«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)
در حالی که قرار بود در اولین روز اجرایی شدن برجام همه تحریمهای هستهای برداشته شده و در دولت دوم روحانی نیز باقی تحریمها نیز از بین بروند تحریمها نه تنها برداشته نشدند که بر میزان آنها نیز افزوده شده است با این وجود روزنامههای زنجیرهای به جای عذرخواهی از ملت که بزککننده برجام بودند فرار به جلو را اتخاذ کرده و همه تقصیرها را متوجه منتقدین میکنند! روزنامه زنجیرهای آرمان در یادداشتی به اظهارات غیر دیپلماتیک و به قولی صریح ظریف وزیر مستعفی امور خارجه در ماههای گذشته پرداخته و مینویسد: زمان به سرعت در حال سپری شدن است واگر تصمیمات مهم و حساس در موقع خود اتخاذ نشوند قطعا با خسارتهای زیادی رو بهرو خواهیم شد. تصریح وزیر خارجه وخطاب او به مجمع تشخیص مصلحت نظام که پیرامون FATF براساس واقعیات تصمیم بگیرند بسیار مهم و به معنایی دردمندانه است. اگر شرایط کشور عادی بود، اگر انبوه مشکلات از گذشته برای ما به ارث نرسیده بود، اگرصندوق ذخیره ارزی با پولپاشیهای دولت دهم سبک وزن نشده بود، اگر زمینه تحریم گسترده و همهجانبه ایران با ندانمکاریهای گذشته فراهم نشده بود، اگر برجام را از داخل و خارج کشور با شدیدترین حملات تضعف نکرده بودند، اگر دولت یازدهم کشور را با رشد اقتصادی منفی تحویل نگرفته بود، اگر مواضع عقلانی و صلحطلبانه ایران با اقداماتی نظیر حمله به سفارت عربستان در تهران مخدوش نشده بود واگر واقعیتهای تلخ دیگر وجود نداشتند میتوانستیم در آرامش موضوع الحاق به کنوانسیون پالرمو را بررسی کنیم و پای انتخاب خود بایستیم و از عواقبش هم هراسی به دل راه ندهیم. نویسنده وضعیتی را تصویر گر میشود که روحانی کشور را در شرایطی مخروبه تحویل گرفته و امروز دیگر کاری نمیشود کرد چرا که بحران به مرحله غیر قابل بازگشت رسیده است، آرمان نمینویسد و به این نمیپردازد که گفته شده بود دیگر با برجام تحریم هستهای باقی نخواهد ماند و در دولت دوم نیز باقی تحریمها از بین خواهد رفت، اگر شرایط به آن گونه که میگویند بحرانی و غیر قابل حل بود چرا مسئولیت را به عهده گرفتند رئیسجمهور سال ۹۲ چندین بار قسم یاد کرد که اگر مشکلات کشور راهحلی نداشت نامزد انتخابات نمیشد و امروز نزدیک ش سال از آن روزها میگذرد و همواره به جای پذیرفتن خطا در اعتماد به آمریکا و غرب پیشینیان را مسئول ندانمکاریهای خود معرفی میکنند [۲/۲۸، ۵:۵۹ قبلازظهر] شما: در حالی برخی مقامات دولتی بر ضرورت تصویب لوایح الحاق ایران به پالرمو و CFT در مجمع در راستای مقابله با تحریمها تأکید دارند که مقامات ارشد آمریکایی به شدت موافق ایجاد این زیرساختها از سوی ایران هستند. رئیسجمهور نیز در مجمع عمومی سالیانه بانک مرکزی درباره این موضوع گفت: اگر رابطه ما با گروه اقدام مالی قطع شود، فعالیت بانکی ما در سطح جهان با مشکل مواجه میشود.