این هفته میخواهیم در رابطه با دوستی های بین دخترو پسر بحث کنیم. در این دوسه ساله اخیر اینگونه روابط
خیلی زیاد باب شده بطوری که هر کسی با جنس مخالفش رابطه نداشته باشد مسخره میشود و به زبان خودمان او را امل مینامند.
آنقدر برای جوانان هیجان و سرگرمی ایجاد شده است که ترک این کار ناپسند سخت شده وهر چه زمان میگذرد بیشتر در این منجلاب فرو میروند.
در جمع دوستانه بیشتر مباحث جمع در مورد فلان دوستی و فلان رابطه میباشد به طوری الان هر جوانی که بخواهد ازدواج کند به دنبال شریک زندگی سالم میگرددو نوعی بی اعتمادی بین جوانان نسبت بهم به وجود آمده است.و از هر پسری سوال شود که چرا ازدواج نمیکنید اولین جمله ای که میشنوید این است که میگوید دخترپاک و نجیب پیدا نمیشود و در مقابل هم از هر دختری سوال کنید میگوید که پسر قابل اعتماد پیدا نمیشود میترسم ازدواج کنم و خیانت ببینم.
درچند سال قبل اگر پسر دختری با هم دوست میشدند و این رابطه برملا میشد خانواده ها فرزند خاطی را تنبیه میکردند و او تاوان سختی برای این کار بسیار زشت میپرداخت ولی امروزه والدین خیلی راحت دارنداز این موضوع میگذرند و این آسان گیری و به قول خودشان آزادی باعث نابودی آینده فرزند چه دختر وچه پسرمیشودشاید الان آثار آن بروز نکند ولی در بلند مدت تبعاتی دارد.ما نمیخواهیم که روابط والدین با فرزندان سخت گیرانه باشد یا آنقدر آزاد چون در دو حالت فرزند راه اشتباه را در پیش میگیرد.شایدیکی از دلایل برقراری اینگونه روابط نبود محبت هایی که باید در خانواده باشد و نیست و برعکس شاید بخاطر آزادی های بیش از حدی باشد که فرزندان داده میشود تا همه چیز را تجربه کنند من جمله رابطه با جنس مخالف است. آزادی به چه قیمتی؟
به طور کلی روابط باز
و آزاد دوجنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفتها و آسیبهای روانی و اجتماعی جبران
ناپذیری است. در زیر به چند نمونه از این آسیبها اشاره میشود:
1- فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا میشود این گونه
روابط و دوستیها به انگیزه ازدواج شکل میگیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده میشود،
روح حاکم بر این گونه دوستیها، عشقورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در
میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام میفرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»،
دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.
در حالی که تصمیمگیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با
تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستیهای قبل از گزینش همسر، راه عقل را
مسدود و چشم واقع بین انسان را کور میسازد و اجازه نمیدهد تا یک تصمیم صحیح و
پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخابها که در فضایی آکنده از احساسات و
عواطف انجام میگیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقعبینانه، زندگی مشترک را تلخ
و آینده را تیره و تار میسازد.
2- ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای
دختران و پسران حل نمیکند بلکه بر مشکلات آنان میافزاید.
این گونه دوستیها و روابط اگر به ازدواج بیانجامد پس از مدتی
از شکلگیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود میگوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه
نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا
معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که
در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
بر این اساس این گونه ازدواجها دارای پایه واساسی سست و متزلزل
است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی میگردد.
3-افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث
میشود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقاتهای حضوری
و تلفنی خود بکنند و این بزرگترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل
دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است.
دلمشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید میآید
بزرگترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و
دانشگاهها توصیه میکنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد
تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
4- عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده: این گونه روابط و دوستیها
معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل میگیرد و در خلال آن از خود باوری و
زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس
تمییز داده نمیشود. عشق حقیقی و پاک با هوسهای آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری
دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی
و افول مینهد. جاذبه و دل رباییها مربوط به روزها و ماههای اول دوستی است. ولی
دیری نمیپاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک
طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث میشود برخی سراغ ازدواج و تشکیل
خانواده نروند جامعهای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچگونه ضمانتی
برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبیها و کمالات والای
انسانی در پرتو تشکیل خانوادهای سالم، به فعلیت میرسد.
5-اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:در دوستیهای موجود
بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه
برای ممانعت از برقراری این دوستیها وجود دارد، این گونه دوستیها با مخاطرات
روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط
پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت میگیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را
به دنبال خود دارد.
بنابر این وجود چنین دلهرهها و اضطرابهایی که گاهی لطمههای
جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیبهای این گونه روابط است.
6- محرومیت از ازدواج پاک: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال
پاکیها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به
سرنوشت خود زدهاند و این امر باعث میشود که آنها به جرم آلودگی به این روابط
شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج
پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند.