«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»      عاقلان هدایت یافته،حرفها را میشنوند و سپس بهترین را انتخاب میکنند(سوره مبارکه زمر آیه 18)      
يکشنبه - ۰۹ آذر ۱۴۰۴
کد خبر: ۱۳۰۲۳
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۱

درس‌هایی از یک حادثه

چهارشنبه گذشته ۵ آذرماه ۱۴۰۴، روز بدرقه‌ی پیکر مطهر مرحوم حاج حسین خواجه‌زاده بود که در حادثه تلخ رانندگی جانش را از دست داد ؛ روزی تلخ که انسان را وامی‌دارد مکث کند، فکر کند و دوباره به زندگی و مرگ بیندیشد.

نمی‌دانم باید از چه شروع کنم؛ از ناپایداری دنیا یا از زیبایی‌ها و تلخی‌هایش؟

از پیچیدگی‌های زندگی، از زمانی که پس از یک حادثه تلخ و از دست دادن جان عزیزی به راحتی می‌گوییم بیمه پرداخت می‌کند، پس حق الناس چه می شود؟، از بی‌عدالتی‌ها و بی‌نظمی‌هایی که هر روز می‌بینیم؟

از فرهنگی که باید بسازیم و از عاداتی که باید ترک کنیم؟

از خودروهایی که قرار است ابزار رفاه باشند اما گاهی به ارابه‌های مرگ تبدیل می‌شوند؟

نمی‌دانم کدامشان را پررنگ‌تر بگویم؛ فقط می‌دانم مرگ، با همه اندوهش، آموزگار بزرگی است.

بر اساس باور ما، مرگ حقیقتی گریزناپذیر است و در زمان مقدرش فرا می‌رسد؛ اما این حقیقت، مسئولیت ما را سبک نمی‌کند. هر حادثه پیامی دارد. هر اتفاق آینه‌ای است برای دیدن کوتاهی‌ها، برای بازخوانی رفتارهای فردی و اجتماعی‌مان.

 

درس‌هایی از یک حادثه

حادثه ناگواری که باعث درگذشت این عزیز شد، دوباره به ما یادآوری کرد که در رعایت قوانین، در احترام به حقوق دیگران و در محافظت از جان خود و دیگران چقدر کوتاهی می‌کنیم.

چرا هنوز باید زندگی انسان، در یک لحظه و با یک بی‌احتیاطی ساده پایان یابد؟

چرا هنوز باید خانواده‌ای داغدار شود، فقط به‌خاطر کسری ثانیه‌ای بی‌نظمی؟

یکی از حاضران در مراسم خاطره‌ای گفت که تلنگری جدی بود! تعریف می‌کرد:«بچه‌خواهرم در انگلستان زندگی می‌کند. یک بار فقط پنج متر مانده به مدرسه‌ی فرزندش، خلاف جهت خیابان حرکت کرده. همین چند متر کافی بود تا پلیس گواهینامه‌اش را سه سال ضبط کند؛ در دادگاه هم هیچ توضیح و دفاعی پذیرفته نشد.»

این یعنی آنجا قانون شوخی‌بردار نیست. یعنی مردم و قانون برای حفظ جان انسان‌ها، با هیچ‌کس و حتی با خودشان مماشات نمی‌کنند.

شاید وقت آن رسیده که ما نیز قانون را جدی‌تر بگیریم؛ نه برای تنبیه، بلکه برای حفظ جان انسان‌ها.

برای اینکه دیگر مادری، یا دختری در انتظار بازگشت فرزندش یا پدرش چشم‌به‌راه نماند؛ دیگر خانواده‌ای کنار قبرستان بی‌صدا نشکند.

برای برقراری نظم باید سخت‌گیر بود؛ باید حرمت جان انسان‌ها را جدی گرفت.

نظم، زیربنای امنیت و آرامش است و خداوند جهان را بر پایه همین نظم آفریده است.

پس ما نیز باید زندگی‌مان را با این اصل هماهنگ کنیم و مسئولیت رفتارهای فردی و اجتماعی خود را بپذیریم.

شاید این، یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی باشد که رفتن انسان‌های نیکی چون حاج حسین برای ما بر جای می‌گذارند؛

درسی برای بیداری، برای اصلاح، برای قدر دانستن لحظه‌ها و جان‌ها.

روحشان شاد و یادشان همیشه گرامی

 

 

رسول اکتسابی

منبع: تولیدی
نظرات بینندگان