از همان آغاز غیبت کبری حضرت حجه (عج) تا امروز این علمای عامل و مجاهدین مکتب تشیع علوی بودند که پرچم مبارزه و شناخت و آگاهی را در جوامع اسلامی برافراشته نگاه داشته و علیرغم مجاهدتها و ترک آرزوهای دنیوی، هدف و آماج توهینها و تهمتهای گوناگون، حتی از سوی کسانی که انتظار همراهی و همگامی از آنها میرود، قرار گرفتهاند. در مقابل این ستونهای محکم و پولادین، همانهائی بودهاند که امام راحل آنها را مرفهین بیدرد و آخوندهای درباری مینامد و در فرصتهای گوناگون به تقبیح مشی و حرکت ضد تکاملی آنان می پردازد. در برخی تاریخ مبارزات بیامان مردان این سرزمین با ناپاکیها و پلیدی و سیاهیها، به شهید کبیر حضرت سیدمجتبی نواب صفوی و یاران وفادارش برمیخوریم که در بیست و هفتم دی ماه 1334 به دست جلادان رژیم وابسته به پهلوی به جوفه اعدام سپرده شدند.
شهید نواب صفوی در سال 1303 در تهران به دنیا آمد پدرش نیز در کسوت روحانیت بود اما به شغل وکالت اشتغال داشت. سید مجتبی پس از تحصیلات دبیرستان به نجف اشرف رفت و به لباس روحانیت ملبس شد. و پس از مراجعت به ایران در حوادث سالهای 24 تا 34 نقش مؤثری ایفا کرد. شهید صفوی در درس خارج آیت ا...بروجردی شرکت و با مرحوم طالقانی، شهیدباهنر، آیت ا... کاشانی و بسیاری از رجل مذهبی تماس و مراوده داشتند. جوانی که اینک در نجف اشرف مشغول تحصیل علوم دینی است و سری پرشور دارد، در آستانه هفده سالگی و مقارن با فرار رضاشاه از کشور و آشفتگی اوضاع کشور، میبینید که نویسندهای هتاک و مغرور به نام احمد کسروی تبریزی با سابقه روحانیت، شروع به قلم فرسائی بر ضد تشیع و روحانیت نموده است. لذا به کشور باز میگردد و ضمن ملاقات با وی و مأیوس شدن از ارشاد نامبرده چاره را دراعدام انقلابی او می داند اما پس از دوبار ترور نافرجام در بیستم اسفند 1324 سید حسین امامی با همراهی دو سه نفر دیگر کار احمد کسروی را تمام میکنند و موجی از هیجان و شور را در محافل مذهبی کشور بوجود میآورند و البته دستگیر و زندانی می شوند که با پیگیری مقامات مذهبی و مردم سراسر کشور از بند رهائی مییابند. در بهمن 1327 پس از ترور نافرجام محمدرضا پهلوی، آیت ا... کاشانی دستگیر و به لبنان تبعید میشود. در آبان 1328 عبدالحسین هژیر وزیر دربار شاه توسط سیدحسین امامی اعدام انقلابی میشود و بعد از چند روز خود نیز به شهادت میرسد، به دنبال تقسیم و غصب سرزمین فلسطین، شهید صفوی طی اعلامیه ای مردم را برای مبارزه و اعزام به فلسطین دعوت میکند و پنج هزار نفر ثبت نام میکنند که با ممانعت دولت علی منصور موفق به اعزام جوانان به فلسطین نمیشود. در سال 1329 کتاب اعلامیه فدائیان اسلام که مانیفست آنهاست منتشر میگردد و در آن ایده تشکیل حکومت اسلامی ارائه میگیرد. بعد از به قدرت رسیدن سپهبد رزم آرا و مخالفت علنی نامبرده با ملی شدن نفت و تهدید مخالفان، دکتر مصدق و دکتر بقائی در جلسهای از شهید نواب میخواهند که مانع را از سر راه بردارد و شهید اطمینان دید هر که ابتکار را انجام میدهد به شرطی که ملیون بعد از به قدرت رسیدن احکام خدا را اجرا کنند..... و رهبران ملی آن را میپذیرند.1