این اظهارات از سوی برخی مقامات ارشد دولتی در حالی بیان میشود که مقامات ارشد آمریکایی و رئیس FATF به صراحت به عکس این ادعا اعتراف و اذعان میکنند. در جلسه استماع کنگره آمریکا در سپتامبر ۲۰۱۸ (شهریور ماه ۱۳۹۷)؛ همزمان با اوجگیری قیمت دلار در بازار آزاد و وضعیت بلاتکلیف لایحه الحاق ایران به کنوانسیون CFT در مجلس شورای اسلامی، «مارشال بیلینگزلی» دستیار وزیر خزانهداری آمریکا که همزمان ریاست FATF هم بر عهده دارد، به صراحت اعلام کرد: «تلاشهای ما همراه با سوء مدیریت و فساد در اقتصاد ایران هماکنون به نتایجی دست یافته است و من امروز یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی این روزهای ایران را به کنگره نشان میدهم و این شاخص، ارزش ریال نسبت به دلار آمریکاست. در طول تاریخ تحریمهای ایران ما چنین افتی را در ارزش ریال ندیدهایم. ریال ایران اکنون به اندازه یک صدوچهل هزارم دلار معامله میشود [یک دلار معادل ۱۴۰ هزار ریال است] و دوسوم ارزش خود را از دست داده است. چه شباهتی است بین تهدید به استعفای روحانی قبل از تصویب برجام و استعفای #ظریف قبل از تصمیم گیری نهایی در خصوص لوایح پالرمو و #CFT ؟؟!!میان تهدیدات چند روز گذشته روحانی _نسبت به نیروهای مسلح، قوهقضائیه، مجمع تشخیص_و استعفای مجازی آقای ظریف چه ارتباطی وجود دارد؟ ناکامی ورشکستگان خروج از حاکمیت برای قربانی کردن ظریف
نشریات مدعی همسویی با دولت، نقش دوگانهای را در قبال استعفای محمدجواد ظریف در پیش گرفتند. این طیف از یک سو، منتقدان را متهم به خوشحالی از استعفای ظریف معرفی کردند و از سوی دیگر قلم را دست کسانی سپردند که میگویند کار ظریف درست بود و باید استعفا میکرد و میرفت! روزنامه ایران تیتر یک دیروز خود را به عبارت «نه به استعفا» اختصاص داد اما سرمقاله خود را به عباس عبدی سپرد تا دوگانگی حاکمیت القا کند. عبدی جزو اولین نفرات در میان افراطیون مدعی اصلاحات بود که دقایقی پس از اعلام استعفای ظریف، در توییتر هورا کشید و نوشت ظریف کار خوبی کرد استعفا کرد(!) وی در دوره اصلاحات، از مدعیان خروج از حاکمیت بود و به هر بهانهای از دولتمردان و نمایندگان مجلس میخواست استعفا داده و از حاکمیت خارج شوند. با این وصف معلوم نیست روزنامه دولت چرا ستون سرمقاله خود را به یک مدافع خروج از حاکمیت که از استعفای ظریف حمایت کرده بود سپرد و همزمان تیتر «نه به استعفا» را برای تیتر اول خود انتخاب کرد؟! در همین حال روزنامه آرمان نیز دیروز به قلم فریدون مجلسی نوشت: به نظر میرسد که مأموریت آقای ظریف انجام یافته و خارج از مأموریتی که اوج آن را در برجام مشاهده کردیم و خیلی هم موفقیتآمیز بود، موقعیت دیگری برای وی باقی نگذاشتند که ادامه دهد. آقای ظریف باید به دانشگاه و تدریس بازگردد و سیاست خارجی را به دست کسانی بسپرد که از اختیارات لازم برخوردارند. گفتنی است اشتیاق افراطیون در پشت هزینهتراشی برای کشور در توییتها و نوشته کسانی چون شکوریراد، رمضانزاده، آذر منصوری، عیسی سحرخیز، حجت نظری و... آشکار بود.