانه حمله میکردند تا شریان حیاتی کشور را قطع کنند، اما نیروهای صنعت نفت اجازه ندادند حتی یک روز صادرات نفت متوقف شود.» آنها با ابتکار عمل خلاقانه، از «اسکله شناور» روی دریا برای بارگیری نفت استفاده میکردند. اگر این اسکلهها مورد هدف قرار میگرفتند، در کمترین زمان مجدداً بازسازی و راهاندازی میشدند. همچنین برای امنیت بیشتر، نفتکشها را تا جزیره لارک و نزدیکی تنگه هرمز همراهی میکردند تا در صورت اصابت، بتوانند آتش کین دشمنان را خاموش و امنیت خلیج فارس را تامین کنند.
🔹یادآوری شهادت همکاران در حین کار، ماجرای تلخی است که آقای این تلاشگر صنعت نفت کشور اینگونه بازگو میکند: «اصابت موشکها چالههای بزرگی روی ساحل ایجاد میکرد و متاسفانه شاهد شهادت همکاران عزیزی بودیم که در حال انجام وظیفه بودند.» همکاران با کمترین امکانات و در سختترین شرایط، کار میکردند. بیشتر اوقات به دلیل وضعیت جنگی و خطر مسیر هوایی، مجبور بودیم با کشتی ابتدا به بوشهر بیاییم و از آنجا به صورت زمینی به شیراز و سپس به نیریز بازگردیم؛ سفری طولانی و خستهکننده.
🔹سخن به یادآوری حوادث تلخ و حماسی دیگر میرسد؛ از جنگ تحمیلی حزب بعث عراق گرفته تا جنگ رمضان، آمریکا صهیونی و تهدیدهای اخیر برای اشغال جزیره خارک توسط سردمداران آمریکایی مانند ترامپ. جعفرزاده که تجربه شش سال دفاع مقدس در امر صادرات و حضور در جزیره خارگ را در کارنامه دارد، با قاطعیت میگوید: «آنها ایرانی را نمیشناسند. ملت غیور ایران در هشت سال دفاع مقدس اجازه نداد یک روز صادرات نفت متوقف شود و امروز هم نخواهد گذاشت استکبار جهانی به اهداف شوم خود برسد ، ایرانی از وطن خود همانند ناموسش دفاع میکند و اجازه نمیدهد نگاه چپ به خاکش انداخته شود.»
پای صحبتهای این پیرمرد کهنه کار که نشستم وقتی سخنانش را در کنار سخنان امروز فرماندهان دلاور میدان و مسئولین کشور در دفاع از جزیره خارگ میگذارم ، دلم قرص میشود و به آرامش میرسم.
🔹با شنیدن این صحبتها مطمئن شدم که اگرچه دشمنان نابکار آمریکایی و صهیونیستی در این جنگ ترکیبی و اقتصادی، شاید بتواند زخمی سطحی به بدن وطن وارد کنند، اما غرور و غیرت ایرانی اجازه اشغال و استعمار در این کشور را نخواهد داد.
🔹همه دنیا باید بداند که اگر آمریکا جرأت کند و در جزیره خارک نیرو پیاده کند، مطمئن باشد که یا اسیر دلیرمردان سپاه و ارتش ایران خواهد شد و یا به صورت افقی و داخل جعبه جسم بی جانشان به آمریکا بازگردانده خواهند شد.
🔹مردم ایران در سال ۱۳۵۷ با انقلاب خود، قاطعانه «نه» به سلطه شیطان بزرگ گفتند. و امروز نیز، علیرغم تمام مشکلات اقتصادی و فشارهای ظالمانه، همچون کوهی استوار در برابر بیگانگان ایستادهاند و مدافع سرسخت وطن و انقلاب اسلامی باقی خواهند ماند.
رسول اکتسابی