رزم آرا توسط شهید خلیل طهماسبی اعدام انقلابی میگردد و حسین علا به نخست وزیری میرسد و شهید صفوی طی اعلامیهای از علا میخواهد که به دلیل عدم صلاحیت استعفا دهد و گرنه به سرنوشت رزم آرا گرفتار خواهد شد. حسین اعلا در 12 اردیبهشت 1330 استعفا میدهد و دکتر محمد مصدق به نخست وزیری می رسد و عجبا که شهید نواب صفوی توسط وزیر کشور دولت ملیگری مصدق دستگیر و 22 ماه تمام در زندان میماند.2 پس از کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط دکتر مصدق، نواب صفوی طی اعلامیهای شاه و دولت او را غیر قانونی اعلام میکند و در سفری به اردن و مصر با رهبران اخوان المسلمین دیدار میکند و طی سخنرانی در دانشگاه فؤاد قاهره میگوید: انگلیسیها را بیرون کنید، کانال سوئز را ملی کنید...3 سید مجتبی در همین سفر از عراق، سوریه و لبنان نیز دیدار میکند و در بیتالمقدس نیز حضور مییابد و اقامه نماز جماعت میکند. در 25 آبان 1334 حسین علا نخست وزیر وقت توسط شهید مظفر علیذوالقدر ترور میشود که نافرجام میماند و علا جان سالم به در میبرد و عازم بغداد میشود تا پیمان نظامی بغداد را که سید مجتبی با آن مخالف بود منعقد کند. شهید سیدعبدالحسین واحدی عازم اهواز میشود تا به بغداد رفته و حسین علا را اعدام کند که در اهواز دستگیر و در فرمانداری نظام تهران به دست تیمور بختیار به شهادت میرسد. متعاقب آن نواب صفوی، خلیل طهماسبی، سیدمحمد واحدی، مظفرعلیذوالقدر، علی بهاری، سید هادی میرلوحی(برادر شهید نواب) و احمد عباسی دستگیر و در دادگاه نظامی محاکمه و در سپیده دم 27 دی ماه 1334 نواب صفوی، خلیل طهماسبی، سید محمد واحدی، مظفرعلیذوالقدر به شهادت میرسند. و پس از انقلاب به غیر از پیکرهای مطهر شهید عبدالحسین واحدی و خلیل طهماسبی، بقیه به قم منتقل میگردند. چیزی که قابل کتمان کردن نیست اینکه مبارزات و اقدامات انقلابی فدائیان اسلام بود که زمینه انتخابات و به قدرت رسیدن دولت مصدق را فراهم نمود و جو عمومی را به سود نهضت امام خمینی(ره) تغییر داد. مهمتر از همه اینکه فدائیان اسلام در روزگاری دست به مبارزات ایدئولوژیک و سپس قهرآمیز زدند که بسیاری از مدعیان، هرگونه مبارزه را عبث و بیهوده میپنداشتند و اصولا دین را با سیاست در نمیآمیختند، و هم اینان بودند که بعد از انقلاب اسلامی نیز در بعضی نشریات حرکتهای انقلابی فدائیان اسلام را مردود و شبیه کودتا میدانستند در حالیکه شهید نواب صفوی در جلسه با سران ملیگرایان قبل از به قدرت رسیدن دکتر مصدق صراحتاً گفته بود آنها چیزی برای خود نمیخواهند و خواستار اجرای احکام اسلامی هستند. نکتهای که لازم است گفته شود اینکه بعد از دستگیری فدائیان اسلام تلاشهای گستردهای از سوی چهرههای مذهبی و سیاسی آن روزگار آغاز شد تا بلکه آنان را از حبس و اعدام رهائی بخشند. از جمله امام خمینی(ره) سعی نمودند در تماسی با مرجع بزرگ حضرت آیت ا... بروجردی موضوع را پیگیری نمایند که بنا به دلایلی هیچکدام از این تلاشها نتیجه ندادند و رژیم پهلوی آنان را به جوفه های اعدام سپرد. و همچنین خونهای پاک و مقدس بود که زمینه قیام حضرت امام را فراهم و بذر آگاهی را دربین مردم و به خصوص طلاب و دانشجویان پراکند و در نهایت در سال 1357 این نهال ارزشمند به بار نشست. روحشان قرین رحمت واسعه الهی.
پی نوشت:
1- آموزگار من نواب، محمدجواد حجتی کرمانی، انتشارات اطلاعات، 1387، چاپ اول صفحه 52
2- پیشین صفحه 53
3- پیشین صفحه 54
با استفاده از کتاب یادواره شهید نواب صفوی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سید هادی خسروشاهی و منبع پیشین.