یادآور میشود در پی انتشار خبر استعفای ظریف، حجت نظری عضو شورای شهر تهران و عضو اعتماد ملی نوشته بود:استعفای ظریف و شهامت او را تحسین میکنم. کاش همه ما شهامت داشته باشیم(!) علی شکوریراد رئیس حزب اتحاد ملت نیز نوشته بود: ظریف یک دیپلمات تمامعیار است و ظرایف سیاست را میشناسد و پیامدهای هر اقدامی را میداند. او به خوبی میدانسته است یا نباید # استعفا بدهد یا اگر استعفا داد ناگزیر باید پایش بایستد چرا که میفهمد استعفا # پایان کار ظریف نیست. بازگشت به کار پس از اعلام کنارهگیری پایان کار ظریف است. همچنین عیسی سحرخیز مدیرکل مطبوعات داخلی در دولت اصلاحات که مدتهاست با ضدانقلاب همکاری میکند، نوشت:«روحانی اگر مرد میدان سیاست باشد، به جای تلاش برای بازگرداندن ظریف خود نیز باید استعفا دهد». در مقطع کنونی، دشمنان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران با بهرهبرداری از وضعیت اقتصادی موجود که عمدتاً ناشی از سوء مدیریت و عملکرد ضعیف دولت است، به دنبال ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامی و القای دوگانه معیشتـنظام هستند. بنابراین آمریکا با اتخاذ سیاست فشار حداکثری و اعمال تحریمهای به اصطلاح فلجکننده، اقتصاد و معیشت مردم را نشانه رفته است. ایالات متحده به کمک فضای مجازی و با عملیات روانی سعی در مهندسی افکار مردم و جوانان دارد تا بتواند مردم را در مقابل نظام قرار دهد؛ از این رو توجه به سه نکته ضروری است؛ آمریکا و جامعه غرب با فعالسازی همه توان خود در حوزه عملیات روانی، عملاً جنگ سخت و فیزیکی را از دستور خود خارج کرده و تلاش همهجانبهای برای محدود کردن اقتصاد ایران آغاز کردهاند؛ از این رو صحبت از مذاکره یا اعتماد مجدد به غرب به جای مقاومت در مقابل آنان، جای تعجب دارد. سیاست دوگانهسازی که در چند سال گذشته در موضوعاتی، چون هستهایـ معیشت و... مطرح شده است، به طور قطعی برای انحراف افکار عمومی بوده و هیچ نفعی برای ملت ایران ندارد؛ اتفاقی که به عینه در برجام دیده شد. در نتیجه امروز مسئولان کشور نباید دچار اشتباه محاسباتی شده و در مقابل سیاست دوگانهسازی حساس باشند. جنگ امروز، جنگ شناختی است. تغییر افکار و ذهن مردم با برجستهسازی سوء مدیریتها و نارضایتیها، تغییر نگرش در خواص از جمله سلبریتیها و در نتیجه تغییر در باورها، از جمله اهداف جنگ شناختی است؛ از این رو دشمن با ایجاد جنگ شناختی به دنبال ضربه زدن به آرمانهای نظام اسلامی در داخل کشور است که به طور قطعی شکست سنگینی نیز خواهد خورد. در پایان باید گفت، دشمن در برابر ملت ایران شکست خورده و رو آوردن به جنگ روانی دلیلی بر همین ضعف است. همه باید هوشیار باشیم که ایجاد ناامیدی در صدر برنامههای عملیات روانی غرب علیه کشورمان قرار دارد. ارائه تصویر سیاه از سال آینده از هم اکنون در رسانههای معاند و ضد انقلاب شروع شده است که همگی باید هوشیار و حساس باشیم. نباید فراموش کنیم که هنر انقلاب اسلامی عبور از بحرانهاست و در جنگ اقتصادی نیز ملت بزرگ ایران پیروز خواهند شد و شکست سنگینی در انتظار غرب است. به کوشش : عبدالرحیم بناکار